سبز روشن

امام(ره): آقاي خامنه‌اي نعمتي است كه خدا به ما داده است

 
به مناسبت انتخاب حضرت آيت‏الله خامنه‏اى به رهبرى نظام جمهورى اسلامى؛
امام(ره): آقاي خامنه‌اي نعمتي است كه خدا به ما داده است

  امام خميني مي فرمودند: (در بين) رئيس‏جمهورها و سلاطين و امثال اين‏ها، (نمى‏توانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنه‏اى پيدا بكنيد...(او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).


به گزارش خبرگزاري فارس، به مناسبت سالگرد انتخاب حضرت آيت‏الله العظمى خامنه‏اى به رهبرى نظام جمهورى اسلامى ايران توسط مجلس خبرگان‏، برخي جملات و تعابير بنيانگذار انقلاب اسلامي نسبت به ايشان تقديم مخاطبين عزيز مي‌شود.

حضرت امام خمينى(ره):
آقاى خامنه‏اى، نعمتى است كه خدا به ما داده و در بين متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، چون خورشيد، روشنى مى‏دهند

آواى دعوت او در جهان طنين‏انداز است‏

من آقاى خامنه‏اى را بزرگ كردم.(1) (او كسى است) كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين‏انداز است؛(2) متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين سياست.(3)

چون خورشيد روشنى مى‏دهند
اين‏جانب كه از سال‏هاى قبل از انقلاب با (ايشان) ارتباط نزديك داشته‏ام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاكنون باقى است، (ايشان) را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانبدارى مى‏كنيد، مى‏دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى (هستند) كه چون خورشيد روشنى (مى‏دهند).(4)

نعمتى است كه خدا به ما داده است‏
شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، (در بين) رئيس‏جمهورها و سلاطين و امثال اين‏ها، (مى‏توانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنه‏اى پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى‏اش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمى‏كنيد. من ايشان را سال‏هاى طولانى مى‏شناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بود، ايشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پيام‏ها تشريف مى‏بردند و بعد از اين هم كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. (او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).(5)

در پناه خود حفظ فرمايد
ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقيةالله ارواحنا فداه افتخار مى‏كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شب‏ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزيز تبريك مى‏گويم كه در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم(6) (و) ان شاء الله تعالى خداوند، امثال جناب عالى را كه جز خدمت به اسلام نظرى نداريد، در پناه خود حفظ فرمايد.(7)



 

تساوی انگاری بالاترین ملعون

همانطور که در پست های قبلی به این موضوع اشاره شده بود. اینبار شاهد مقایسه کردن و به نوعی مساوی انگاری به صورت مستقیم هستیم. و العیاذ بالله هاله سحابی را به نوعی فاطمه ای دیگر روا داشته اند که خدایشان نگذرد. به نوعی که از این الفاظ استفاده شده:

و چقدر سخت است خواندن و دیدن این حرف ها. لعنت خدا بر شما. و حال نمونه ای دیگر:

حال به تصویر لوگوی بالاترین دقت کنید که به علت مرگ سحابی ها تغییر کرده. در این تصویر شاهد دو نماد مسیحیت هستیم. اول تابوتی که به رسم تابوتهای مسیحیان کشیده شده و نه مسلمانان و دیگری شمشیری که در بدن و تابوت فرو رفته که از قسمت بالایی در نگاه اول به صلیب می ماند.

در مورد دیگر شاهد دوخته شدن جسد داخل تابوت به تابوت هستیم که هر کس متوجه خواهد شد که کدام یک از ائمه ما اینگونه شد.

در هر حال ما هر روزه شاهد توهین های این سایت صهیونیستی به مقدسات مسلمانان و شیعیان هستیم و همچنین بالا بردن مقام و منزلت نداشته اسطوره های خود با چسباندن و وصل کردن آنها به ائمه معصوم علیهم السلام.

همانطور که در پست های قبلی خوانده اید این روند به صورت کاملا مستقیم و بی پروا در حال رشد است تا شاید بتوانند مظلوم سازی کنند و خدشه ای به چهره ی پاک نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بیندازند. اما تا حزب الله و بسیج را در مقابل دارند تمام کارهای خود را در بن بست می بینند.


 
حمایت‌مغزمتفکراصلاحات از رأس‌جریان‌انحرافی
حمایت‌مغزمتفکراصلاحات از رأس‌جریان‌انحرافی

‌جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران عنوان کرد: کسی که در فتنه ۸۸ به دلیل مخالفت با این دولت و نظام دستگیر شد و از او به عنوان مغز متفکر اصلاحات یاد می‌کنند در خصوص شخصی که در رأس جریان انحرافی قرار دارد گفته است اگر او همینگونه پیش رود و کاندیدای ریاست جمهوری شود در این زمینه مشکلی نداریم.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ۸۰ درصد دولت را در مسیر انقلاب دانست و جریان انحرافی را خطرناکتر از انجمن حجتیه و دوران اصلاحات عنوان کرد.

 حجت الاسلام مجتبی ذوالنور پیش از خطبه‌های نماز جمعه این هفته قم با اشاره به فعالیتها و موفقیتهای دولت در بخشهای مختلف به خصوص اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها اظهار داشت: امروز ۸۰ درصد دولت در مسیر انقلاب قرار دارد و جریان انحرافی در بدنه دولت نفوذ کرده است تا دولت را از مسیر اصلی خود خارج کند.

وی با اشاره به ماجرای برکناری وزیر اطلاعات اظهار داشت: جریان انحرافی قرار بود در این دستگاه مهم کشور نفوذ کند تا بتواند در اتفاقات مهم کشور از جمله انتخابات تأثیرگذار باشد.

ذوالنور افزود: اگر چه برخی از مسئولین کشور تحت تاثیر این جریان انحرافی قرار دارند اما با ورود رهبر معظم انقلاب این توطئه آنها در نطفه خفه شد.

جریان اصلاحات از رأس جریان انحرافی حمایت کرده است

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در ادامه عنوان کرد: کسی که در فتنه ۸۸ به دلیل مخالفت با این دولت و نظام دستگیر شد و از او به عنوان مغز متفکر اصلاحات یاد می‌کنند در خصوص شخصی که در رأس جریان انحرافی قرار دارد گفته است اگر او همینگونه پیش رود و کاندیدای ریاست جمهوری شود در این زمینه مشکلی نداریم.

وی تصریح کرد: خطر جریان انحرافی از تمامی خطراتی که در طول سی سال بعد از انقلاب اسلامی با آن مواجه بوده‌ایم به مراتب بیشتر و سنگین‌تر است.

وی با بیان اینکه جریان انحرافی از انجمن حجتیه نیز خطرناکتر است افزود: مبانی اعتقادی انجمن حجتیه این بود که در دوران غیبت کبری هر پرچمی که به عنوان حکومت اسلامی برافراشته شود باطل است و باید با ترویج فساد و گناه زمینه را برای ظهور نزدیک کرد.

ذوالنور ادامه داد: گرچه انجمن حجته دم از مهدویت می‌زد و مدعی ملاقاتهای دروغین بود اما نتوانست در دولت و کشور نفوذ پیدا کند.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ادامه داد: جریان انحرافی به دلیل اینکه بر قدرت پنجه انداخته است از این رو خطر آن به مراتب بیشتر از انجمن حجتیه است.

وی در ادامه با بیان اینکه جریان اصلاحات دروغین نیز ۸ سال قدرت را در دست داشت و از همه جهت به ارزشهای نظام و انقلاب حمله می کرد افزود: جریان انحرافی از جریان اصلاحات نیز بدتر و خطرناکتر است چرا که جریان فاسد اصلاحات در تریبونهای رسمی و مطبوعات زنجیره‌ای خود آشکارا حاکمیت دینی را مورد حمله قرار می‌داد اما جریان انحرافی امروز سعی می‌کند تظاهر به دینداری داشته باشد و در ظاهر با دین درگیر نشود.

 
بدترين توهين‌ها به اسلام در دوران اصلاحات
بدترين توهين‌ها به اسلام در دوران اصلاحات

نماينده ولي‎فقيه در سپاه گفت: بدترين توهين‌ها به اسلام در دوران اصلاحات صورت گرفت.
  حجت‌الاسلام والمسلمين علي سعيدي شامگاه جمعه در مراسم گراميداشت بيست و دومين سالگرد ارتحال امام راحل در مسجد جامع كردكوي، داشتن رهبري و حمايت مردمي را از عوامل شكل‎گيري هر انقلاب ذكر كرد و اظهار داشت: حكومت ديني بدون رهبر قابل تحقق نيست. 

وي با بيان اينكه بزرگترين و اساسي‎ترين شاخص حكومت ديني رهبري الهي است، تصريح كرد: اين رهبر الهي در يك دوره به پيامبر (ص) و امامان معصوم و در دوره ديگر به ولي فقيه سپرده مي‎شود. 

نماينده ولي‎فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينكه اصل ثابت و غيرقابل تغيير در حاكميت ديني اصل ولايت فقيه است، گفت: همه اختيارات پيامبر (ره) براي اداره حكومت به ولي فقيه واگذار شده است. 

سعيدي با بيان اينكه درست است كه ولي فقيه تمام خصوصيت امام معصوم را ندارد ولي تمام اختيارات امام معصوم را دارد، افزود: همساني در وجوه تبعيت همان گونه كه نسبت به پيامبر و امام معصوم است نسبت به ولي فقيه هم وجود دارد. 

وي با اشاره به اينكه همه وظيفه دارند حكم امام معصوم و ولي فقيه را تبعيت كنند، خاطرنشان كرد: اين اصل ثابت و فراگير براي شكل‌دهي حكومت ديني و مردمي است. 

سعيدي با بيان اينكه مردم در شكل دادن حكومت ديني نقش اساسي دارند، گفت: مردم انرژي متراكم هستند كه اگر در يك نقطه جمع شوند مي‎توانند هم در محور علي (ع) و يا در محور معاويه قرار گيرند. 

وي با بيان اينكه هر كجا مردم وارد عرصه شوند بزرگترين معجزه‎ها را صورت ميدهند، اظهار داشت: مردم در ماجراي فتواي تنباكو نشان دادند چنانچه تصميم بگيرند فتواي فقهيي را عملي كنند بزرگترين معجزه را ايجاد خواهند كرد. 

نماينده ولي‎فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اشاره به انقلاب حضرت نوح (ع) و اينكه بعد از ۹۵۰ سال عمر تنها ۸۰ نفر ايمان آوردند، گفت: نقش مردم در عينيت حكومت ديني موثر و موجب افزايش قدرت رهبري مي‎شود براي همين انقلاب حضرت نوح (ع) به نتيجه نرسيد. 

سعيدي با اشاره به آفت‎هاي انقلاب افزود: تن‎پروري در مقابل فرامين رهبري باعث سقوط انقلاب مي‎شود.
وي رفاه‌پروري و دنباله‎روي از خواص منحرف را از ديگر آفت‎هاي انقلاب ذكر و گفت: نبايد مرم رهبرشان را فراموش كنند و دنبال رهبر منحرف حركت كنند. 

وي ادامه داد: در صدر اسلام عده‎اي بودند كه دنباله ‎رو طلحه و زبير شدند و علي (ع) را تنها گذاشتند. 

نماينده ولي‎فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد: بعد از انتخاب درست و قاطعانه مجلس خبرگان رهبري بعد از رحلت امام خميني(ره)، رهبري انقلاب به آيت‎الله خامنه‎اي سپرده شده است نبايد هيچ شخصيتي را در عرض رهبري قرار داد. 

سعيدي افزود: همه بايد تحت فرامين رهبري باشند حتي اگر سابقه انقلابي آنچناني داشته باشند.
وي با بيان اينكه ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ نفطه اصلي حركت انقلاب بود، گفت: در آن زمان اگر مردم با انتخاب آيت‎الله خامنه‎اي همراهي نمي‎كردند چيزي از انقلاب باقي نمي‎ماند. 

وي با اشاره به طوفان‎هايي كه در زمان رهبري مقام معظم رهبري در كشور ايجاد شد، گفت: در دوران اصلاحات بدترين توهين‎ها به اسلام شده است. 

سعيدي تصريح كرد: امام هميشه تاكيد داشت نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد اما در دوره اصلاحات اين اتفاق افتاد. 

نماينده ولي‎فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي افزود: طرح سه فوريتي براي پروتكل هسته‎اي و نامه برخي نمايندگان ششم مجلس به مقام معظم رهبري و پيشنهاد نوشيدن جام زهر نيز از جمله فتنه‎هاي آن دوران بود. 

وي اضافه كرد: در دوران اصلاحات اصلاح‎طلبان قائله ۱۸ تير را به وجود آوردند اما مردم در ۲۳ تير ماه آن را جمع كردند.
وي با بيان اينكه كلام رهبري هميشه اين است كه اگر تنها هم بماند تسليم جريان فتنه‎گران نمي‎شود، گفت: مردم مي‎دانند اگر رهبري را تنها بگذارند بار ديگر حادثه كربلا اتفاق خواهد افتاد. 

سعيدي با بيان اينكه در حال حاضر مردم ما از جريان انحرافي كه در بدنه قوه مجريه ايجاد شده احساس نگراني مي‎كنند، گفت: آن كسي كه منتظري را به سقوط كشاند جريان نفودي بود و حتي بني‌‎صدر نيز از طريق افراد نفوذي ضربه خورد. 

وي با بيان اينكه طي يك‌سال گذشته چيزهايي مي‎شنويم كه نگران‌كننده است، افزود: عبور از گفتمان انقلاب و گفتن اينكه ملت ما با اسرائيل دوست است يا گرايش افكار ملي‎گرايانه با ترويج مكتب ايراني در مقابل مكتب اسلامي و استفاده غير متعارف از بيت‎المال مطالبي نيست كه مردم به سادگي از آن عبور كنند. 

سعيدي افزود: وقتي رهبري چيزي را تشخيص دادند مردم انتظار دارند مسئولان گوش دهند

 
سخنراني مقام معظم رهبري در حرم امام خميني(ره) آغاز شد
سخنراني مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي دقايقي قبل با حضور ميليوني اقشار مختلف از سراسر كشور در حرم امام خميني(ره) آغاز شد.


 در مراسم بيست و دومين سالگرد رحلت امام خميني(ره) كه از ساعاتي قبل با
حضور پرشور و ميليوني عزاداران بنيانگذار انقلاب اسلامي در حرم مطهر امام راحل آغاز
شده، محمود احمدي نژاد رييس جمهور، آيت الله لاريجاني رييس قوه قضاييه و علي لاريجاني
رييس قوه مقننه به همراه ديگر مسئولين عاليرتبه نظام نيز حضور دارند.

سخنراني رهبر معظم انقلاب به صورت زنده از سيماي جمهوري اسلامي ايران در حال پخش است.
 

 
آستان خميني كبير خاستگاه عاشقان شد
همزمان با بيست و دومين سالگرد ارتحال ملكوتي امام (ره) ميليون‌ها نفر از عاشقان و شيفتگان امامت و ولايت از جاي جاي ايران اسلامي به مرقد امام خميني آمدند تا بارقه اميد را به جهانيان نشان دهند  



  از صبح امروز و در بيست و دومين سالگرد عروج ملكوتي امام خميني (ره) ميليون‌ها نفر از عاشقان و شيفتگان امامت و ولايت از جاي جاي ايران اسلامي به مرقد بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران آمدند تا در روز خدا حماسه ديگري بيافرينند.

عاشقان آن عزيز سفر كرده، از جاي جاي ايران اسلامي در قالب كاروان هاي زيارتي راهي حرم مطهر آن امام عظيم‌الشان شده‌اند.
خيابان‌ها و مسيرهاي منتهي به حرم مطهر امام خميني (ه) مملو از جمعيتي است كه به عشق ولايت و امامت آمده‌اند.
شركت‌كنندگان يكپارچه با برافراشتن پرچم‌هاي سياه و عكس‌هاي رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و نوحه‌سرايي از صبح امروز حرم مطهر را همچون نگين انگشتري در بر گرفته و با دل و جان اشك ماتم مي‌ريزند.
كاروان‌هاي مختلف همچون روز گذشته از بامداد امروز با حجم بيشتري وارد حرم مطهر امام خميني مي‌شوند.
دقايقي پيش 50 هزار زائر اصفهاني با يك هزار و 200 اتوبوس به حرم امام خميني (ره) براي شركت در مراسم به تهران رسيدند.
دوچرخه‌سواران اصفهاني نيز كه حركت خود را از چند روز پيش آغاز كرده‌ و مسير اصفهان تا تهران را ركاب زدند وارد حرم مطهر امام خميني (ره) شدند.
بر پايه اين گزارش، پايگاه‌هاي امدادرساني، اورژانس و آتش‌نشاني با استقرار در محل‌هاي تعيين شده از صبح امروز آماده خدمت‌رساني به عاشقان شركت‌كننده در مراسم بزرگداشت ارتحال حضرت امام خميني (ره) هستند.

 
 
و سلام بر تو تا هميشه تاريخ

اماما ! اي سود سخنت سرماي جمود از انديشه هايمان زدود و گرماي نفست، روحي دوباره در جان هستي مان دميد اينك اين ماييم و اين چشم اميد به دعاي خير شما آسمانيان تا پرچم افراشته شما را تا آخرين قطره خون و تا واپسين دم حيات، بردوش گيريم و پاسبان آرمان بلند تو باشيم.

بيست و دو سال بي تو گذشت و امروز خاطرات جانسوز روزي را در ذهن مرور مي كنم كه همه يكپارچه گوش بوديم براي شنيدن نامت و پيامي كه پيام آور ديدار ما با تو باشد.

همه يكپارچه قلب بوديم و در خون خود مي تپيديم و چشم به راه نگاه مهربانت بوديم تا بارديگر برصندلي سفيد پوش جماران بنشينيم و با يك كلام، دلهاي غبارگرفته و سردمان را صيقلي داده و گرم كنيم.

امروز بيست و دو، چهارده خرداد بي تو گذشت. همچنان دوري تو در باورمان نمي گنجد هنوز عطر نفس هايت همچون گل خوشبوي محمدي فضاي جماران را معطر كرده و هر عاشقي كه بهانه ديدار معشوق را در سر دارد، عطر وجود تو را حس مي كند.

عزيزا! اي كه پرتوي اسمت شب چراغ كورراه هاي ياس و نااميديمان گشت و پرتو ذكرت، مهتاب آسمان شب افروز سينه ي دودآلود شب زده مان گرديد! در فراغت سرشك شوق و نياز از ديدگانمان جاريست و چشمه چشمانمان مشتاق انعكاس سيماي دل انگيز تو در سراچه خويش است و به شوق رويت روي تو مي جوشند.

اماما ! اي سود سخنت سرماي جمود از انديشه هايمان زدود و گرماي نفست، روحي دوباره در جان هستي مان دميد اينك اين ماييم و اين چشم اميد به دعاي خير شما آسمانيان تا پرچم افراشته شما را تا آخرين قطره خون و تا واپسين دم حيات، بردوش گيريم و پاسبان آرمان بلند توباشيم.
درود ما تا ابد برنگاه بلندت اي آسماني، سلام ما بر قامت افراشته و نستوه تويي كه مهرورزي را دوباره به يادمان آوردي و ما را با ايثار و جهاد و شهادت آشنا ساختگي.

و سلام بر تو تا هميشه تاريخ.


حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور
حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور در مرقد مطهر امام راحل
سخنرانی رئیس جمهور در شب سالگرد ارتحال رهبر فقید انقلاب اسلامی حاشیه‌های جالب و خواندنی داشت.

 مراسم بیست و دومین سالگرد ارتحال امام و سخنرانی رئیس جمهور در این برنامه که شامگاه امشب در حرم مطهر ایشان برگزار شد حاشیه هایی به دنبال داشت که به آنها اشاره می شود.

- مردم دسته دسته از اقصی نقاط کشور اسلامی ایران به مرقد پیر جماران می آمدند تا با آرمانهای بلند امامشان تجدید میثاق کنند.

- قبل از سخنرانی رئیس جمهور آیاتی از کلام الله مجید تلاوت شد، ضمن اینکه ذاکر اهل بیت نیز به مداحی پرداخت و از فراغ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران سخن گفت.

- قبل از سخنرانی رئیس جمهور مردم با شعارهای "صلی علی محمد یاور رهبر آمد"، "احمدی احمدی خدانگهدار تو"، از وی استقبال کردند.

- جمعیت فشرده مردم در داخل حرم امام در میان سخنان احمدی نژاد بارها تکبیر سر دادند و به این وسیله ارادت خود را به آرمانهای امام راحل نشان دادند.

- رئیس جمهور نیز در پاسخ به اظهار لطف مردم نسبت به خود در جای جای سخنرانی خود عنوان می کرد "من مخلص همه شما هستم"، "من خاک پای همه شما" هستم.

- رئیس جمهور در پایان سخنان خود عنوان کرد: "ای امام عزیز بدان همه ملت ایران متحد و یکدل پشت رهبری عزیز ایستاده اند و آرزوی مستکبران و دنباله های آنان را برای سیطره مجدد بر این سرزمین الهی به همراه خودشان به گور خواهند برد. اندیشه پاکی ساده زیستی خدمتگزاری اخلاص در عمل عشق به انسانها چون ودیعه ای به جای مانده از تو پاس خواهیم داشت و برای ساختن ایران بر پایه جامعه الگو و پیشرفته از پای نخواهیم نشست ای امام مردان ملت تو و یاران تو از همه جای جهان با برافراشتن پرچم عدالت و توحید بر فراز کاخ های مستکبران و استعمارگران راهت را ادامه خواهند داد و لحظه از پای نخواهند نشست."

- مردم در پایان با شعارهای "این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده"، "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه" و "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" احمدی نژاد را بدرقه کردند.

- در این مراسم جمعی از مسئولان نظام از جمله نمایندگان مجلس، وزرا و همچنین معاونین رئیس جمهور از جمله حجت الاسلام میرتاج الدینی معاون پارلمانی وی حضور داشتند.

- علی‌رغم تاکید قبلی مسئولان ستاد برگزاری بیست و دومین سالگرد ارتحال حضرت امام مبنی بر انسجام و برقراری نظم در حمل و نقل و ارائه خدمات به زائران و انتقال آنها به مقاصدشان اما توقف‌های طولانی قطارهای مترو حامل زائران به ویژه در ایستگاه شهر ری موجب سرگردانی آنها در این ایستگاه شده بود.

خاطرات خواندني نزديك‏ترين محافظ امام(ره) از تشييع امام (ره)

بعد از اتمام مراسم تكفين، جنازه به سردخانه‏اي كه در آن محيط وجود داشت، منتقل شد و تا صبح روز بعد در آنجا باقي ماند . گاهي اوقات اعضاي دفتر و برادران سپاه، پشت در بسته‏ي سردخانه مي‏رفتند و قرآن مي‏خواندند. 

اشاره:

«حاج حسين سليماني» از جمله محافظان بيت حضرت امام خميني (ره) بود. خاطرات وي كه در سال 1387 از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است حاوي نكات جالبي از زندگي آن بزرگ‏مرد تاريخ معاصر جهان است. گوشه‏اي از اين خاطرات كه مربوط به روزهاي آخر است در چند قسمت به شما تقديم مي‏شود:

* اقدامات بعد از فوت امام (ره)
ساعت 1:30 نيمه‏شب، قسمت بيروني منزل محقر حضرت امام را كه ملاقات داخلي ، خارجي و خصوصي امام در خلال ساليان متمادي پس از پيروزي انقلاب در آن صورت مي گرفت و مبدا تمام تصميم‏گيري‏ها و هدايتگري‏هاي انقلاب بود، براي تغسيل امام مهيا كردند. اين منزل بي‏آلايش ،همواره، موجب شگفتي مهمانان به خصوص مهمان هاي خارجي را فراهم مي ساخت . وزير امور خارجي شوروي كه به ايران آمده بود متحير شده بود، متحير شده و مدام به در و ديوار منزل نگاه مي كرد كه آيا امام در اينجا ساكن است و تمام بر نامه ريزي هاي كلان نظام را در اينجا مي‏دهد!

براي غسل دادن امام، دو تخت آوردند ؛ يكي براي شست‏وشو و يكي براي كفن كردن. پيكر امام را از بيمارستان اختصاصي امام به روي تخت مخصوص تغسيل انتقال داديم. حدود بيست نفر آنجا جمع بودند حاج احمد آقا بالاي پله ي ورودي ايستادند و گفتند: «همه بروند بيرون تا ما بتوانيم كارمان را انجام دهيم». بعد به من گفتند: «فلاني شما پشت در بايست تا كسي داخل نشود».

تنها آقايان توسلي، صانعي، انصاري كرماني، امام جماراني، سيد حسن آقا (فرزند حاج احمد آقا)، مسيح بروجردي(نوه‏ي حضرت امام) و يكي ، دو تاي ديگر كه در حال حاضر اسم آنان را به خاطرندارم باقي ماندند.

خانواده حضرت امام ونيز آقايان هاشمي و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در اين مرحله حضور نداشتند. ظاهراً در حدود ساعت دوازده و يك بعد از نيمه شب آن دو بزرگوار براي برنامه ريزي كارهاي كه عهده‏دار آن بودند ،رفتند . حتي آقايان:مير حسين موسوي و اردبيلي هم آنجا نبودند.تنها برخي از نمايندگان مجلس و اعضاي دفتر امام همچون آقاي ميريان،بهاءالديني ،سيد محمد هاشمي و فراهاني حضور داشتند.

مسؤوليت شست‏وشوي امام با «حاج عيسي» خدمتگزار معروف و زحمتكش امام بود. آقاي توسلي مسئول نيت كردن غسل و مراسم تشريفات مربوط به آن بود . غسل دادن شروع شد و تمام مراحل شرعي و ديني را يك به يك انجام دادند .

در ابتدا قرار نبود از مراحل شست‏وشو فيلم برداري صورت گيرد. ولي در ادامه ي كار آقاي انصاري كرماني صحبتي را با مرحوم حاج سيد احمد آقا انجام دادند و ايشان قبول كردند كه فيلمبرداري صورت گيرد؛ ولي دستگاه فيلمبرداري وقتي آماده شد كه شست‏وشو انجام شده و زمان كفن كردن فرا رسيده بود. دوربين، تنها چند دقيقه از مراسم تكفين را ثبت كرد.

بدن امام را از روي تخت اول به تخت دوم انتقال دادند و كفن‏پيچ كردند. تمام آقايان بالاي سر امام ايستاده بودند و مراسم بستن كفن ها انجام شد .

در لحظات آخر حاج احمد آقا گفتند: «صبر كنيد كه من مي خواهم آخرين ديدارم را با آقا داشته باشم».

بالاي سر امام آمدند و سرشان را به پيشاني امام گذاشتند، و زمزمه‏هايي كردند كه شنيده نمي‏شد و چند ثانيه به همان حال باقي ماندند. طبعا اين صحنه با آنچه كه تلويزيون پخش كرد كه حاج احمد آقا بعد از فوت امام بالاي پيكر امام بودند، فرق دارد . چون ترسيم آن لحظه كار مشكلي است و تن انسان را مي‏لرزاند.

بعد از اتمام مراسم تكفين، افراد كنار بدن امام ايستادند و اين صحنه هم فيلمبرداري شد. بعد از آن جنازه به سردخانه‏اي كه در آن محيط وجود داشت، منتقل شد و تا صبح روز بعد در آنجا باقي ماند . گاهي اوقات اعضاي دفتر و برادران سپاه، پشت در بسته‏ي سردخانه مي‏رفتند و قرآن مي‏خواندند. بدن امام حدود 4 ساعت در يخچال بود.

قبل از اينكه اخبار هفت صبح راديو خبر ارتحال امام را اعلام كند، آقاي انصاري جايگاه شيشه‏اي مخصوص قرار دادن بدن را در مصلاي تهران مهيا كرده بود. اين طرح كه بدن امام در محفظه‏ي شيشه‏اي قرار گيرد تا مردم تا مردم با آن وداع كنند، از حاج احمد آقا و اجرايش با آقاي انصاري بود. به خاطر دارم كه مرحوم حاج احمد آقا ابراز كرد كه ما مايل نيستيم كه پيكر امام، فورا دفن شود و خوب است طوري برنامه بريزيم كه جسم ايشان حدود 24 ساعت در جايي قرار گيرد كه مردم بتوانند بيايند و با ايشان وداع كنند.

ساعت شش صبح به اتفاق آقايان توسلي، صانعي، رسولي ،انصاري، مسيح بروجردي و آقا سيد حسن، جنازه‏ي امام را داخل يك دستگاه ماشين "هايس استيشن " قرار داديم. بنده اسلحه به دست در كنار پيكر امام در ماشين بودم. در اين حال به سمت مصلا حركت كرديم.

آقاي انصاري به عنوان هماهنگ‏كننده در ماشيني در جلو حركت مي كرد و ما هم در پي ايشان مي رفتيم . اعلام شده بود كه پيكر امام چند ساعت قبل از دفن، در مصلا قرار مي گيرد تا مردم با آن توديع كنند . در بين راه مردم عزا دار و سياه پوش را مي ديدم كه دسته دسته به سمت مصلا در حركت اند . هرچه به مصلا نزديك تر مي شديم، به حجم جمعيت افزوده مي شد و ما كند تر مي توانستيم پيش برويم. در نزديكي مصلا راه ها را بسته بودند و ماشين ها را جلو تر راه نمي دادند . داخل محوطه ي مصلا شديم پرده هاي ماشين هايس را پايين كشيده بوديم و داخل ماشين پيدا نبود . از لا به لاي جمعيت مي گذشتيم . ماشين شانه به شانه ي جمعيت حركت مي كرد . مردم شعار مي دادند و به سرو سينه مي زدند و عزاداري مي كردند و خبر نداشتند كه ماشيني كه از كنار آنها مي گذرد، حامل پيكر امام است !

آقاي توسلي و آقاي رسولي در جلوي ماشين نشسته بودند و بنده و آقاي مسيح بروجردي و آقاي سيد حسن درعقب ماشين و كنار جنازه‏ي امام بوديم . راننده ي ماشين «آقاي سيد محمد هاشمي» از برادران سپاهي بود .

مدت زيادي طول كشيد تا مسير را طي كرديم. در داخل مصلا وضعيت بدتر و حجم جمعيت بسيار زياد بود. به جايگاهي كه براي امام تدارك شده بود نزديك شديم . محوطه را به وسيله ي كانتينر حصاركشي كرده بودند و داخل محوطه خلوت بود. به طرف جايگاه مخصوصي كه براي امام در نظر گرفته بودند رفتيم . يخچال و سرد خانه اي با محفظه ي شيشه اي ساخته بودند كه قرار بود پيكر امام را در آن قرار گيرد . يك وسيله ي بالا بر هم قرار بود جنازه ي امام را بالا ببرد و بعد روي دست به داخل محفظه ي شيشه اي برده شود. ساخت يخچال مزبور را ظاهرا به شركت مزبور سفارش داده بودند .ظرف 24 ساعت طرح يخچال را داده بودند و عملي شده بود .

به هر تقديري جنازه را به داخل آن محفظه انتقال داديم و بعد به سمت جماران برگشتيم .

مجددا با حاج سيد احمد خميني از جماران با هلي‏كوپتر به مصلا رفتيم. گفتني است در جماران محوطه‏ي بازي متعلق به نيروي هوايي بود كه براي نشست و برخاست هلي كوپتر در نظر گرفته شده بود. حدود بيست دقيقه با هلي كوپتر از مصلا و مكان استقرار جنازه‏ي امام بازديد كرديم و دوباره به جماران برگشتيم.

* آيت الله گلپايگاني و نماز بر پيكر امام (ره)

براي خواندن نماز بر پيكر امام، مرحوم آيت الله گلپايگاني در گرفته شدند. حاج احمد آقا با آقاي جواد گلپايگاني فرزند آيت الله گلپايگاني هماهنگي هاي لازم را به عمل آوردند. آقا جواد در تلفن ابراز كرده بود: «به چه كيفيت و با چه وسيله اي مي خواهيد آقا (يعني آيت‏الله گلپايگاني) را به تهران ببريد؟ يك وقت خداي نكرده مبادا مشكلي پيش بيايد»! ظاهراً منظورشان مشكل مسائل امنيتي بود و نيز نقص فني وسيله و مانند آن بود. حاج احمد آقا گفته بود: «من ماشين خود امام و محافظ‏ هاي ايشان را براي اين منظور مي‏فرستم. تمام امكانات مهياست و از اين بابت مشكلي نيست».

قرار شد بعد از ظهر روز قبل از اقامه‏ي نماز، بنده به قم بروم و به اتفاق ديگر برادران همراه با محافظ ، آيت الله گلپايگاني را به تهران بياورم. ماشين ضد گلوله‏اي براي اين منظور در نظر گرفته شد كه مخصوص حضرت امام بود و وزارت خارجه در اختيار امام گذاشته بود تا اگر قرار شد مرحوم امام روزي به جايي بروند، از اين وسيله استفاده كنند . هيچگاه هم امام سوار اين ماشين نشدند و معمولا حاج احمد آقا از آن ماشين استفاده مي كردند.

به هر تقدير به قم رفتيم . از پيش بيت آيت الله گلپايگاني خبردار بودند و ايشان در ساعتي از پيش تعيين شده سوار ماشين شدند. در داخل ماشين مرحوم آيت الله گلپايگاني، آيت الله صافي و آقا جواد فرزند آيت الله گلپايگاني بودند در ماشين ديگر هم كه براي اسكورت در نظر گرفته شده بود . نزديكان بيت و اعضاي دفتر آقاي گلپايگاني سوار شدند و به سمت تهران حركت كرديم. در مسير هم مدام با تهران ارتباط مستقيم داشتيم. من رانندگي ماشين را به عهده داشتم و از داخل آينه‏ي جلوي ماشين ديدم كه آقاي گلپايگاني عمامه‏شان را از سر برداشتند و روي صندلي كنار دستشان گذاشتند. در مسير كه مي‏رفتيم، به بيان خاطراتي از حضرت امام پرداختند . يك جا قريب به اين مضموم فرمودند: «ايشان اسلام را احيا كرد. اسلام را در ايران زنده كرد و زحمات زيادي كشيد». در خلال گفتن اين جملات، صدايشان مي لرزيد و مي‏گريستند. معلوم بود كه خيلي به امام ارادت و علاقه دارند.

وقتي كه به جماران رسيديم، منزل آقاي رسولي محلاتي در كنار دفتر و بيت امام براي استراحت آقاي گلپايگاني تدارك ديده بودند. شب را هم در همان جا اقامت كردند.

روز بعد 7 صبح، به اتفاق حاج احمد آقا و مرحوم آيت الله گلپايگاني سوار ماشين شديم و به طرف مصلا حركت كرديم . در ماشين نفر سومي هم نشسته بود كه آيت الله صافي بود. بقيه ـ حتي آقا جواد گلپايگاني - در ماشين‏هاي ديگر در ستون اسكورت بودند .

مسير خاصي را براي حركت ماشين ما آماده كرده بودند كه از همان مسير عبور كرديم تا جايي كه قرار بود نماز در آنجا اقامه شود، پيش رفتيم. جنازه‏ي امام را از قبل از داخل محفظه‏ي شيشه‏اي مخصوص خارج كرده و درون ماشين يخچال‏دار مخصوص قرار داده بودند .

ماشين حامل پيكر امام به نقطه اي از مصلا كه بنا بود در آنجا بر بدن امام نماز خوانده شود، آمد و دقايقي بعد نماز به امامت مرحوم آيت الله گلپايگاني برگزار شد كه صحنه‏ي مربوط به آن را در تلويزيون به نمايش گذاشتند. تمام شخصيت‏ها در اين نماز حاضر بودند. سران برخي از ممالك اسلامي هم به عنوان ميهمان در اين مراسم شركت داشتند. حضرت آيت الله خامنه‏اي رييس جمهور وقت و آقاي هاشمي رييس مجلس شوراي اسلامي نيز در صف اول حاضر بودند .

جمعيت چه در حين نماز و چه بعد از آن هجوم آورد و افراد مايل بودند جلو بيايند و بدن امام را از نزديك ببينند. فشار عجيبي از سوي جمعيت به قسمت‏هاي جلو وارد مي شد . از قبل چند رديف مانع براي كنترل جمعيت تعبيه كرده بودند . از افراد خاصي هم براي حفظ امنيت و حفاظت مراسم دعوت به عمل آورده بودند؛براي مثال از انجمن هاي اسلامي تهران و ستاد ائمه ي جمعه و ستاد بر گزاري مراسم نماز جمعه . هر كدام از اين گروه ها براي حفظ مراسم و كمك به حفاظت سپاه بر نامه هايي داشتند؛ ولي شوق اشتياق مردم به حدي بود كه هيچ كس در بند آداب و ترتيب نبود . به ياد دارم كه اتوبوس ها و كانتكس هاي دو طبقه به عنوان حصار، دور تا دور آن محوطه شانه به شانه ي هم پارك كرده بودند تا هجوم جمعيت را كنترل كند؛ ولي سيل جمعيت را مي ديديم كه از بالاي ماشين ها پايين مي پرند و اصلا هم به فكر ارتفاع سه چهار متري ماشين ها و كانتكس ها نبودند . نمي دانم از آن سو چگونه از اين ارتفاع بالا مي رفتند و از اين سو با كدام جرات پايين مي پريدند ! تنها چيزي كه مسئله را حل مي كرد عشق مردم به امام بود.

در نزديكي جاي كه پيكر امام روي زمين بود هجوم جمعيت بيداد مي كرد. حتي شخصيت هاي درجه يك هم درآن حال در پي آن بودند كه جلو بروند و دستي به پيكر امام بزنند و خود را با آن تبرك كنند . قدري بعد پيكر امام را به ماشين منتقل و از آنجا دور كردند تا در مسيرهاي تعيين شده به سمت بهشت زهرا تشييع كنند. ظاهرا اكثر مردم متوجه ي انتقال پيكر امام نشده و فكر مي كردند كه بدن هنوز همان مكاني است كه براي نماز بر زمين گذاشته اند. لذا هجوم بي وقفه ادامه داشت .

ماشين حامل پيكر امام دور مي شد . از اين دست ماشين ها چند نوع شبيه هم مهيا كرده بودند و قرا ر بود يكي از آنها حامل پيكر امام و بقيه براي رد گم كردن باشد. با اين وصف آن روز موفق به تشييع پيكر امام نشدند .

در آن حال بنده در پي آن بودم كه حاج احمد آقا و آيت الله گلپايگاني را از شلوغي دور كنم. آن دو بزرگوار را به كنار ديواري بردم و نشستيم تا قدري استراحت كنيم. هوا بسيار گرم بود و آقايان از صبح تا آن‏موقع درگير سرو صدا و شلوغي و هجوم جمعيت بودند و حسابي كلافه شده بودند. آقاي محسن رضايي هم در آن شرايط در كنار ما بودند.

قدري آنجا مانديم و ديديم نتيجه‏بخش نيست و هجوم كمتر نمي شود و راه گريز نيست. بنده و برادران سپاه و نيروي حفاظت، دست در دست يكديگر ديوار گوشتي درست كرده و از آقاي گلپايگاني و حاج احمد آقا مراقبت مي كرديم. در اين حال حاج احمد آقا رو كردند به آيت الله گلپايگاني و گفتند: «بهتر است من از يك سمت بروم و شما از سمت ديگر تا از اين مخمصه خلاص شويم». بعد رو كردند به من كه: «حسين آقا! شما كنار آقاي گلپايگاني باشيد و ايشان را از اينجا خارج كنيد و هر جا خواستند ببريد». آقاي محسن رضايي به حاج احمد آقا گفتند: «من هم شما را مي‏برم».

تعدادي از برادران حفاظت، آقاي محسن رضايي و حاج احمد آقا را در بر گرفتند و از يك سو رفتند و طبعاً بخشي از جمعيت كه به سمت احمد آقا هجوم مي آوردند، به سمت حركت ايشان متمايل شدند و فشار روي آيت الله گلپايگاني كاهش يافت . من هم به كمك تني چند از بچه ها حفاظت ،دست ها را به هم حلقه كرديم و آقاي گلپايگاني را در ميان گرفتيم.

در آن گيرو داد معلوم نبود كه آيت الله صافي در كدام سمت و سو است و سيل جمعيت ايشان را به كدام سمت برده است آيت الله گلپايگاني نگران آقاي صافي بودند و گفتند: «اگر ممكن است خبري از ايشان بياوريد كه كجا هستند؟» ما از طريق بي‏سيمي كه در اختيارمان بود كسب خبر كرديم . خبر رسيد كه ايشان به يكي از پاسگاه‏هاي نيروي انتظامي منتقل شده‏اند و آنجا هستند.

در آن حال به آيت الله گلپايگاني عرض كردم بلكه بتوانيم سوار ماشين شويم. فشار جمعيت طبعاً اجازه نمي‏داد كه به ماشين مورد نظر سوار شويم. حتي حاج آقا جواد و حاج آقا باقر ـ فرزندان آيت الله گلپايگاني ـ را لابه‏لاي جمعيت مي‏ديديم و نزديك ما بودند؛ ولي جمعيت انبوهي كه بين ما حايل بود نمي‏گذاشت، با هم تلاقي كنيم . فشار و هجوم جمعيت باعث شد كه چند بار عصاي آيت الله گلپايگاني از دستشان افتاد و كفش‏هايشان از پايشان در آمد و حتي عمامه از سرشان افتاد .

از كنار ديواري كه در جوار آن پناه گرفته بوديم ، چند متر دور شديم و وارد يك محوطه‏ي باز در مصلا شديم . وضع بدتر شد و جمعيت بيشتر به ما و آيت الله گلپايگاني فشار مي آورد .

قدري آن سوتر يك وسيله‏ي نقليه متعلق به كميته‏ي انقلاب اسلامي پارك كرده بود. من به نظرم رسيد كه بهترين كار اين است كه آيت الله گلپايگاني را به آن وسيله برسانيم و سوار كنيم. با هر مكافات و سختي كه بود پيش رفتيم و به ماشين رسيديم. راننده‏ي ماشين معلوم نبود كجاست؟ او را صدا كرديم. قدري بعد راننده پيدا شد و در ماشين را باز كرد. آقاي گلپايگاني را سوار كرديم. ظاهرا آقا جواد هم خود را به ما رساند و سوار شدند.

به راننده ي ماشين گفتيم حركت كند. خودرو كميته با هزار زحمت از جا كنده و از لابه لاي جمعيت خارج شد و خودش را به خيابان رساند. بر خلاف مسير جمعيت، بي‏هدف در عباس آباد تهران و خيابان شهيد بهشتي مي‏رانديم. در آن منطقه دنبال خانه ا ي بودم كه درش باز باشد و آيت الله گلپايگاني در آن نفسي تازه و استراحت كنند. ما هم بلكه برويم ماشين خودمان را بياوريم و آقا را سوار كنيم .

در هيچ خانه‏ي باز نبود به نظر مي‏رسيد كه همه‏ي مردم در خيابان هستند. قدري پيش رفتيم و در نهايت ديديم مقابل خانه‏اي، پيرمردي كه ظاهرا دستش شكسته بود روي صندلي نشسته است و پيرزني هم در كنار اوست. ماشين را در كناري پارك كرديم. آيت الله گلپايگاني را به آن دو كهنسال، معرفي كرديم. با اشتياق و روي گشاده ما را به درون خانه شان راهنمايي كردند. با آنكه برايشان سخت بود، فرشي در حياط پهن كردند. آقاي گلپايگاني روي آن نشستند بعد براي ما شير و هندوانه و آب خنك آوردند و پذيرايي مفصلي كردند. خودشان هم خيلي خوشحال بودند. فرزندان آيت الله گلپايگاني (آقا باقر و آقا جواد) به همراه تني چند از نيروهاي حفاظت كه با ما بودند، نزد آقاي گلپايگاني در آنجا ماندند و بنده دوباره به مصلا بازگشتم تا ماشين ضد گلوله‏ي امام را با خود بياورم. ديگر از ستون اسكورت خبري نبود و همه متفرق شده بودند.

با زحمت بسيار ماشين امام را به منزل محل استقرار آيت الله گلپايگاني آوردم. خدمت شان عرض كردم كه كجا تشريف مي بريد ؟ فرمودند: «قم»!

آقا و همراهانشان را سوار كرديم و حركت كرديم . مسيري را از بيرون تهران انتخاب كرديم. مي‏دانستم كه از تهران و بهشت زهرا بخواهيم عبور كنيم، باز به راه‏بندان و فشار جمعيت مي‏خورديم. چند بار خواستيم از مسير منتهي به ميدان آزادي حركت كنيم ، ولي مشاهده كرديم كه راه بسته است و جمعيت با پاي پياده به سمت بهشت زهرا روان است .

به هر كيفيتي كه بود بعد از ظهر آن روز ـ حدود چهار و پنج ـ به قم رسيديم و آيت الله گلپايگاني را به بيتشان رسانديم .

بعد از آن بنده خودم را سريعاً به تهران برگشتم تا خودم را به مراسم تدفين امام برسانم. نزديكي‏هاي مغرب بود كه به بهشت زهرا رسيدم. يكسره با همان ماشين امام جلو رفتم و تا نزديك‏ترين جايي كه با ماشين مي‏شد رفت ، پيش رفتم. از قبل مي‏دانستم كه چه جايي را براي پارك ماشين ها در نظر گرفته‏اند. پاسداران بيت امام هم در نقاط مختلف حضور داشتند و بنده را مي‏شناختند و راه را برايم باز مي‏كردند. با اين حال متاسفانه وقتي كه به بهشت زهرا رسيده بودم كه مراسم تدفين امام تمام شده بود .
بعد از آن بنده به بيت امام در جماران بازگشتم.

* با احمد آقا بر مزار امام

بعد از تدفين امام، شب‏ها به طور مرتب همراه حاج احمد آقا - كه لباس شخصي به تن مي‏كردند- به بهشت زهرا مي‏آمديم. هنوز محل دفن امام در يك محوطه‏ي باز و بيابان و پر گرد و خاك قرا ر داشت و هيچ آباداني در آن صورت نگرفته بود. با اين حال، مردم در قالب هيئت ها و دسته ها، تا صبح مشغول عزاداري و سينه‏زني بودند.

هر بار كه با حاج احمد آقا به آنجا مي رفتيم ،پنج شش ساعت و تا پاسي از شب بوديم . گاهي اوقات ايشان به محل دفن امام نزديك مي شدند.در اين حال به محافظانشان مي گفتند: «كسي دنبال من نيايد! فقط شما حسين آقا! دورادور مراقب من باشيد».

بعد همراه با مردم كه ايشان را در آن لباس نمي‏شناختند، تا آنجاي كه مي‏توانستند، جلو مي‏رفتند. (گاه تا پنج شش متري مزار امام) گاه از جمعيت فاصله مي‏گرفتند و حدود صد تا دويست متر دورتر از مدفن امام مي‏نشستند و خيره به موقعيت دفن مي نگريستند. اين برنامه تا چهلم حضرت امام ادامه داشت .

بعد از تدفين امام، همسر، دختران و عروسشان روزي يك بار براي زيارت مضجع شريف آن رهبر سفر كرده به صورت ناشناس به بهشت زهرا مي آمدند .

روز رحلت امام تلخ ترين روز عمرمان بود. آن روز و وقتي كه خبر ارتحال امام اعلام شد پيش از آنكه در هجران آن سفركرده بسوزيم كه جانمان بود و همه چيزمان بود؛ همه‏ي ما سخت نگران آينده‏ي انقلاب بوديم. در همين حال هر وقت ياد آن لحظه‏ها مي‏افتيم، تن ما مي لرزد و در آن لحظه در فهم و باور ما براي امام خميني جانشيني وجود نداشت و در آن لحظه در حالي مي بايست مرگ آن روح بلند و مرد الهي و معنوي و روحاني را مي پذيرفتيم كه در اطرافمان دشمنان خارجي انقلاب صف آرايي كرده بودند تا اينكه شب آن روز خبر انتخاب مقام عظماي ولايت مرجعيت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه‏اي به رهبري جمهوري اسلامي ايران از سوي مجلس خبر گان رهبري آرامشي در دل ها ايجاد كرد و ما را به آينده ي كشور اسلامي مان اميدوارتر كرد.

خوشحاليم كه بعد از رحلت ايشان، رهبري كشور به دست با كفايت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله العالي) سپرده شده. بنده يكي دو سال نيز افتخار خدمتگزاري نزد ايشان را پيدا كردم و بعد به قم انتقال پيدا كردم و اين توفيق از من سلب شد.


عشق همه‌ی مظلومان تاریخ را دفن کردیم
در همین لحظه به وسیله‌ی بی سیم به احمدآقا پیغام دادند که «آقای ناطق می‌گوید یک هلی کوپتر بفرستید.» کسی آن جا بود که گفت: «در این شلوغی، هلی کوپتر نمی‌تواند بنشیند.» گفتم: «به احمد آقا بگویید، من تجربه‌ی 12 بهمن را دارم که هلی کوپتر در آن شرایط بین جمعیت نشست.» مدتی طول کشید تا هلی کوپتر بیاید. من هم چنان خود را...

 يكي از كساني كه در ماجراي تدفين حضرت امام حضور داشت و كارها را به جد انجام مي‌داد حجت‌الاسلام و المسلمين ناطق نوري بود. ايشان شرح ماجرا را كه در كتاب خاطرات‌ش كه به همت مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است چنين مي‌گويد:

«زمانی که حضرت امام در بیمارستان بستری شده بودند، چند دفعه‌ای به عیادتشان رفتم تا این که امام به رحمت خدا رفت. دو سه روز، جنازه‌ی ایشان در مصلی بود، روزی که قرار بود امام را تشییع کنند به مسؤولین، از جمله من، کروکی بهشت زهرا را داده بودند که بتوانند وارد شوند. عجیب است، دو حادثه‌ی مهم که هر دو برای من اتفاقی بود؛ یکی حضور در مراسم استقبال امام و دیگری مراسم خاکسپاری ایشان. بعد از این که نماز امام را مرحوم آیت‌الله گلپایگانی خواند و تکبیر آخر نماز تمام شد، جمعیت به سمت جنازه‌ی امام هجوم آوردند. به ذهنم آمد که به آن سمت نروم و خودم هم نمی‌دانم که چه کسی این را به من گفت. با سرعت به طرف بهشت زهرا رفتم، محافظین گفتند: «حاج آقا! کروکی منطقه‌ی بهشت زهرا دست همراهمان نیست»، گفتم: «عیبی ندارد، ما داخل جمعیت می‌رویم.» به بهشت زهرا که رسیدیم، نمی‌دانستیم کجا برویم، داخل جمعیت شدیم. مردم اطراف ماشین ریختند و اظهار ارادت می‌کردند. گفتم بگذارید ما هم با شما منتظر باشیم تا جنازه‌ی امام را بیاورند. در همین منطقه که امام دفن شد، به وسیله‌ی کانتینر، محوطه را محاصره کرده بودند، پاسدارانی که بالای کانتینرها بودند، وقتی مرا داخل جمعیت دیدند، اشاره کردند که بیا بالا. دست مرا گرفتند و به بالا آمدم. در داخل محوطه‌ای که برای دفن امام آماده شده بود، جایگاهی هم برای مهمانان درست کرده بودند که دیدم حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی و جمعی دیگر از آقایان قم آن جا نشسته‌اند.

من هم به عنوان کسی که می‌خواهد در مراسم شرکت کند، پهلوی آقایان نشستم. جمعیت از بالای کانتینر و کانکس به داخل می‌پریدند، دیدم که اوضاع خیلی به هم ریخته است. برای این که نمی‌توانستم این بی نظمی‌ها و بی برنامگی‌ها را ببینم، به اداره کردن آن جا مشغول شدم و با داد و فریاد یک مقداری نظم دادم.

ناگهان دیدیم که هلی کوپتر حامل پیکر مطهر امام و چند هلی کوپتر دیگر آمدند. امام را داخل تابوت گذاشته بودند و یک پارچه سفیدی هم رویش کشیده بودند. پس از آن که دسته‌های تابوت از هلی کوپتر بیرون آمد، جمعیت هجوم آورد، کانتینرها را له کردند و کنار ریختند. مردم تابوت امام را از دست آقای سراج و آْقای انصاری و بقیه‌ی آقایانی که همراه این‌ها بودند گرفتند. آقای سراج گریه کنان به طرف من آمد و گفت: «آقای ناطق جنازه را مردم گرفتند.»

من هم با عصبانیت گفتم: «این طوری جنازه را می‌آوردند؟» آقای انصاری هم در شلوغی رفت بالای کانتینر و می‌خواست با بلندگو مردم را ساکت کند، اصلا هیچ بلندگویی آن جا اثر نمی‌کرد. مردم جنازه را به دست گرفتند، گاهی جنازه در داخل مردم گم می‌شد.

من خیلی عصبانی شدم پاسدارها را صدا زدم و گفتم: «شماها خیلی بی عرضه هستید، سعی کنید و جنازه را از دست مردم بگیرید.» دیدم اصلا این بچه‌ها هم خودشان را باخته‌اند. خلاصه خودم دست به کار شدم، عبا را به سمتی پرت کردم. محافظین و اخویم و فرزندم مصطفی ممانعت می‌کردند که آخر با این همه جمعیت، از دست تو کاری ساخته نیست. خلاصه رفتم جلوی یک ماشین آمبولانس که در آنجا بود و به کمک بچه‌های سپاه با آمبولانس توی جمعیت رفتیم، چون نگران بودم بدن امام از این تابوت زنبقی که هیچ حفاظتی نداشت، زیر دست و پا بیفتد و هتک حرمت بشود.

پس از این که آمبولانس نزدیک جنازه‌ی امام آمد، جنازه را از دست مردم گرفتیم و روی سقف آن گذاشتیم نزدیک قبر آوردیم مردم مجددا ریختند و جنازه را گرفتند و باز اوضاع به هم ریخت. پس از مدتی و در عین ناباوری دیدم تابوت نزدیک کانتینری می‌شد که من در آن بودم و من دستم را دراز کردم و به چوب تابوت رساندم. خداوند در همان لحظه یک نیرویی به من داد و توانستم جنازه را از مردم بگیرم و به طرف کانتینر ببرم. مجددا مردم ریختند، جوانان بی هوش شده بودند و مثل ابر بهاری گریه می‌کردند. جوانی محاسن امام را گرفته بود و از داخل تابوت بالا آورده بود که ببوسد، هر چه می‌زدند روی دستش که ول کند، او رها نمی‌کرد می‌گفت: « همین جا مرا بکشید، من امام را رها نمی‌کنم»، مردم کفن امام را بردند. جالب این که از سینه تا زانوی کفن حفظ شده بود و من عبایم را روی بدن امام انداختم و خودم را روی تابوت انداختم که مردم زیاد شلوغ نکنند. حضرت امام پاسداری داشت به نام آقای «بابایی» که بشدت گریه می‌کرد. آمد که امام را ببوسد، محکم زدم تو صورتش که بعدا از او عذرخواهی کردم.

جمعیت هم چنان فشار می‌آورد به طوری که کانتینر دیگر داشت له می‌شد، یک لحظه همان جا فکر کردم که اگر تابوت روی من له شود و بمیرم بهترین افتخار است و هیج نگران نبودم. در همین لحظه به وسیله‌ی بی سیم به احمدآقا پیغام دادند که «آقای ناطق می‌گوید یک هلی کوپتر بفرستید.» کسی آن جا بود که گفت: «در این شلوغی، هلی کوپتر نمی‌تواند بنشیند.» گفتم: «به احمد آقا بگویید، من تجربه‌ی 12 بهمن را دارم که هلی کوپتر در آن شرایط بین جمعیت نشست.» مدتی طول کشید تا هلی کوپتر بیاید. من هم چنان خود را روی تابوت انداخته بودم و جمعیت هم فشار می‌آورد. خداوند توان عجیبی به من داده بود، هلی کوپتر نزدیک کانتینر در میان جمعیت نشست و آمبولانس بین ما و هلی کوپتر قرار داشت. به آقای سراج گفتم تو به داخل هلی کوپتر برو و خودم نیز روی سقف آمبولانس پریدم و داخل هلی کوپتر رفتم. گفتم: تابوت را هل بدهید، دسته‌ی تابوت را خودم گرفتم، وسط دو تا دسته‌ی تابوت، سر چند نفر گیر کرده بود. هر چه می‌گفتم سرتان را پایین بکشید، فشار جمعیت نمی‌گذاشت، بالاخره با پایم روی سر آن‌ها فشار دادم. یکی رفت پایین، جا باز شد. بقیه هم سرشان را بیرون کشیدند.

آقای فیروزیان، یکی از محافظ‌هایم، خواست به داخل هلی کوپتر بیاید، او را پایین انداختم. یکی دیگر از محافظین، زمانی که هلی کوپتر بلند شد به هلی کوپتر آویزان شده بود و پرت شد. البته هنوز خیلی از زمین فاصله نگرفته بود.

خلاصه با هزار زحمت، هلی کوپتر بلند شد به در منظریه نزدیک جماران نشست. پیغام دادیم آمبولانس آمد و جنازه‌ی امام را به سردخانه بیمارستان جنب بیت امام بردیم. در آن لحظه، عمامه و عبا نداشتم و با قبا وراد حیاط شدم. احمد آقا و بقیه‌ی آقایان نشسته بودند. تا احمد آقا مرا دید، شروع به گریه کردن کرد و گفت:‌ «آقای ناطق، همین صحنه را در روز ورود امام از تو دیدم، بدون عمامه و عبا تو به داد امام رسیدی، امروز هم تو به داد ما رسیدی، اما با یک فرق که آن روز محاسنت مشکی بود، امروز محاسنت سفید است.» خیلی منقلب شدم و نشستم یک مقدار گریه کردم و آرام شدم، گفتند: «حالا باید چه کار کنیم.» احمد آقا گفت: «هر چه آقای ناطق می‌گوید عمل کنید.» گفتم: «حاج احمد آقا، آخر آدم جنازه‌ی امام را در یک تابوت زنبقی می‌گذارد» و سپس گفتم: «سه تا تابوت و سه تا هلی کوپتر می‌خواهیم. داخل یکی امام را می‌گذاریم – دو تای دیگر هم خالی باشد که اگر جمعیت شلوغ کردند آن تابوت‌های خالی را دست مردم می‌دهیم تا مراسم خاکسپاری حضرت امام تمام شود.»

آقای دکتر طباطبایی برادر خانم احمد آقا، که آن موقع شهردار تهران بود، دستور داد سه تا تابوت آوردند. یکی تابوت فلزی و مجهز بود و دو تا هم خالی.

بعد از ظهر خبر دادند که آقای نوری که آن موقع وزیر کشور بود، دستور داده و نیروهای انتظامی آن جا را سامان داده و یک تقسیم کار شده است. جنازه‌ی امام را به بهشت زهرا آوردیم و امکان استفاده از این طرح نشد. منتها خود بچه‌هایی که مسؤول انتظامات بودند، نظم آن جا را به هم زدند. خلاصه تابوت امام را کنار قبر آوردیم. آقای کفاش زاده آمده بود که امام را ببوسد، محکم زدم توی سرش. خودم رفتم داخل قبر و پاها را دو طرف لحد گذاشتم، وقتی آقای حاج آقا رضا اربابی که غسال و دفن کننده‌ی علما است، آمد که تلقین امام را بخواند، من دست‌هایم را به دو طرف قبر گذاشتم تا ایشان تلقین بخواند. جمعیت ریختند، چون داشتند آمال و آرزهای همه‌ی ما را دفن می‌کردند عده زیادی روی دست من غش کردند. به آقای اربابی که داشت مستحبات دفن را انجام می‌داد، گفتم: «آشیخ من دارم می‌میرم بسه دیگه». آخرین کسی که امام را بوسید و بیرون آمد، ایشان بود. خیلی نگران حال ایشان بودم. با زحمت سنگ آوردند و لحد را با کمک آقای «رضا گنجی» که از محافظین است، گذاشتم و عشق همه‌ی ملت ایران و مظلومان تاریخ را دفن کردیم. خیلی سخت گذشت، در اثر ازدحام نمی‌توانستم بیرون بیایم، مردم ریختند خاک قبر امام را به عنوان تبرک بردند، کفش‌هایم هم زیر خاک رفت و هیچ کس هم نبود به دادم برسد. داشتم خفه می‌شدم که با خود گفتم: «تقدیرم این است که با امام بمیرم» در یک لحظه زندگی‌ام را مرور کرده و دیدم که هیچ مشکلی ندارم؛ همین لحظه روزنه‌ای پیدا شد و من از زیر پای جمعیت خودم را نجات دادم، تلویزیون که مراسم را مستقیم پخش می‌کرد، عده‌ای از دوستان داخل قبر رفتنم را دیده بودند ؛ اما بیرون آمدنم را ندیده بودند و نگران شده بودند.

بدون کفش و عبا و عمامه به گوشه‌ای رفتم. شهید صیادشیرازی آمد مرا یک کمی باد زد. با هلی کوپتر به دانشگاه افسری آمدیم و از آن جا هم با اتومبیل و بدون کفش به منزل آمدم. در منزل هیچ کس نبود، بعدا که خانواده آمدند، همسرم آن لباسی که خیلی خاکی بود را به عنوان تبرک برداشت و پنهان کرد...» 


رئيس‌جمهور: متحد و یك دل پشت سر رهبری عزیز و ولایت فقیه ایستاده‌ایم
رئيس‌جمهور: متحد و یك دل پشت سر رهبری عزیز و ولایت فقیه ایستاده‌ایم

سخنرانی رئیس​جمهور دقایقی پیش در مراسم شب سالگرد بیست ودومین ارتحال امام خمینی در حرم امام (ره) با طرح آخرین مواضع احمدی نژاد به پایان رسید.

به گزارش خبرآنلاین، سخنرانی محمود احمدی​نژاد از سوی شبكه​های سیما با تاخیر و غیرمستقیم پخش شد اما رادیو ایران سخنان رئیس جمهور را به طور مستقیم منعكس كرد.

رئیس جمهور با بیان اینكه بیست و دو سال از فراق امام راحل و رحلت امام عزیز می گذرد لیكن امروز نام، یاد و راه او برجسته تر، روشن تر و زنده تر فرا روی جامعه بشری قرار دارد، افزود: ابعاد حركت و انقلاب امام خمینی(ره) هر روز گسترده تر می شود. به رغم صف بندی همه مستكبران و شیاطین عالم و همه شیطنت های آنان، اهداف و آرمانهای امام جهانی می شود.

گزیده سخنان محمود احمدی نژاد به این قرار است:

انسان​ها از هر قوم و مللی به دور از رنگها و سلایق، هر روز با امام احساس اشنایی و علاقه ی بیشتر می كنند و امام خمینی(ره) را از خودشان و خودشان را از امام می دانند.

 
سوال اساسی این است كه علت زنده بودن و عظمت امام خمینی (ره) پس از 22 سال چیست كه اگر بخواهیم به این سوال در یك كلمه پاسخ دهیم باید بگوییم امام انسانی بود كه حقیقت انسانی را شناخت.

امام با اشرافی گری بویژه اشرافی گری مسئولین مخالف بود. امام هرگز اشرافی گری را به رسمیت نشناخت.

برخی استكان چای حاج آقا مصطفی را آب می​كشیدند تا به امام فشار بیاورند.

مهمترین آموزه امام، احیای اندیشه ولایت و امامت است. خداوند متعال برای تحقق عدالت كامل ولایت انسان كامل را به بشریت هدیه كرده است. ولیكن بشریت باید تلاش و مجاهدت كند و به او برسد و ولایت اش را مستقر كند. پایه این ولایت عشق و ماموریت اش اجرای عدالت است. این ولایت از ولایت الهی سرچشمه می گیرد و سلسله مراتب از صادر اول تا امام عصر(عج) ادامه دارد. امام عزیز ما با طرح تئوری ولایت فقیه و استقرار آن راه شناختن و رسیدن به ولایت الهی را ترسیم كرد و جامعه ما را در این مسیر روحانی هدایت كرد. این مهم ترین كار امام است. اما در خدمت شما می خواهم به شرایط امروز جهان اشاره كنم.

بزرگترین طاغوت های تاریخ تنها بر منطقه ای از دینا حاكم بودند. بخشی از مردم را تحت ظلم قرار می دادند. اما به مستكبران امروز نگاه كنید. دایره سلطه آن ها همه دنیا را در بر گرفته است. اگر كشتارهای طول تاریخ مستكبران را جمع بزنید به یك دهم كشتارهای این ها نمی رسد. كدام ملت است كه از آزار و اذیت و توطئه و چپاول این ها در امان باشد.

مع الاسف در برخی از جاها، برخی به اصطلاح عالمان خواسته های مستكبران را به زبان بومی ترجمه كرده و جا می اندازند. امروز شما به كشورهای آفریقایی، آمریكای جنوبی سفر كنید. در اكثر آن ها فقر موج می زند. من به كشورهایی سفر كردم كه از ذخایر معدنی سرشار اند اما در خیابان ها مردم پابرهنه و گرسته اند. فقر، بی سوادی، عدم بهداشت است. در بسیاری از شهرها و روستا ها آب سالم و آشامیدنی نیست. اما هم زمان سرمایه داران آمریكایی و اروپایی تمام آن معادن را غارت می كنند و می برند و حتی یك درصد از آن ها را در اختیار ملت ها قرار نمی دهند.

بحث سیطره دلار بر اقتصادی جهانی مطرح است. بعد از جنگ دوم جهانی قراردادی به نام برتن ورز بسته شد. در این قرارداد كشورها پذیرفته اند كه دلار پول جهانی شود. رابطه تجارت و معادلات بین الملی شود. اما برای جلوگیری از چاپ دلارهای تقلبی دولت آمریكا متعهد شد كه به ازای چاپ دلار طلا ذخیره كند. در سال 71 میلادی دولت آمریكا یك جانبه این قرارداد را زیر پا گذاشت. دولت های متوالی آمریكا كسری بودجه ها، هزینه های لشكركشی خود را با چاپ دلارهای تقلبی و بدون پشتوانه قرار دادند.

امام علی(ع) فرمود در هیچ كجا ثروت انباشته ای نمی بینی مگر اینكه در كنار آن حق تضعیف شده ای از مظلومین ببینی. ما آدم داریم كه دو هزار میلیارد دلار ثروت دارد. از كجا آمده است؟! حاصل غارت ملت ها است. جنگ می كنند ولی خرج اش را از كجا می آورند. پنجاه تومان خرج می كنند و یك كاغذ چاپ می كنند و روی آن می نویستند صد دلار و آن را به كشورهای دیگر می دهد و جنس می خرند.

آنها برای نجات رژیم جعلی صهیونیستی و خودشان، طراحی​هایی چون 11 سپتامبر را انجام دادند و مثل ماجرای هولوكاست اجازه تحقیق درباره آن را نمی​دهند. آنها این بهانه را برای نجات اقتصاد خودشان دارند كه اول افغانستان، بعد عراق و بعد ایران را در دستور كارشان داشتند اما با هوشیاری ملت و رهبری ما شكست خوردند.

هنوز برنامه آمریكا تغییر نكرده است. اوباما هم ماسك حمایت از حقوق ملت​ها را به چهره زده اما هدفش نجات رژیم صهیونیستی و نجات رژیم سرمایه داری است. اما در پایان راه است.

حكومت عدالت وعده همه انبیاء و امام و نقطه آزاد خدایی شدن است كه میعاد همه فطرت ها و جان های الهی و تئوری حقیقت است. این جایگزین تئوری های سرمایه داری و مادی گرایی است.

می خواهیم با امام تجدید بیعت كنیم كه تا آخر و تا آخرین قطره خون از میراث گران قدر امام پاسداری خواهیم كرد و با خوی اشرافیت كه خطر اصلی در درون است مبارزه كنیم. عهد می بنیدم كه از فشار و تهمت وجو سازی های بین المللی نهراسیم و تا آخر پای مطالبات انقلاب می ایستیم.

ای امام بدان كه با همه ملت، متحد و یك دل پشت سر رهبری عزیز و ولایت فقیه ایستاده ایم. ای امام اندیشه پاكی و ساده زیستی را پاس خواهیم داشتو در راه ساختن ایران و بر پایه جامعه​ای الگو و پیشرفته تا آخر از پای نخواهیم نشست.

ای امام همه یاران تو در تمامی جهان برای برافراشتن پرچم عدالت و پرچم لا اله الا الله راهت را ادامه خواهند داد و لحظه ای از پا نخواهند نشست.




آگهي استخدام منشي؛ دام شيطاني براي دختران جوان
ـ فردي كه به بهانه استخدام منشي، دختران جوان را فريب مي‌داد و از آنها تصاوير غيراخلاقي تهيه مي‌كرد، دستگير شد.

به گزارش «جام‌جم»، چند روز پيش دختر جواني با حضور در پليس امنيت شهرستان نهاوند در حالي كه بشدت مضطرب و نگران نشان مي‌‌داد، شكايتي ارائه و از ماموران درخواست كمك كرد.

اين دختر در شكايت خود عنوان كرد، سال گذشته پس از پايان تحصيلاتم در مقطع دبيرستان، تصميم گرفتم براي كمك به والدين خود شغلي نيمه‌وقت پيدا كنم، تا اين كه يك روز هنگام عبور از مقابل يك پاساژ، آگهي استخدام يك منشي توجه مرا جلب كرد. دختر جوان ادامه داد: چند بار آگهي را خواندم و به تصور اين كه شرايط لازم را براي استخدام دارم، بدون لحظه‌اي تفكر با شماره‌اي كه در آگهي درج شده بود تماس گرفتم و مردي كه پاسخگوي تلفن بود، آدرسي به من داد و خواست صبح روز بعد به محل شركت بروم.

دختر جوان در دام

شاكي اضافه كرد: آن شب مدام به شغل جديدي كه به دست خواهم آورد، فكر مي‌كردم و تصميم گرفتم بدون آن كه موضوع تماس با شركت را براي والدينم بازگو كنم، صبح به محل شركت رفته و پس از استخدام موضوع را به آنها اطلاع دهم. وي افزود: صبح روز بعد وقتي وارد محل شدم، مردي تنها كه خود را صاحب شركت معرفي مي‌كرد، با چرب‌زباني مرا فريب داد و زماني به خود آمدم كه متوجه شدم در دام شيطاني او گرفتار شده‌ام. وقتي به او اعتراض كردم، مرا تهديد كرد در صورتي كه موضوع را به پليس اطلاع دهم، تصاوير تهيه‌شده از مرا در شهر منتشر خواهد كرد و ... .

آغاز تحقيقات

به دنبال اين شكايت، موضوع به صورت ويژه در دستور كار ماموران پليس امنيت نهاوند قرار گرفت و با تحقيقات ميداني مشخص شد آگهي استخدام دختران جوان به صورت گسترده در اطراف پاساژ‌ها در نهاوند نصب شده است.

با جمع‌بندي اطلاعات، ماموران 2 روز پس از شكايت دختر جوان، مخفيگاه متهم شيطان‌صفت را شناسايي و پس از صدور دستور قضايي مبني بر دستگيري متهم، محل را محاصره كردند. هنگامي كه متهم خود را در محاصره پليس ديد، متواري شد كه در پي تعقيب و گريز ماموران با متهم، دقايقي بعد وي دستگير شد.

اعتراف

با انتقال متهم به پليس امنيت، وي ابتدا منكر اغفال دختر جوان شد، اما در ادامه و پس از مشاهده دلايل و مدارك جمع‌آوري شده زبان به اعتراف گشود و با معرفي خود به نام ابراهيم (27 ساله)‌ در تشريح اعمال مجرمانه خود گفت: ساكن يكي از روستاهاي اطراف نهاوند هستم و از چندي پيش تصميم گرفتم با اجاره يك محل به عنوان شركت و چاپ آگهي استخدام، دختران جوان را فريب دهم.

گزارش حاكي است با اعتراف متهم به چندين فقره جرم، ماموران در بررسي گوشي تلفن همراه وي، فيلم و عكس‌هاي دختران اغفال شده را كشف و ضبط كردند.

در مرحله ديگر تحقيقات، متهم اعتراف كرد در اين اقدام مجرمانه چند نفر ديگر نيز با او همدست بوده و در اغفال دختران با وي همكاري مي‌كرده‌اند كه موضوع به بازپرس پرونده گزارش و دستور دستگيري ديگر متهمان پرونده كه متواري هستند، صادر شده است.

مركز اطلاع‌رساني ناجا با هشدار به دختران جوان جوياي كار، از آنها خواست پيش از تصميم به استخدام در شركت‌هاي خصوصي، ابتدا موضوع را به والدين خود اطلاع دهند و فراموش نكنند كه آگهي‌هاي اغواكننده، ممكن است يك دام براي آنها باشد.

 

هر بار پس از اين عمل، عذاب وجدان شديدي به سراغم مي‌آمد و حتي ساعت‌ها گريه مي‌كردم؛ اما گويي اين تجاوزها غيرارادي انجام مي‌شد و من نمي‌توانستم جلوي حس دروني خودم را بگيرم. حالا نيز كل هزينه درمان دخترم را تا آخرين ريال پرداخت خواهم كرد تا اين كار خود را جبران كنم.

 

تجاوز پدر ایرانی سنگدل به دختر 10 ساله اش 
 
قشم دیلی: زني كه مدعي بود دخترش توسط پدر سنگدل خانواده مورد تجاوز قرار گرفته، درخواست طلاق خود را به دادگاه خانواده ارائه كرد.

اين زن پس از حضور در دادگاه به قاضي گفت: حدود ۹ ماه قبل به يك ماموريت كاري رفته بودم و در اين مدت دختر ۱۰ ساله‌ام در خانه با پدرش تنها بود. پس از اين ماموريت به مرور زمان متوجه رفتارهاي غيرعادي دخترم شدم. اين رفتارهاي غيرعادي تا آنجا ادامه داشت كه مشاور مدرسه او نيز از آنها آگاه و من را نيز در جريان گذاشت.

وي كه از نظر روحي بسيار شكسته شده بود، درباره‌ي نحوه اطلاع از تجاوز به دخترش گفت: پس از گذشتن چند ماه از ماجرا متوجه افت شديد تحصيلي دخترم در مدرسه‌اش شدم و افت تحصيلي و رفتارهاي غيرعادي او را به مشاورش در مدرسه اطلاع دادم. مشاور مدرسه هم پس از صحبت با دخترم، متوجه تجاوز به دختر ۱۰ ساله‌ام شد. پس از آن من تا چند ماه رفتارهاي اطرافيان را زير نظر گرفتم اما اميدوار بودم كه اين گمان نادرست باشد.

اين زن ادامه داد: پس از گذشت چندين ماه، صحبت‌هاي مشاور مدرسه با دخترم نتيجه داد و او سرانجام از تجاوز پدرش پرده برداشت. وقتي اين موضوع را از زبان مشاور شنيدم نمي‌دانستم بايد چه كنم و يا چه بگويم. پس از آن تنها سعي كردم دخترم را از پدرش دور كنم چرا كه او با يادآوري خاطرات و اتفاقات پيش آمده هر روز از نظر روحي ضعيف‌تر مي‌شد.

پس از صحبت‌هاي مادر ۳۴ ساله، پدر دختر در برابر قاضي حاضر شده و با ابراز پشيماني از تجاوز به دخترش عنوان كرد: اين اتفاق امري غيرارادي بوده و من خود نيز از كرده‌ام پشيمانم.

قاضي پس از شنيدن سخنان مرد، رو به او كرد و پرسيد: پشيماني كه شما مي‌گوييد تنها در صورتي مي‌تواند موضوعيت داشته باشد كه اين عمل يك بار به وقوع پيوسته باشد اما طبق آنچه در پرونده موجود است شما چندين بار به دختر ۱۰ ساله خود تجاوز كرده‌ايد آيا واقعا پشيماني شما حرفي درست است؟

پدر در پاسخ به سوال قاضي با اظهار ندامت دوباره از عمل خود، اظهار كرد: هر بار پس از اين عمل، عذاب وجدان شديدي به سراغم مي‌آمد و حتي ساعت‌ها گريه مي‌كردم؛ اما گويي اين تجاوزها غيرارادي انجام مي‌شد و من نمي‌توانستم جلوي حس دروني خودم را بگيرم. حالا نيز كل هزينه درمان دخترم را تا آخرين ريال پرداخت خواهم كرد تا اين كار خود را جبران كنم.

زن پس از شنيدن سخنان همسرش تاكيد كرد كه تنها درخواستش از دادگاه طلاق و دادن حضانت بچه به اوست و بر اين اساس قاضي نيز در پايان دادگاه حكم طلاق را صادر كرد.

 


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 12:16  توسط   | 

برنامه فتنه گران و جريان انحرافي در مراسم ارتحال امام

برنامه فتنه گران و جريان انحرافي در مراسم ارتحال امام
 
فتنه گران و جريان انحرافي از امشب و در برنامه هاي ارتحال امام قصد دارند با توهين به برخي شخصيت ها و شعارهاي انحرافي آن را به گردن
نيروهاي متدين و حزب اللهي انداخته و از اين طريق ادعاي مظلوم نمايي كنند.
  فتنه گران و جريان انحرافي براي انجام چنين ترفندي سازماندهي كرده و قصد ايجاد
التهاب و سوء استفاده سياسي از مراسم ارتحال امام را دارند. از جمله اين برنامه ها سر دادن شعار
عليه نزديكان رئيس جمهوري و تحريك وي به پاسخگويي در اين باره مي باشد.

فتنه گران و جريان انحرافي از امشب و در برنامه هاي ارتحال امام قصد دارند با توهين به برخي

شخصيت ها و شعارهاي انحرافي آن را به گردن نيروهاي متدين و حزب اللهي انداخته و از اين طريق ادعاي مظلوم نمايي كنند.

رئيس جمهوري امشب در حرم حضرت امام ايراد سخنراني مي كند.

امام(ره) چه زمانی گفت، جانم‌فدای‌ملت‌ایران

گفت وگو با آیت‌الله محمدرضا جلالی خمینی - عضو سابق مجمع روحانیون مبارز 

رهبر معظم انقلاب مبنای اصلی جاذبه و دافعه امام خمینی(ره) را اسلام ناب محمدی معرفی می‌كنند. شما به عنوان شخصی كه سال‌ها در كنار امام(ره) بوده‌اید و از شاگردان و همراهان ایشان محسوب می‌شدید، این موضوع را توضیح دهید. به عنوان كسی كه سال‌ها در محضر امام(ره) تلمذ كرده و از كودكی ایشان را درك كردم، آنچه از شخصیت ایشان متوجه شدم این بود كه امام یك انسان ممتاز و استثنائی‌ در عرصه عمل، علم، زهد، فهم و زیركی محسوب می‌شد. ۱۴۰۰ سال اسلام غریب بود؛ این عنایت خدا بود بر یك نفر كه بعد از ۱۴۰۰ سال غربت اسلام، بیاید و یك چنین كاری را انجام دهد و حكومتی بر مبنای ولایت فقیه به‌نام جمهوری اسلامی تشكیل دهد كه مظهرش ولایت و قانون اساسی‌اش قرآن باشد. بسیاری از علمای قدیم آمدند و بحث‌هایی راجع به ولایت و حكومت اسلامی كردند مثل سیدجمال‌الدین اسدآبادی، شیخ انصاری و... اما آن كسی كه بیاید و این مقوله را به منصه ظهور رساند، كسی جز امام خمینی(ره) نبود. بحمدالله این عنایت خدا بر این انسان الهی بود كه برای رضای خدا و به شیوه جدش حسین بن علی(ع) قیام كرد.

اما در مورد جواب سؤال شما كه به ریشه‌های جاذبه و دافعه امام(ره) اشاره كردید باید تصریح كنم كه به معنای واقعی ریشه جاذبه امام(ره) اولاً و بالذات به پای‌بندی ایشان به اصول اسلام اصیل باز می‌گردد كه در همه ابعاد وجودی ایشان آشكار بود و دیگر این‌كه حامی و طرفدار واقعی مردم خصوصاً قشر مستضعف و محروم بودند. همین مؤلفه‌ها به عنوان عوامل جذب مردم موجبات دفع برخی از افراد را هم فراهم آورد.

به‌طور مثال در مورد پای‌بندی امام(ره) به اسلام واقعی بنده این را با جرأت می‌گویم كه ما چندین سال در خدمت امام بودیم و در درس ایشان شركت می‌كردیم. یك‌بار من ندیدیم كه غیبت كنند و اگر كسی هم پیش ایشان غیبت می‌كردند، بلافاصله تذكر می‌دادند.

یكی دیگر از ویژگی‌های منحصر به فرد امام توجه به مردم بود به‌طوری كه ما در اكثر برهه‌ها ما شاهد این مسئله هستیم. درواقع دو مؤلفه‌ای كه امام(ره) را پیروز كرد، اول عنایت و فضل خداوند بود و آن ذاتیاتی كه خود این مرد داشت و دوم پشتیبانی مردم بود.

شخصیت و عملكرد امام(ره) به گونه‌ای بود كه در طول مسیر حركتشان در سال۴۱ به بعد تا آخر عمرشان افرادی جذب و یا دفع می‌شدند. چرا به مرور زمان برخی از امام(ره) فاصله گرفتند؟ علتش این است كه امام(ره) یك مؤمن واقعی، یك انسان ولایی و طرفدار محرومین بود. تمام توجه‌اش به خدا بود و دلش می‌خواست اسلام پیش برود و مردم از بیچارگی بیرون بیایند. این جاذبه امام بود. افرادی كه این فكر و عقیده را داشتند آمدند و ماندند. آن‌هایی كه اسلام می‌خواستند آن هم اسلام ناب و نه اسلام آمریكایی، این‌ها گرد امام (ره)جمع شدند. البته یك عده‌ای دیگر هم اسلام و حكومت اسلامی و مستضعفین را نمی‌خواستند و به دنبال چپاول بودند كه این جماعت به تدریج از دور امام(ره) پراكنده شدند. 

نكته مهم دیگری هم كه در جذب و دفع افراد، سیاست استكبارستیزانه امام(ره) بود. امام خمینی(ره) از اول تا روزهای آخر عمرشان از مشی استكبارستیزانه‌شان كوچك‌ترین عدولی نداشتند و همین باعث شد تا برخی از افرادی كه تاب و تحمل این قضیه را نداشتند به تدریج با ایشان زاویه پیدا كنند. در اینجا لازم می‌دانم این نكته را هم اشاره كنم كه به عقیده من در حال حاضر تنها كسی كه به بهترین وجه راه و خط امام(ره) را دنبال می‌كند حقیقتاً رهبر معظم انقلاب است. خط رهبری را صددرصد همان خط امام خصوصاً در مقولات ذكر شده یعنی پای‌بندی به اسلام ناب، طرفداری از مردم و استكبارستیزی می‌دانم. 

اگر بخواهیم جداشدگان از راه امام(ره) را تبارشناسی كنیم این افراد و گروه‌ها از كدام طیف‌ها بودند و عقبه فكری و نظری ایشان چه بود؟
همان‌طور كه پیش‌تر اشاره شد، شاخصه‌های خط امام(ره) به گونه‌ای بود كه عده‌ای به تدریج از آن دور و تاب ادامه دادن نداشتند. اما در ریشه‌شناسی جدا شدن از خط امام باید دو علت دیگر را هم لحاظ كرد كه به كسانی برمی‌گردد كه بعد از انقلاب از مسیر رهبری فاصله گرفتند و آن این‌كه همه كارهای امام(ره) برای خدا بود و هیچ توقعی هم نداشت. می‌گفت به من بگویید خدمتگذار به مراتب بیشتر خوشحال می‌شوم تا به من بگویید رهبر. در همین اوضاع و احوال یك عده‌ای هم آمدند كه فكر می‌كردند به مقامی می‌رسند. یك نفری در قم كه از شاگردهای امام(ره) هم بود می‌گفت من عاشق امام هستم. مرحوم اشراقی به ما می‌گفت كه حواستان جمع باشد این حقه است. آدم فاضل و باسوادی بود ولی مدتی بعد از پیروزی انقلاب طوری شد كه كاملاً از مواضع قبلی‌اش برگشت. حالا چه انتظاری داشت؟ این‌كه قاضی یا امام جمعه و... بشود ولی نشد. آخر كار به جایی رسید كه رفت عراق همگام با صدام؛ همینی كه می‌گفت بدون عشق امام خوابم نمی‌برد در رادیو و تلویزیون عراق شدیدترین توهین‌ها را به امام می‌كرد.

نمونه دیگر این‌كه آن موقع كه در زندان ساواك بودم، یك شب دیدم كه سرباز در سلول را باز كرد و یك نفر را به داخل هُل داد و انداخت كنار ما. با توجه به این‌كه زندان تاریك بود پرسیدم كه كیست؟ وقتی خودش را معرفی كرد فهمیدم یكی از علمایی است كه بعد از مرحوم فلسفی از منبری‌های خوب و مسلط تهران محسوب می‌شد كه علیه نظام حاكم هم سخنرانی‌های بسیاری صورت داده بود. در زندان ساواك هم چنان شجاعانه با مأمورین ساواك ستیز و مقابله می‌كرد كه همه را تحت تأثیر قرار داده بود. این‌چنین آدمی بعد از انقلاب نمی‌دانم چه انتظاری داشت كه به‌طور كامل از مواضع انقلابی‌اش برگشت و خدا به او رحم كرد كه از دنیا رفت.

از آن طرف افراد بسیاری بودند كه در طول زندگی‌شان جذب شخصیت امام(ره) شدند؛ مرحوم طیب حاج رضایی از آن جمله بود. بعد از انقلاب هم افرادی هستند كه از این جهت آمدند در راه انقلاب، افرادی كه حتی در ابتدا اهل نماز هم نبودند، اما واقعاً خط امام را ادامه دادند.

امروز در عرصه سیاسی كشور برخی مدعی هستند كه خط امام(ره) را باید از رفتار و اندیشه‌های آن‌ها جستجو كرد؛ در خالی كه هر كدام هم مرام و مسلك خودشان را دارند. چه شاخص‌هایی برای شناخت صحیح راه امام خمینی(ره) وجود دارد؟
به نظر من خط اصیل امام همان اسلام ناب محمدی است كه رهبر انقلاب هم مكرراً از آن یاد كردند و نیز طرفداری از مستضفین. انسان نباید خودش را به جهالت بیندازد مگر این‌كه دنبال پست و مقام باشد. كسانی كه چنین ادعاهایی دارند یا خط امام(ره) را نفهمیدند و یا واقعاً خوشان را به نادانی می‌زنند و می‌خواهند به نفع دیگری برسند و از نظرهای دیگری استفاده كنند.
خط امام(ره) خطی است كه طرفداری از اسلام، طرفداری از محرومین، مردم، مبارزه با استكبار از مشخصه‌های بارز آن است. این خط امام است.

مجدداً تأكید می‌كنم كه در حال حاضر بهترین تفسیر از خط اصیل امام خمینی(ره) همین خطی است كه شخص رهبر انقلاب اسلامی پیش گرفته‌اند و بهترین نحو در حال پیمودن آنند. استكبار باور نمی‌كرد این انقلاب به این نقطه برسد و تصورش این بود كه بعد از رحلت امام(ره) دیگر كار نظام تمام است. الان بیش از دو دهه از ارتحال امام(ره) گذشته و روز به روز انقلاب قوی‌تر و بهتر در عرصه بین‌الملل عمل می‌كند. این نشان از آن است كه خط اصیل امام ادامه یافته است.
در همان روزهای مبارزه كسانی بودند كه تاب همراهی با حركت امام را نداشتند. بنده وقتی از زندان آزاد شده بودم، بعضی از مدرسین و روحانیون آمده بودند منزل ما و می‌گفتند آقای جلالی شما می‌خواهید چه بكنید؟ یعنی روزی می‌شود شاه در این مملكت نباشد؟ باورشان نمی‌شد. به من می‌گفتند شما چگونه می‌خواهید مبارزه كنید؟ با چه چیزی؟ امام تنهاست نه پول دارد نه لشكر دارد؛ این مرد چگونه می‌خواهد مبارزه كند؟

روش سیدجمال‌‌الدین اسدآبادی این بود كه به كاخ‌ها برود و با سلاطین صحبت كند بلكه این‌ها را برگرداند اما نشد و آخر هم او را كشتند. امام روش این بود كه مردم را باید روشن كرد؛ یعنی حقیقت و واقعیت را به مردم گفت؛ نتیجه هم گرفت، نه تنها ما نتیجه گرفتیم بلكه دنیا نتیجه گرفت. خیلی‌ها شیوه امام را پیش گرفتند.

یك روزی ما به همراه چند نفر از دوستان خدمت امام(ره) بودیم. امام(ره) یك نگاهی به همه كرد و فرمود امام حسین(ع) در كربلا فرمودند من اصحابی بالاتر از اصحابم در تاریخ نیافتم ولی من باید بگویم كه من ملتی بهتر از ملت ایران در تاریخ ندیده بودم.
در زمان تبعید امام به تركیه، حاج احمدآقا نامه‌ای به ایشان راجع به خانواده‌اش و نیز وفاداری ملت ایران نوشت. امام در جواب نامه پس از احوال‌پرسی از خانواده نوشت: «جانم فدای ملت ایران».

15 خرداد نقطه عطف تاريخ اسلام و حيات دوباره انقلاب اسلامي است

نماينده ولي فقيه در فارس و امام جمعه شيراز با بيان اينكه 15 خرداد حادثه تكرار نشدني در تاريخ است، گفت: در اين تاريخ منحصر به فرد هم انقلاب اسلامي رقم خورد و هم ولايت امام خامنه‌اي در اين تاريخ شكل گرفت.
از شيراز، آيت الله اسدالله ايماني، در خطبه‌هاي نماز جمعه امروز شيراز ضمن گراميداشت ايام ارتحال امام راحل(ره) و بيعت دوباره مردم، انقلاب اسلامي با امام خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي، اظهار داشت:انحراف در انقلاب از نقطه‌اي شروع مي شود و با توسعه آن خط موازي با خط انقلاب ايجاد مي شود.

وي با اشاره به نمونه‌هاي زياد انحراف در تاريخ به ويژه تاريخ اسلام افزود: قرآن در آيات مختلفي اين قضيه را به پيامبر اسلام(ص) هشدار داده كه مواظب باشيد اسلام از خط اصلي آن انحراف پيدا نكند.

امام جمعه شيراز با تصريح به سرنوشت پيامبران بيان داشت:قرآن به پيامبر سفارش مي كند كه از زاويه ايجاد كردن و فاصله گرفتن با اسلام هم خود جلوگيري كند و هم مواظب مردم جامعه باشد.

آيت الله ايماني با تصريح بر اينكه فاصله گرفتن پيامبر از خط اسلام سخت نيست، خاطرنشان كرد: نگهداري مردم در خط اسلام بسيار سخت و شكننده مي باشد.

نماينده مردم فارس در خبرگان رهبري، با بيان اينكه انقلاب اسلامي نقطه عطف و تحول در مسير تاريخ اسلام بود، امام(ره) و رهبر معظم انقلاب نيز دقيقاً همين مسئوليت پيامبر اسلام(ص) و ائمه (ع) را در قبال مردم دارند كه آنها را از خط انحراف دور نگه دارند.

وي تصريح كرد: قرآن بارها به پيامبر اسلام(ص) تاكيد داشته است كه بايستي استقامت در مسير اسلام ناب داشته باشيد و از انحراف در اين مسير جلوگيري كنيد.

آيت الله ايماني در بخش ديگري از سخنان خطبه‌هاي نمازجمعه دشمن شكن شيراز ضمن تبريك ميلاد امام محمد باقر(ع) و تسليت امام هادي(ع) به بزرگداشت ايام چهارده تا پانزده خردادماه، كه سالروز رحلت امام(ره) و قيام ماندگار 15 خرداد و بيعت مسلمين با امام خامنه‌اي به عنوان ولي امر مسلمين و رهبر معظم انقلاب بود، اشاره كرد و گفت: 15 خرداد نقطه عطفي در تاريخ و يك حادثه منحصر به فرد بود؛ چرا كه آغاز مبداء تاريخ انقلاب و تداوم حيات آن در اين روز شكل گرفت.

وي اضافه كرد: اين روز، روز مبارزه با مرفهين بي درد و متحجرين مقدس نما، بود و روز سرنوشت ساز در تاريخ اسلام و جهان است.

امام جمعه شيراز با اشاره به احاديثي از امام محمدباقر(ع) و امام هادي(ع) در مورد ولايت فقيه بيان كرد:اگر امروز تمامي حادثه‌ها و فتنه‌ها مهار مي شود، به دليل وجود همان علمايي است كه امام هادي(ع) شجاعت آنها را يادآوري كرده بود.

آيت الله ايماني با اشاره به حوادث انقلاب و طوفان‌هاي پس از آن، عنوان كرد: نويسندگان و نخبگان زيادي به اين طوفان‌ها اشاره مي كنند اما؛ متاسفانه كسي از مهار اين فتنه‌ها و حوادث كشتي انقلاب كه به سلامت به ساحل نجات رسيده است، يادي نمي كنند.

نماينده ولي فقيه در فارس وجود با بركت رهبر معظم انقلاب را  در خاموش كردن و مهارنمودن فتنه‌هاي 78، 88 و فتنه‌هاي مختلف را بي بديل دانست و عنوان نمود: الگو بودن امروز ايران در عرصه ملل به دليل ملي گرايي و تلاش برخي از افراد نيست، بلكه به دليل صبر و استقامت و هوشياري و بصيرت و سكانداران انقلاب يعني امام (ره) و امام خامنه‌اي مي باشد.

وي در بخش پاياني خطبه‌هاي نماز جمعه امروز شيراز، با اشاره به فرامين رهبر معظم انقلاب در جمع مردم استان فارس كه بيان داشته بودند اينجا منبع عظيم و جوشان استعدادهاي الهي است، و اينكه استان فارس در قله است، گفت: اين نكات را يادآور مي كنم تا به مسئولين كشور يادآور شوم كه مردمي كه در استاني كه قله ناميده شده زندگي مي كنند، لايق سرپرستي‌هاي گوناگون نيستند.

نماينده مردم فارس در مجلس خبرگان رهبري اذعان داشت: اكثريت مسئوليت‌هاي استاني از بهداري گرفته تا استانداري توسط سرپرست اداره مي شود و اين در شان پنج ميليون انسان ولايتمدار و حزب اللهي و فرهيخته فارس نيست.

وي با اشاره به خطبه‌هاي نماز جمعه هفته گذشته گفت:در هفته گذشته بنده نكاتي را خدمت وزارت كشور بيان كردم اما از كسي دعوت براي هيچ عكس العملي ننمودم و مردم اين عكس العمل‌هاي هفته گذشته را به صورت خودجوش انجام دادند.

آيت الله ايماني تصريح كرد: اجازه بدهيد مسئولين در كمال آرامش به مسئوليت خود برسند و اين فضايي را كه براي استان ايجاد كرده‌اند سر و سامان دهند.

امام جمعه شيراز بيان داشت: استان فارس نياز به سكانداري دارد كه مشكلات آنها را در ميدان عمل حل نمايد نه در تيتر روزنامه‌ها.


وي خاطرنشان كرد:هر گونه حضوري در شهر فعلاً متوقف شوند تا به دور از هر گونه جنجال تكليف معضلات استان مشخص شود و استانداران آينده به ايجاد زيرساخت‌ها و مطالبات به حق اين استان به پردازد. 


جنبش سبز گاهی هست،گاهی کمتر هست،گاهی نیست،پس این جنبش زنده است!

کارشناس صدای امریکا در اظهاراتی عجیب گفت: جنبش سبز گاهی بیشتر وضوح دارد، گاهی کمتر و گاهی هم اصلا واضح نیست،پس این جنبش وجود دارد!

در حالیکه سکوت و آرامش فضای جامعه در طی یکسال و نیم گذشته ازشکست کامل ومرگ جریان فتنه حکایت دارد، کارشناس شبکه دولتی صدای آمریکا با ذکر استدلالاتی مشوش و متناقض مدعی شد که همچنان این جنبش وجود دارد و در حال رشد است!
وی دراین باره اظهار داشت:« جنبش سبز مدام در حال تغییر است،این جنبش نامعین است،از شکلی به شکل دیگر در می آید و نباید به اشتباه فکر کرد که این جنبش در حال افول است،ولی باید دقت کنیم که این جنبش گاهی بیشتر وضوح دارد، گاهی کمتر و گاهی هم اصلا واضح نیست،پس این جنبش وجود دارد[!]»
این به اصطلاح کارشناس تلویزیونی در اظهاراتی که نشان دهنده ماهیت ضد دینی حامیان خارجی جریان به تاریخ پیوسته سبز است،اضافه کرد:« برای من هیچ چیزی تقدس ندارد،در زندگی من به هیچ وجه مقدسات وجود ندارد.»
گفتنی است در کنار ایجاد اغتشاش و آشوب، مهمترین مسئله ای که باعث رسوایی فتنه سبز شد، مسئله ضدیت سران و حامیان داخلی و خارجی آن با مقدسات دینی مردم ایران بود که شاخص ترین آن ابراز شادی و حمله به عزاداران حسینی در عاشورای 88 بود که باعث انزجار ونفرت افکار عمومی نسبت به این جریان شد.


مرگ هاله سحابی؛ از جنجال رسانه ای غرب تا دخالت مستقیم آمریکا

با اظهارات نسنجیده سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، مقامات کاخ سفید مستقیما وارد بازی تبلغاتی غرب درمورد مرگ هاله سحابی شدند.

 به گزارش رادیو فردا، «آمریکا از دولت جمهوری اسلامی خواست تا درباره چگونگی مرگ هاله سحابی، فعال سیاسی و مدنی و دختر عزت الله سحابی، تحقیق کند».
مارک تونر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، به خبرنگاران گفت: «ما از مقامات ایران می خواهیم که در خصوص چگونگی مرگ (هاله سحابی) تحقیق کنند».
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا همچنین به تمجید از عزت الله و هاله سحابی پرداخته و گفته است: «عزت الله سحابی و هاله سحابی در طول عمرشان به دلیل فعالیت های سیاسی شان متحمل رنج ها و سختی ها شدند».
گفتنی است، در روزهای اخیر رسانه های غربی با اخبار کذب و ضد و نقیض به جنجال آفرینی درمورد مرگ هاله سحابی پرداخته اند و حالا هم آمریکایی ها به دنبال ماهی گرفتن از این آب گل آلود شده هستند و این درحالیست که پسر هاله سحابی صراحتا دروغ پردازی های این رسانه ها در مورد درگذشت مادرش را تکذیب کرده و گفته مادرم در اثر سکته قلبی فوت شده است.



هاشمي: با امام بحث و سپس گريه كردم

هاشمي: با امام بحث و سپس گريه كردم

 هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی ناگفته‌های مهمی را از شخصیت اخلاقی و معنوی امام راحل (ره) بیان كرد.

در‌‌ همان سال‌هایی كه حضرتعالی با حضرت امام آشنا شدید، ظهور و بروز اخلاقی ایشان را چگونه دیدید؟
من مجذوب اخلاق ایشان هم می‌شدم برای اینكه گفتم، من یك طلبه روستائی بودم كه تازه آمده بودم قم، طبیعتاً یك مدرسی در سطح امام كه آن موقع در حوزه زبان زد همه بود، از لحاظ عمق دانش و بینش و مخصوصاً بحث‌های فلسفی و اخلاقی خیلی بزرگ بود، خوشش نمی‌آید حالا كه خلوت كرده و دارد در مسیرش فكر می‌كند، یك كسی بیاید مزاحمش بشود. مرحوم آقای مطهری می‌گفتند من در مسیری كه بین خانه و مدرسه می‌روم و می‌آیم، معمولاً روی یك مقاله فكر می‌كنم، یك سوژه‌ای را در ذهنم می‌پرورانم بعد كه آمدم منزل می‌نویسم. ما‌ها خودمون هم همین جوری بودیم و حالا هم همین‌طور است، در راه فكر می‌كنیم. اما من می‌دیدم كه امام هیچ إبائی ندارند از اینكه با ما حرف بزنند، جواب سؤالات را بدهند. سؤالات و لو كودكانه یا عوامانه بود، با خوش اخلاقی جواب می‌دادند. گذشته از اخلاق، آن روحیه انسانی كه ایشان در مقابل یك طلبه روستائی نشان می‌دادند، برای ما جالب بود


سلحشور: برخي سينماگران تربيت‌شدگان انديشه هاليوودند نه اسلام

سلحشور: برخي سينماگران تربيت‌شدگان انديشه هاليوودند نه اسلام

كارگردان «يوسف پيامبر» گفت: علت اصلي فاصله گرفتن سينماي ايران از شاخصه‌هاي امام خميني (ره) اين است كه برخي سينماگران، تربيت‌شدگان انديشه‌هاي هاليوودي هستند و تربيت شده مكتب اسلامي نيستند.

 
استاد فرج‌الله سلحشور در گفت‌‌وگو با فارس  درباره شاخصه‌هاي بيانات و انديشه‌هاي امام خميني (ره) درباره سينما گفت: من مطلبي از ايشان درباره اين موضوع شنيدم كه شايد جزيي از شاخصه‌هاي امام (ره) باشند؛ اولين صحبت ايشان در اين باره اين بود كه «ما با سينما مخالف نيستيم، ما با فحشا مخالفيم». 
 
وي در ادامه افزود: اين مطلب را مي‌توان دو نوع معنا كرد، نخستين مطلب اينكه سينماي ايران سينماي خوبي است و مورد تاييد امام است و دوم اينكه، نه؛ سينماي ايران بد است و بايد اصلاح شود؛ اما من در اين شكي ندارم كه امام (ره) معتقد بود كه سينماي ايران پيش از انقلاب را سينماي فحشا و سينماي بدي بوده است و مخالف اين سينما بود و مي‌خواست كه اين سينما درست شود. 
 
كارگردان «يوسف پيامبر» گفت: متأسفانه ما به اين درخواست حضرت امام (ره)، عمل نكرديم و فقط ظاهر آن را عوض كرديم و هنوز هم سينماي زمان شاه با همان روابط پشت پرده و با همان بدآموزي‌ها در جريان است و در حال ادامه مسير خود است. 
 
سلحشور اظهار داشت: معتقدم كه حضرت امام (ره) مي‌خواستند سينماي ما اسلامي باشد و اين موضوع بدين معنا است كه سوژه‌ها اسلامي باشد و تفكر اسلامي در آن وجود داشته باشد؛ رابطه‌هاي درون فيلم از ارتباطات اسلامي سرچشمه گرفته باشد و دنبال ترويج ارزش‌هاي اسلامي باشد. 
 
وي در ادامه اظهار داشت: معتقدم كه حضرت امام (ره) مي‌خواستند در اين سينما بي‌حيايي و مسخره‌گي و زنان بي‌پروا، ترويج فمنيسم، ترويج فرزند سالاري و غيره نباشد. 
 
كارگردان فيلم «پرواز در شب» درباره اينكه تا چه اندازه سينماي انقلاب اسلامي به شاخصه‌هاي ترسيم شده توسط امام خميني (ره) نزديك شده‌ است، گفت: در سال‌هاي پس از انقلاب به هيچ كدام از اين شاخصه‌هاي حضرت امام (ره) دست پيدا نكرده‌ايم و تنها تغييري كه داشته‌‌ايم حفظ تقريبي حجاب بوده است؛ واگر نه ذره‌اي اين سينما به آرمان‌هاي حضرت امام نزديك نشده است و ذره‌اي با سينماي زمان شاه فرق نكرده است. 
 
سلحشور درباره علت اصلي شكل نگرفتن شاكله سينماي انقلاب اسلامي گفت: علت اصلي اين موضوع اين است كه سينماگران ما تربيت شدگان انديشه‌هاي پيش از انقلاب اسلامي و هاليوود و شايد بايد گفت تربيت‌شدگان كمپاني‌هاي صهيونيستي هستند؛ سينماگر كشور ما تربيت شده مكتب اسلامي نيست. 
 
وي در ادامه راهكار اين مسائل را تربيت اسلامي دانسته و گفت: ما بايد براي سينما ايران خودمان برنامه‌ريزي كنيم، نه اينكه هاليوود و صهيونيست براي ما الگوي سينمايي طراحي كند، ايران بايد براي سينماي خود يك الگوي اسلامي طراحي كند كه برگرفته از هيچ الگوي ديگري جز اسلام نباشد و بر اساس اين اصول طراحي شده نيرو تربيت شود.


منابع حقوق بشر غرب حرفي براي گفتن ندارند

استاد حوزه علميه قم با بيان اينكه منابع حقوق بشر غرب حرفي براي گفتن ندارند گفت: اين منابع با توجه به اينكه مواد حقيقي خود را از عادات و فرهنگ مردم گرفته‌اند، هيچ اعتباري به آنها نيست

 

 به نقل از روابط عمومي بنياد بين‌المللي علوم وحياني اسراء، آيت‌الله عبدالله جوادي‌آملي در ديدار دبير كميسيون حقوق بشر اسلامي اظهار داشت: هم‌اكنون اثرات انقلاب اسلامي در خاورميانه پديدار شده است و اميدواريم جريان بيداري اسلامي در منطقه به بركت قرآن و عترت به پيروزي رسد.
وي با بيان اينكه همه رشته‌هاي علمي چون فقه، حقوق و يا اخلاق داراي سه مقطع مواد، مباني و منابع هستند، گفت: اسلام منابع علوم را احكام خدا و عترت مي‌داند و در اين بين كساني كه حقوق بشر را نوشته‌اند دست آنها به عنوان حامي يا مدعي از منابع اصيل كوتاه است.
استاد حوزه علميه قم ابراز كرد: منابع حقوق بشر غرب حرفي براي گفتن ندارند چرا كه مواد حقيقي خود را از مفاهيمي چون عدل، حريت و استقلال گرفته‌اند و با توجه به اينكه از عادات و فرهنگ مردم گرفته شده‌اند هيچ اعتباري به آنها نيست.
وي با بيان اينكه در تدوين حقوق بشر از مفاهيمي چون عدالت و استقلال الگوگيري شده است اما به آنكه اشياء را آفريده است اشاره نشده كه جاي او كجاست، گفت: تا منابع غني براي حقوق بشر نداشته باشيم مبنايي براي آن حقوق نداريم.
آيت‌الله جوادي‌آملي ابراز كرد: بسياري از علماي بزرگ حوزه و دانشگاه نيز در شناخت بشر توفيق كامل نداشته‌اند بنابر اين همان كسي كه بشر را آفريده بايد او را معرفي كند.
وي انسان را خليفه خدا در زمين خواند و افزود: كرامت انسان به استناد خلافت اوست و اگر كسي نان خلافت خدا بر زمين را مي‌خورد بايد حرف خدا را بزند اما اگر كرامت انساني را رعايت نكند هم مثال "الانعام " است.
مفسر قرآن كريم اذعان كرد: پيش از آن كه حق خود را از جامعه بين‌الملل طلب كنيم بايد در حوزه درون خود به تكليفمان عمل كنيم.
وي خاطرنشان كرد: مشكل امروز حقوق بشر اين است كه كسي كه خدا را نشناخته نمي‌تواند مجري حقوق ديگران باشد.
آيت‌الله جوادي آملي تصريح كرد: هنگامي تحقيقات علمي ما مي‌تواند سبقه علمي داشته باشد كه لايه اصيل روح و خليفةالهي انسان شناخته شود.
وي حوزه اسلام را در سه محور محلي، منطقه‌اي و بين‌المللي ذكر كرد و افزود: در حوزه محلي با مسلمانان داخل، در حوزه منطقه‌اي با موحدان و در حوزه بين‌المللي با انسانيت سر و كار داريم.
استاد حوزه علميه قم تاكيد كرد: در حوزه بين‌المللي تفاوتي ندارد كه طرف مورد اشاره ما مسلمان، ملحد يا غير مسلمان باشد چرا كه اسلام حتي براي ملحدان نيز برنامه دارد.


نظريه «ولايت فقيه» امام(ره) راه نويني در مقابل بشريت باز كرد

خطيب موقت نمازجمعه تهران با تبيين برخي خصوصيات بنيانگذار انقلاب اسلامي، گفت: امام خميني(ره) توانستند با نظريه ولايت فقيه خود، راه نويني را به بشريت عرضه كنند.

 

  آيت الله كاظم صديقي امام جمعه موقت تهران در خطبه‌هاي نماز عبادي سياسي جمعه تهران با توصيه خود و همه نمازگزاران به تقواي الهي، به برخي از مناسبت‌هاي روز ازجمله فرارسيدن ماه مبارك رجب، اشاره و اظهار داشت: ماه رجب ماه رحمت الهي است كه در آن رحمت خداوند مانند آبشار بندگان خدا را فرا مي‌گيرد، اين فرصت مغتنم است و نبايد اين فرصت الهي و سفره گسترده را از دست بدهيم.

وي با يادآوري برخي از خصوصيات ماه رجب گفت: نماز و روزه در ماه رجب اثرات بي نظيري دارد و درهاي رحمت و خيرات بر روي ما باز مي‌شود.

امام جمعه موقت تهران از ديگر خصوصيات ماه رجب را "استغفار، صدقه و سفر عمره " عنوان كرد و افزود: بايد از گناهان گذشته توبه و تا حد توان از نعمت‌هاي بي نظير اين ماه خدا استفاده كرد.

آيت الله صديقي در ادامه با اشاره به سالروز ارتحال امام خميني(ره)، با تاكيد بر اينكه شيرين‌ترين سخن، حرف زدن از امام(ره) است، گفت: امام خميني (ره) مجعزه پيامبر و قرآن است، حضرت روح الله نقش عصاي موسي را داشت و توانست سحر مستكبران، شرق و غرب جهان اسلام كه دين را افيون توده ها معرفي مي‌كردند، در هم بشكند.

وي ادامه داد: امام نشان داد كه اسلام يك قدرت، جبهه، نور، حقيقت و زاينده است و اسلام قدرت اداره جامعه بشري را دارد و لذا امام (ره) اين را در تجربه و عمل به صحنه زندگي كشاند.

خطيب موقت نمازجمعه عبادي سياسي تهران با اشاره به نظريه ولايت فقيه، گفت: امام خميني(ره) توانستندبا نظريه ولايت فقيه، يك راه نوين را به بشريت عرضه كنند و اين نور را كه در كتابخانه‌ها خاك مي خورد، احيا كرده و توسط آن ايران اسلامي را سرو سامان دهند. امام اسلاميت و معنويت را در جامعه جا انداخت و مسلمانان را از زير سلطه مستكبران نجات داد كه امروز كشورهاي ديگر از نهضت امام خميني(ره) الگوگيري كرده و در منطقه غوغا كرده‌اند.

آيت الله صديقي اولين ويژگي‌ امام را "فقاهت " ايشان دانست و گفت: امام در فقه عميق بود، امام عمق عرفان را دريافته بود، امام شعله نور بود، پرچمدار فلسفه، محقق و محدث بود، لذا اين جامعيت امام موجب شد ملت به ايشان اعتماد كنند.

وي ويژگي دوم امام را "مجاهد " بودن دانست و ادامه داد: امام هيچ باكي از شرق و غرب نداشت و با فرياد بلند شعار " نه شرقي و نه غربي " را سر داد و مرگ بر آمريكا را در جهان مطرح كرد. امام جعلي بودن رژيم صهيونيستي را علني و آمريكا را شيطان بزرگ معرفي كرده و فرمودند، آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.

خطيب موقت نمازجمعه عبادي سياسي تهران در ادامه با برشمردن برخي از خصوصيات امام (ره)يادآور شد: امام خميني از مدح كردن خود جلوگيري مي‌كرد، امام داراي جهاد اكبر و اوسط بود. امام در از دست دادن فرزند خود گريه نكرد، اما در مصيبت سيد الشهداء(ع) با شدت مي‌گريست. امام شجاع بود، از خود گذشته بود، امام در سن پيري زندان‌ها و تبعيد ها را به جان خريد، اما در مقابل ظلم و ستم كوتاه نيامد.

آيت الله صديقي اضافه كرد: امام استقلال و خود باوري را در مردم جاري و مردم را از وابستگي دور كرد و باور "ما مي‌توانيم " را به مردم هديه داد. امام نماد وحدت بود، امام به مردم تكيه مي‌كرد تا ملت‌ها خود را باور كنند تا قدرت‌هاي مستكبر را از تخت‌هاي پوشاليشان پايين بكشند.

وي در پايان خطبه دوم خاطرنشان كرد: امام(ره) نگذاشتند پرچم اسلام و انقلاب بر زمين بماند و چراغ انقلاب خاموش شود، امروز روح اسلام و انقلاب همچنان در وجود خلف صالح ايشان امام خامنه‌اي مي‌جوشد و بعد از 22 سال از رحلت امام امت، ملت ايران همه توطئه‌ها را يكي پس از ديگري خنثي كرده و امروز ملت‌هاي ديگر در حال پيوستن به ملت ايران هستند.

امام جمعه موقت تهران در خطبه اول نماز جمعه نيز جملاتي درخصوص اسرار نماز گفته و اظهار داشت: اگر كسي بخواهد به حقيقت نماز رسيده و به باطن آن پي ببرد، بايد از 7 موضوع بهره بگيرد، كه "تفهم و حيا " نمونه هايي از آنهاست.

آيت الله صديقي توضيح داد: بايداز الفاظي كه به زبان جاري مي‌كنيم فهم عميق و درستي داشته باشيم، لذا فهم نماز و قرآن تنها به داشتن علم لغت عربي و صرف و نحو نيست، بلكه نازل كننده قرآن خود تعليم آن را بر عهده دارد. بنابراين براي باز شدن درب دل و درك حقيقت قرآن، بايد طهارت باطن داشت.


مزروعی سرانجام به بی‌بی‌سی دست همکاری علنی داد



مردی برای خرید مواد مخدر زن خود را فروخت

مردی برای خرید مواد مخدر زن خود را فروخت

.

به نقل از پلیس -  شوهر معتادم مرا در قبال در یافت مبلغی بسیار ناچیز به چهار جوان فوخته بود که پلیس به دادم رسید…

من و همسرم حدود ۷ سال قبل بطور عاشقانه زندگی مشترکمان را شروع کردیم وآن زمان او در یکی از شرکت های خصوصی مشغول به کار بود.

ما در دو سال اول زندگ ی مشترکمان ، زندگی بسیار شیرین ودوست داشتنی ای را داشتیم ونسبت به همدیگر نیز عشق می ورزیدیم که پس از دو سال متوجه تغییراتی در رفتار وی شدم .

آره ، بعد از مدتی فهمیدم که همسرم معتاد می باشد اما نمی دانستم که معتاد به چه موادی می باشد .

یکسال بعد از آن در حالی که سومین سال ازدواجمان نیز گذشته بود از یکی از دوستان همسرم فهمیدم که اوبه دلیل اعتیاد به کراک مدت دوماهی است که از محل کارش اخراج شده است.

خیلی برایم سخت وناگوار بود چرا که از سویی همسرم رابسیار دوست داشتم واز سویی دیگر فرزند دوم مان نیز در راه بودواین برایم بسیار سخت وناگوار بود.

اوایل به روی خودم نیاوردم اما کم کم مسائل مالی ومشکلات آن به دلیل بیکاری همسرم داشت مارا از پای در می آورد، بعد از اون دیگه کاری درست وحسابی پیدا نکرد ، بجز آنکه هر از گاهی برای مدتی کوتاه در جایی کار می کرد وبعد از آن اخراج می شد.

روز به روز وضعمان بدتر می شد وکم کم همسرم با بالا رفتن مصرفش روبه فروش وسایل منزل کرد که با مقاومت من روبرو می شد وگهگاهی هم با کتک زدنم به هدف خود می رسید.

باورم نمی شد که همسرم واقعا همان فردی باشد که در اوایل ازدواجمان با وی آشنا شده بودم چرا که دیگه اعتیاد اورا از پای در آورده بود واز سویی او دیگر پدر دو فرزندم بود.

خیلی از شبها به منزل نمی آمد و نمی دانم در کجا می خوابید چون از هر دوست وآشنایی در زمان غیبتش از منزل سراغش را می گرفتم اظهار بی اطلاعی می کرد.

من که عرصه را بر خود تنگ دیدم به این فکر افتادم که خودم به سرکار بروم ونان آور منزل شوم به همین دلیل با یک شرکت خدماتی شروع به کار کرده وبا هماهنگی آن شرکت به نظافت منازل وآپارتمانها می پرداختم .

در آمد کارم کم وسخت بود اما هزینه منزل وفرزندانم را می توانستم پرداخت کنم وگهگاهی شوهرم که متوجه می شد من از کارم دارای مبلغی پول هستم با کتک کاری واعمال فشار هرچه که داشتم از من می گرفت وخرج مصرف خود می کرد.

خلاصه زندگی به کام من وفرزندانم نبود اما چه قدر سخت بود که همسرم را با آن وضع می دیدم او دیگه از سویی عادت کرده بود به گرفتن پول از من واگر پولی نبود کتکش برای من بود و از سویی دیگه به دامی افتاد که راهی برای فرار نداشت.

یک روز از بیرون وارد منزل شد که بچه ها خوابیده بودند ومن هم از خستگی ومریضی افتاده بودم که او را دیدم وبلافاصله پس از وارد شدنش از من طلب مبلغی پول کرد.

اما من هیچ پولی در بساط نداشتم و به همسرم گفتم که ندارم ، آماده کتک خوردن بودم که گفت: حالا که بچه ها خوابند بیا تا یک کار مناسب وپور در آمدی برات سراغ دارم.

گفتم کارش چیه؟ او جواب داد با پیمان کارش هم صحبت کردم گفت که همسرت را بیار سرکار.

گفتم : بذارش برای فردا ، امروز هم خسته هستم وهم مریضم که او درجواب گفت:پیمانکار شرکت گفته اگر همسرت را همین الان بیاری سرکار استخدامش می کنیم ولی اگر فردا باشد کسی دیگر استخدام می شود.

هرچه از همسرم پرسیدم نگفت کارش چیست؟ فقط گفت که ، کار مناسب وپردر آمدمی باشد.

باالاخره با لباس پوشیدن وآماده شدنم با هم رفتیم بیرون و مرا به یک ساختمان نیمه کاره در حال ساخت که تقریبا متروکه نیز بوده برده وگفت : توهمین جا باش من میروم پایین وبر می گردم.

اون رفت پایین ساختمان وبعد از یکی دو دقیقه دیدم با چهار جوان در حال صحبت کردن می باشد.

خیلی تعجب کردم اما وقتی که کنجکاوشدم متوجه شدم او مقداری پول از هرکدامشان گرفته ورفت.

من در کمال تعجب رفتم به سمت پله ها که به یکباره یکی از آن جوانها با چشمانی براق جلوی مرا گرفت وگفت کجا ؟ گفتم می خواهم با همسرم بروم منزل ، اون جوان گفت: همسرت پولش را گرفت و رفت وتو باید خواسته ما چهار نفر را جواب بدی .

گفتم : منظورت را متوجه نمی شوم.

اوگفت: خودت را نزن به اون راه که به یکباره دیدم دنیا جلوی چشمانم سیاه شده بود. دیگه همه چیز را فهمیده بودم، او مرا فروخته بود. او شرف و آبرویم را به حراج گذاشته بود.

باورم نمی شد که همسرم مرا مثل یک حیوان بفروشد ،توفکربودم که دیدم هرچهار نفری دارندمثل گرگ به من حمله می کنند من هم که شدیدا هم وحشت کرده وهم ترسیده بودم جیغ می کشیدم .بعد از مدتی کوتاه از جیغ وداد من واز شانس من ویاری خدا بعد از پاره شدن لباس من و یکی از آن جوانان ماشین پلیس که از آن کنار ساختمان خرابه می گذشت متوجه می شود وبه دادم رسیده وآن چهار جوان را هم دستگیر می کند.
منبع : ستاره باران

 

سرهنگ عبدالله قاسمی:روابط خیابانی و دوستی های اینترنتی

سرهنگ عبدالله قاسمی:روابط خیابانی و دوستی های اینترنتی

.

سرهنگ عبدالله قاسمی در گفت وگو با خبرنگار انتظامی فارس گفت: متأسفانه هرچند گاهی پرونده ای با موضوع «روابط خیابانی» و «دوستی های اینترنتی» در پلیس آگاهی تشکیل می شود که در اغلب آنها شهروندان دچار خسارت هایی شده اند…

وی اظهار داشت: این خسارت ها برای آقایان در قالب مالباختگی و برای خانم ها به صورت تعرض و آزار و اذیت به عنف بوده است.

سرهنگ قاسمی افزود که آسیب ها در روابط خیابانی و اینترنتی بیشتر متوجه خانم ها به ویژه دوشیزگان است؛ چرا که این روابط معمولاً به بهانه آشنایی قبل از ازدواج صورت می گیرد و متأسفانه درصد بالایی از بانوانی که مورد سوء استفاده و تعرض قرار گرفته اند با همین بهانه ایجاد رابطه برای آشنایی قبل از ازدواج بوده است و تأسف بارتر آن که اغلب این بانوان دوشیزه بوده اند.

این مقام پلیس آگاهی گفت: خانم ها و به خصوص دوشیزگان معمولاً هنگام برقراری روابط خیابانی یا اینترنتی پنهان کاری می کنند و خانواده را در جریان دوستی ها و رفت و آمدهایشان نمی گذارند.

معاون اجتماعی پلیس آگاهی تأکید کرد: جوانان و نوجوانان نباید به اشخاص غریبه اعتماد بی جا کنند و در ذهن خود دوستی های خیابانی و اینترنتی را مبنا و زمینه ای محکم برای تشکیل خانواده بدانند. اگر جوانی واقعاً قصد ازدواج دارد و در پی تشکیل خانواده است، پنهان کاری بی معنا است. اگر هرگونه رابطه و تداوم آن زیر نظر خانواده ها و با کسب مشاوره از افراد ذی صلاح انجام شود، قطعا تبعات ناخوشاید آن برطرف خواهد شد.

سرهنگ قاسمی تصریح کرد: خانواده ها باید بدانند که نداشتن کنترل و نظارت بر رفت و آمد و دوستی های فرزندانشان می تواند عواقب سوئی را برای آنها رقم بزند و یک عمر تلاش آن عزیزان را بر باد دهد. نبود ارتباط عاطفی با فرزندان و نداشتن صمیمیت لازم بین اعضای خانواده باعث پنهانکاری فرزندان و در نهایت ضربه دیدن جوانان و به ویژه دوشیزگان می شود.

وی اظهار داشت: برخی خانواده ها به آزاد گذاشتن دختران و پسران جوان برای برقراری روابط قائلند و این کار را نشانه ای از گونه ای روشنفکری و آزاداندیشی می دانند، ولی پرونده های پلیسی نشان می دهد که خلافکاران از همین اندیشه ناهنجار والدین وارد کانون خانواده شده و به فرزندان و خانواده ها ضربه وارد کرده اند.

معاون اجتماعی پلیس آگاهی اعلام کرد: پرونده های پلیس آگاهی با موضوع تعرض به بانوان و خسارت دیدن آقایان بر اثر برقراری روابط خیابانی و دوستی های اینترنتی، مشکلاتی را برای کارآگاهان ایجاد می کند که مستلزم صرف وقت و هزینه فراوان است؛ چرا که معمولاً مجرمان در این مواقع با هویت و مشخصات جعلی به برقراری روابط اقدام می کنند.

سرهنگ قاسمی در ادامه گفت: خانم ها این گونه روابط را پنهان نگه می دارند و حتی در صورتی که مورد سوء استفاده قرار بگیرند، نه آنها و نه خانواده شان تمایلی به پیگیری قضایی و پلیسی از ترس ریختن آبرویشان ندارند و در اینجا بار دیگر نقش خانواده ها برای متوقف ساختن این جرم و آسیب اجتماعی تعیین کننده است.

این مقام پلیس آگاهی به والدین توصیه کرد هنگامی که فرزندشان دچار چنین آسیب هایی شد، از برخوردهای نامعقول بپرهیزند و بهترین و مطمئن ترین راه، یعنی مراجعه به پلیس، را برگزینند.

وی اظهار داشت: اکنون در پلیس آگاهی «کارآگاهان زن» فعالیت می کنند و بزه دیدگان در صورت تمایل می توانند به راحتی نزد آنها شکایت کرده و ماجرا را شرح دهند. در همین حال، چنین پرونده هایی نزد پلیس آگاهی محرمانه تلقی می شود هیچ کس از مفاد آن مطلع نخواهد شد.
معاون اجتماعی پلیس آگاهی گفت: والدین و بزه دیدگان بدانند که مسکوت ماندن چنین پرونده هایی به معنای آزاد گذاشتن مجرمان برای ارتکاب جرایم بعدی است.

گروه انحرافی ،جریان فتنه را امیدوار کرد

یک کارشناس مسائل سیاسی گفت که جریان فتنه برای نقش‌آفرینی هرچند محدود در آستانه انتخابات مجلس نیاز به “گفتمان سازی ” برای تداوم تحرکات اجتماعی با توجه به عدم ظرفیت و قابلیت گفتمان اصلاحات دارد که به انحای مختلف از قبیل منشور، مانیفست و … آن را دنبال می‌کند.


گرچه جریان فتنه با حماسه مردمی و ماندگار ۹دی عملاً دچار مرگ سیاسی شد اما بازشناسی این جریان وابسته به خارج از کشور درجهت بصیرت‌افزایی و شناخت برنامه‌ریزی‌های عوامل داخلی و خارجی آن برای بازآفرینی تحرکاتشان خصوصاً در آستانه انتخابات مجلس نهم مسأله مهمی است.

آنچه در ذیل می‌آید گفت‌وگوی تفصیلی فارس با مهدی علیخانی ‌صدر مشاور وزیر و معاون مدیر کل سیاسی وزارت کشور درخصوص سناریوهای جریان‌ فتنه و اصلاح طلب برای نقش آفرینی در رخدادهای سیاسی آینده است.

* درخصوص “نحوه فعالیت‌ها و سناریوهای احتمالی جریان فتنه و اصلاح طلب در انتخابات مجلس نهم ” نظرتان را بفرمائید؟

- علیخانی: بی شک جریان فتنه با اتکا برعوامل باقیمانده داخلی و حمایت بیشتر غرب، تلاش خود را برای بازآفرینی موجی جدید آغاز کرده که حرکت‌های آشوبگرایانه‌ای مانند ۲۵ بهمن سال گذشته از همین دست است که به دلیل نقش مؤلفه‌های خارجی در ایجاد آن و همزمانی با تحولات مهم در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی، باید مورد توجه واقع شود؛ چرا که پس از ماه‌ها رکود در تحرکات خیابانی سران فتنه که دلیل اصلی آن عدم رویکرد عمومی مردم به فراخوان‌های آنها بود، تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به محملی برای دور جدید تحرکات تبدیل شد.

آغاز این مرحله را اگرچه بعضی به بیانیه فراخوان موسوی و کروبی برای حمایت از مردم مصر و تونس در ۲۵ بهمن معطوف می‌کنند، اما به دلیل حمایت بلافاصله رسانه‌های نظام سلطه از این فراخوان و حمایت مستقیم اوباما و سران غرب از آن و بکارگیری تمامی رسانه‌ها برای پوشش خبری آن، نشان از هماهنگی کامل سران داخلی و بیرونی در سناریوی جدید علیه نظام دارد که بی‌تردید هدف از آن تداوم و تقویت موج جدید تا انتخابات مجلس در اسفند سال جاری است.

*  باتوجه به اینکه پس از ۹دی تا ۲۵بهمن با تحرک جدی از سوی فتنه‌گران مواجه نبودیم، چه شرایطی باعث شد تا این جریان فضا را برای اغتشاش مناسب ببیند؟

- علیخانی: البته نباید فراموش کنیم که جریان فتنه هیچگاه فعالیت خود را تعطیل نکرده و نمی‌کند و به فراخور شرایط و فضای سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی مذهبی سعی بر سوءاستفاده و تهییج فریب‌خوردگان و موج‌آفرینی می‌کند و لذا در فاصله ۹دی ۸۸ تا ۲۵بهمن ۸۹ تلاش‌های متعدد این جریان در مناسبت‌های مختلفی نظیر چهارشنبه آخرسال، برخی سالگردها و … را شاهد بودیم.

البته در ۲۵بهمن شرایط متفاوت بود؛ چرا که دولت در سال ۸۹ و با عبور از حوادث سال ۸۸ در عرصه‌های مختلف مباحث هسته‌ای، طرح هدفمند کردن یارانه‌ها و … موفقیت‌های چشمگیری داشت و از سوی دیگر تحولات کشورهای اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و رویکرد ملت‌های مسلمان منطقه به گفتمان انقلاب اسلامی که در اصل نشأت گرفته از انقلاب عظیم اسلامی و توفیق دیپلماسی شجاعانه دولت در عرصه خارجی بود؛ شرایط ویژه‌ای را رقم زده بود.

** حاشیه‌سازی جریان انحرافی، جریان فتنه را به اثرگذاری بر فرآیندهای سیاسی امیدوار ساخت

همچنین انعکاس برخی اختلاف‌نظرها میان سران قوا در رسانه‌ها و عملکرد و حاشیه‌سازی برخی از جریان‌های انحرافی مرتبط با جریان اصولگرایی نیز جریان فتنه را به اثرگذاری بر فرآیندهای سیاسی امیدوار ساخت؛ لذا فتنه گران با اتکا بر اینکه در چنین شرایطی با حمایت ویژه غرب و به بهانه حمایت از موج بیداری اسلامی در منطقه می‌توانند اصطلاحاً نعل برعکس بکوبند و با آدرس غلط دادن به مردم خود را بازآفرینی کنند، به میدان آمدند.

*  باتوجه به عدم موفقیت فتنه‌گران در ۲۵ بهمن وضعیت کنونی این جریان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

- علیخانی: بی‌تردید عدم موفقیت فتنه‌گران در فراخوان ۲۵بهمن و موج محکوم کردن این اقدام در مجلس و برخی چهره‌ها که تا آن زمان رسماً جهت‌گیری نکرده بودند، نگرانی سران فتنه را از انفعال و سرخوردگی اندک هواداران فتنه افزایش داده است که بی‌شک نگرانی آنها از دست دادن اعتماد بیگانگان به عنوان یک اپوزیسیون اثرگذار را نیز افزایش داده که برخی اظهارنظرهای سران خارج نشین فتنه حاکی از این مساله است.

همچنین اختلاف نظرها در لایه‌های مختلف مدیریت فتنه بالا گرفته و باتوجه به اعمال محدودیت‌ها برای سران فتنه پس از ۲۵ بهمن سردرگمی بیش از پیش در این جریان به چشم می‌خورد.

سال۹۰، سال انتخابات مجلس و بسیار سرنوشت‌ساز است و لذا انتخابات مجلس نهم که در اسفند ماه امسال برگزار می‌شود، می‌تواند مهمترین زمینه برای تحرکات مجدد فتنه‌گران باشد؛ چرا که برای جریان‌ها و تشکل‌های سیاسی این انتخابات فراز اصلی برای سنجش میزان پایگاه و حفظ موجودیت در عرصه سیاسی است از همین رو همه طیف‌های سیاسی کشور با وجود اینکه زمان زیادی تا انتخابات مانده خود را برای این عرصه آماده می‌کنند اما جریان موسوم به اصلاحات و حامیانشان بیش از دیگر جریانها نیاز به بهره‌گیری از این فرصت دارند؛ چرا که حوادث پس از انتخابات ۸۸ باعث انزوای آنها در عرصه سیاسی شد و برای تجدید حیات نیازمند حضور در این عرصه هستند. اما روند تحولات بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری به طور طبیعی به آنها مجال حضور در عرضه سیاسی را نمی‌دهد مگر اینکه با تحمیل خود بر فضای سیاسی یا دامن زدن به اغتشاشات، راهبرد نظام در عرصه مجلس نهم را دچار اخلال کنند.

بر این اساس جریان فتنه سعی خواهد کرد با دستاویز قراردادن و بهره‌گیری از تحولات منطقه‌ای برای ایجاد تحرک در هواداران تحرکات خود را به انتخابات مجلس گره بزند؛ این جریان باتوجه به عدم رویکرد عمومی مردم بسیار تلاش می‌کند تا برای جلب حمایت خارجی به مستندسازی برای محکومیت ایران در عرصه‌های بین‌المللی پرداخته و در عین حال تلاش می‌‌کند از برخوردهای احتمالی نظام با سران فتنه جلوگیری کند.

در همین راستا تلاش خواهند کرد با انتقال مدیریت فتنه از ایران به خارج از کشور برای جلوگیری از برخوردهای احتمالی اقدام کنند. علاوه براین جریان فتنه برای زنده نگاهداشتن خود قطعاً بهره‌گیری از حمایت برخی خواص غافل را در دستور کار خواهد داشت و برای موج‌آفرینی تلاش خواهد کرد با نفوذ در حاکمیت به ویژه در سطح مدیران میانی و بهره‌گیری از رانت‌های اطلاعاتی، اقتصادی و آگاهی از ضعف‌ها و کاستی‌ها، آنها را بزرگنمایی و شانتاژآفرینی کند.

*  باتوجه به آنچه اشاره کردید مؤلفه‌ها و ویژگی‌های فعالیت جریان فتنه در برگزاری انتخابات مجلس نهم چیست؟

- علیخانی: همانطوری که اشاره کردم نگرانی سران فتنه از انفعال و سرخوردگی باقی مانده هوادارانشان بسیار مشهود است و لذا تلاش برای چسبندگی بیشتر فتنه‌گران به بیگانگان نشان از استمرار و تداوم آن نگرانی و فعالیتی متفاوت از قبل در آینده و به اشکال مختلف با هدف‌‌گیری مهندسی نظام برای انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی دارد.

جریان فتنه و اصلاح طلب با توجه به سرمایه‌گذاری ویژه‌ای که بر روی تشکل های دانشجویی وابسته به خود در دانشگاه‌ها کرده ، درصدد است بخش حمایت داخلی خود را از خیابان‌ها به دانشگاه‌ها منتقل کند که محوریت شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها در تحرکات از ابتدای فتنه پس از انتخابات حاکی از این مسئله است، و لذا محوریت تحرکات و میدان‌داری فتنه‌گران از اشخاص حقیقی معطوف به تشکل‌های گمنام و استفاده ار چهره‌های سفید بدون روشن شدن ماهیت آنها خواهد شد و برای نیل به این هدف فتنه در این تحرکات بر یک موج آفرینی فرسایشی متمرکز می‌شود. به گونه‌ای که به جای شخصیت‌های حقیقی در تداوم مسیر فتنه، تحرکات آینده عمدتاً به عوامل و عقبه‌های این شبکه‌ها متمرکز است. به‌ گونه‌ای که نظام در آینده با “رهبران فیس بوکی ” و یا “تویتری ” مواجه است.

جریان فتنه برای نقش‌آفرینی هرچند محدود در آستانه انتخابات مجلس نیاز به “گفتمان سازی ” برای تداوم تحرکات اجتماعی با توجه به عدم ظرفیت و قابلیت گفتمان اصلاحات دارد که به انحاء مختلف از قبیل منشور، مانیفست و … آنرا دنبال می‌کند و لذا بدون دادن هزینه برای برخورد با عوامل اصلی، در هر مناسبتی با دادن فراخوان، ضمن اینکه بدنبال به چالش کشاندن برنامه‌های نظام هستند، درصدد ایجاد مشروعیت برای خود خواهند بود.

راهبرد کلی این جریان در ماه‌های اخیر در به چالش کشیدن برنامه‌های دولت خصوصاً در بخش اقتصادی و هدفمندسازی و بزرگنمایی برخی مسائل درون دولت و اختلاف‌افکنی در جامعه است که بسیار باید مراقب آن بود.

براین اساس از آنجایی که فتنه سبز به اذعان عوامل داخلی و خارجی فتنه مدتهاست که مرده است تلاش برای تولد نسل بعدی آن در دستور قرار خواهد گرفت. جالب است بدانید ” فارین افیرز ” ارگان شورای روابط خارجی آمریکا در این رابطه می‌‌نویسد “بسیاری از مقامات آمریکا معتقدند که جنبش سبز مدتهاست که مرده است و امروز شاید تنها راه آمریکا، راه‌اندازی جنبش سبز ۲ باشد اگر فناوری سطح بالایی در اختیار مخالفان حکومت قرار گیرد آنها خواهند توانست تا با دولت مقابله کنند. حمایت غرب از جنبش سبز می‌تواند سبب تقویت مخالفان شود “.

*  بر این اساس چه راهبردهای مقابله‌ای برای خنثی‌سازی برنامه‌های جریان فتنه باید اتخاذ شود؟

- علیخانی‌: نباید فراموش کنیم که جریان فتنه در حال حاضر در ضعیف‌ترین حالت خود قرار دارد و باید قدرت بازآفرینی آنرا گرفت. بحمدالله با هوشیاری مردم در ۲۵ بهمن سال قبل و فراخوان‌های بعد از آن و شفاف شدن فضای اجتماعی و عدم وجود هیچ عذر و بهانه برای سکوت برخی از خواص وضعیت در جامعه روشن‌تر از قبل است و از طرفی افشای مدیریت بیگانگان بر فتنه و مزدوری عوامل داخلی برای دستگاه‌های جاسوسی غرب جای هیچگونه شک و شبهه‌ای را باقی نگذاشته است و مطالبات مردم نسبت به محاکمه سران فتنه بسیار جدی شده است.

علاوه بر این هماهنگی و انسجام خوب نهادهای امنیتی و انتظامی برای مقابله و مهار تحرکات خیابانی، اغتشاشات خیابانی فتنه را کنترل کرده است.

هرچه به انتخابات نزدیکتر می‌‌شویم احساس خطر و رشد اعتراضات عناصر و عوامل مرتبط با جریان اصلاحات نظیر برخی نمایندگان اقلیت مجلس، برخی چهرهای سیاسی و … نسبت به روند تحرکات فتنه زمینه انشقاق در بین آنها را بیشتر فراهم خواهد کرد که باید مورد توجه باشد.

آنچه مبرهن است مطالبات کلان فتنه‌گران نیز از تغیر نظام و براندازی به مطالبات حداقلی برای عبور دادن چند نامزد کم حاشیه و اصطلاحاً خوش خیم از فیلتر شورای نگهبان و بدست آوردن پایگاهی در مجلس نهم کاهش می‌یابد که باید آنرا به حداقل رساند.

بی‌شک عرصه نبرد با جریان فتنه در سال ۹۰ “عرصه سایبری ” یا نبرد رسانه‌ای است که باید مورد توجه نخبگان، متعهدین اصحاب رسانه و دانشجویان باشد. باید توجه داشت که عرصه سایبر گفتمان و ادبیات خاص خود را دارد و علاوه بر اینکه اغلب ظرفیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی توسط دشمن هدایت و مدیریت می‌شود، فرصت‌های موجود برای ما نیز به درستی بهره‌گیری نمی‌شود.

نکته مهم دیگر که بعضاً در محافل و برخی اظهارنظرها در مقابله با جریان فتنه شاهد آن هستیم و مساله بسیار مهمی هم هست بزرگ‌نمایی و یا کوچک‌نمایی فراتر از واقعیت جریان فتنه و تحرکات آنهاست که جداً باید از آن پرهیز شود.

 


فعالیت جریان انحرافی در شهر شاهد نمونه

فعالیت جریان انحرافی در شهر شاهد نمونه

با بروز برخی اقدامات و رخدادها با رنگ و بوی انحراف از مبادی اسلامی در شهر مذهبی درچه اصفهان که اخیرا شهر شاهد نمونه کشوری هم نام گرفته است، مردم این شهر دست به اعتراضات گسترده برداشته و خواستار عزل شهردار و رئیس شورای شهر خود شده اند.

به گزارش خبرنگار ندای انقلاب با بروز برخی اقدامات و رخدادها با رنگ و بوی انحراف از مبادی اسلامی در شهر مذهبی درچه اصفهان که اخیرا شهر شاهد نمونه کشوری هم نام گرفته است، مردم  این شهر دست به اعتراضات گسترده  برداشته  و خواستار عزل شهردار و رئیس شورای شهر خود شده اند.

به دنبال برگزاری مسابقه اسکیت دختران و پسران به مسافت بیش از دو کیلومتر در خیابان های این شهر و برخی فسادها در مجموعه ای تفریحی معروف به باغ شهرداری و همچنین برگزاری برخی جشن ها با شیوه های نامناسب و خلاف عرف شهر مذهبی درچه و بعضا به دور از شئونات اسلامی که با حمایت شهردار و برخی اعضای شورای این شهر به خصوص رئیس این شورا برگزار شده، مردم این شهر این اقدامات را برنتافته و دست به اعتراضات گسترده زده و طی هزاران امضاء در طومارهایی مردمی خواستار برخورد  قاطع مسئولان با عوامل این گونه برنامه ها در این شهر شده اند.

امام جمعه این شهر نیز ضمن ابراز انزجار از این گونه اقدامات در حمایت از این خواست مردمی نقش موثری داشته است.به همین علت جریانی با محوریت رییس یکی از نهادهای محلی به نام(م.ج) و فردی به نام (الف) از مسئولین شهری  اقدام به پخش شایعه و شب نامه و...بر علیه امام جمعه محترم که از مبارزان سالهای ستمشاهی و موسس و فرمانده سپاه شهر در سال های دفاع مقدس بوده است مینمایند و سه شکایت هم در دادگاه ویژه روحانیت مطرح میسازند که یکی از این این شاکیان به نام س.ع.م شکایت خود را پس گرفته و اعلام کرده تحت فشار شهردار و دو تن از همان نهاد محلی (م.ج) و(م.پ)اقدام به شکایت کرده اند.

لازم به ذکر است که شهر درچه اصفهان از شهرهای عالم پرور و زادگاه مرجع بزرگوار شیعه حضرت آیت الله العظمی آقا سید محمد باقر درچه ای (ره) و خانواده معروف علمی ایشان می باشد و یکی از شهرهایی است که مردم آن همواره به عنوان یکی از متدین ترین و انقلابی ترین شهرهای کشور شناخته می شده اند و شهید نواب صفوی هم اصالتا از طریق پدر منتسب به این شهر می باشند. مردم این شهر با نثار شهیدان فراوانی در دوران دفاع مقدس حائز رتبه اول میزان شهدا در بین تمامی شهرهای کشور شده اند به طوریکه از هر 76 نفر جمعیت این شهر، یک نفر به شهادت رسیده است. متأسفانه اخیرا با روی کار آمدن عده ای از مسئولان با دیدگاه های انحرافی، حرکت ها و برنامه هایی در این شهر شروع گشته که آشکارا سعی در تقدس شکنی و برهم زدن و آلوده نمودن جوّ مذهبی این شهر به مسائلی دارد که تا پیش از این نداشته است.

حساسیت و اعتراض مردمی به مسئولان این شهر از زمانی آغاز شد که شهردار این شهر اعلام می دارد "متأسفانه بیش از 90 درصد حرکت های اجتماعی شهر درچه مذهبی است و من  آمده ام آن را درست کنم "، که بعد از آن اعتراضات گسترده طلاب، روحانیون و مردم این شهر را به همراه داشته است، خبرهای رسیده حاکی از آمادگی مردم جهت راهپیمایی اعتراض آمیز در این شهر، بعد از مراسم نماز جمعه بوده که بنا به سفارش علما و بزرگان اصفهان فعلا این حرکت منتفی شده است.

بررسی ها نشان از ارتباطات پشت پرده  برخی از مسئولان بلند پایه استان که در واقع عناصر اصلی وابسته به جریان آقای (م) در سطح استان هستند، در حمایت از عوامل این برنامه ها در شهر درچه دارد و همین امر تاکنون باعث بی نتیجه بودن خواسته های مردم شده که اسامی آنها در صورت لزوم منتشر خواهد شد.

ضمنا علمای بزرگ استان اصفهان بالاخص مرجع بزرگوار تقلید حضرت آیت الله مظاهری از امام جمعه محترم شهر درچه به خاطر ایستادگی در برابر اقدامات شهردار و رییس شورا حمایت نموده اند و خواهان برخورد مسئولان با این افراد شده اند که متاسفانه مسئولان ذیربط به این فرمایش حضرت آیت الله مظاهری عمل ننموده اند. 


اظهارات سردار نقدی در مورد فرقه منحرف
سردار محمدرضا نقدي در حاشيه نشست با فعالان فرهنگي استان لرستان در جمع خبرنگاران در خرم‌آباد در خصوص جريان انحرافي گفت: جريان انحرافي بي‌ريشه و بدون پايگاه اجتماعي است، از اين رو جرياني نيست كه بسيج براي مقابله با آن برنامه‌ريزي داشته باشد.


 وي افزود: عده‌اي فكر مي‌كنند با اين كارها مي‌توانند به نظام ضربه بزنند اين در حالي است كه نظام به اين موضوعات پوچ و بي‌ارزش اهميت نمي‌دهد.


رئيس سازمان بسيج مستضعفين با اشاره به برنامه‌هاي بسيج در زمينه تقويت بازار صادرات‎محور گفت: با كمك بسيج اصناف، برنامه‌هايي در زمينه آموزش بازرگانان و تجار براي تقويت بازارهاي صادرات‎محور برگزار مي‌كنيم.

سردار نقدي اظهار داشت: سازمان بسيج براي فرهنگ‌سازي مصرف كالاهاي داخلي برنامه‌ريزي كرده است.

رئيس سازمان بسيج مستضعفين كشور گفت: در حال حاضر بازار داخلي از كالاهاي وارداتي اشباع شده كه اگر جلوي اين واردات بي‏رويه را بگيريم، كمك بزرگي به اشتغال كشور مي‌شود، به نحوي كه اگر از هر يك ميليارد دلار واردات به كشور جلوگيري شود، نزديك به ۲۰۰ هزار شغل ايجاد مي‌شود.

سردار نقدي به برنامه‌هاي اين سازمان در زمينه اشتغال‌زايي جوانان اشاره كرد و اظهار داشت: چگونگي شكل دادن به واحدهاي تخصصي كار، آموزش نحوه ايجاد شركت‌هاي تعاوني، چگونگي جذب منابع مالي، مهارت آموزي و ارائه برنامه‌هايي براي كمك به آموزش فني و حرفه‌اي در مناطق روستايي و عشايري از جمله اين برنامه‌ها است.


شرح روايتي از امام باقر‌(ع) در کلام رهبری
رهبر معظم انقلاب در بيان شرح روايتي از امام باقر‌(ع) به تبيين صفاي ميان شيعيان پرداختند.

معظم‌له با اشاره به روايت مذکور در کافي ج2 ص174 بيان داشته‌اند: «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَ يَجِي‏ءُ أَحَدُكُمْ إِلَى أَخِيهِ فَيُدْخِلُ يَدَهُ فِي كِيسِهِ فَيَأْخُذُ حَاجَتَهُ فَلَا يَدْفَعُهُ فَقُلْتُ مَا أَعْرِفُ ذَلِكَ فِينَا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَلَا شَيْ‏ءَ إِذاً قُلْتُ فَالْهَلَاكُ إِذاً فَقَالَ إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يُعْطَوْا أَحْلَامَهُمْ بَعْد».

فى الكافى، عن الباقر(عليه‌السّلام)؛ «أيجى‌ء احدكم الى اخيه فيدخل يده فى كيسه فيأخذ حاجته فلا يدفعة». حضرت امام محمد باقر(عليه‌السّلام) از يكى از اصحابشان سؤال مي‌كنند - «كه اين مقدمه ديگر ذكر نشده كه آن صحابى كه بود و چه سؤالي كرده بود و از كجا آمده بود؛ اينها ديگر توى اين روايت نيست» - كه آيا در آنجائى كه شما هستيد، وضعيت اينجورى است كه يكى از شماها دستش را توى جيب برادر دينى‌اش بكند و هر چه كه لازم دارد، از توى جيب او بردارد، او هم ناراحت نشود؟ به اين حد رسيده‌ايد كه جيبتان براى همديگر رايگان باشد؟

مرحوم حرزالدين نقل مي‌كند كه «شيخ خضر» هم عصر مرحوم كاشف‌الغطاء، از علماى بزرگ بود و خيلى مورد توجه مردم قرار داشت. مي‌گويد در روز عيد، مردم نجف و عشاير و آنهايي كه به شيخ خضر علاقه داشتند، منزل او آمدند و هدايايي آوردند - پول آوردند، طلا آوردند - و همين طور جلوى ايشان مي‌گذاشتند و ايشان هم آن پولها و طلاها را جلوى دستش گذاشته بود و همان طور روى هم كوت (انباشته) شده بود. بعد شيخ جعفر كاشف‌الغطاء آمد. (معلوم مي‌شود آن وقتها هنوز شيخ جعفر به مقام رياست نرسيده بود).

ايشان آمد و نشست و چشمش به اين پولها و طلاها افتاد. بعد يواش‌ يواش نزديك ظهر شد و مردم رفتند. شيخ جعفر بلند شد گوشه‌ى عبايش را پهن كرد و اين طلاها و پولها را گوشه‌ى عبايش ريخت و گفت، خداحافظ شما، و رفت! شيخ خضر هم نگاهى كرد و چيزى نگفت؛ كأن لم يكن شيئاً مذكورا!

حالا اين قصه‌اى كه نقل كردم، دنباله هم دارد، كه دنباله‌هايش باز از اين جالبتر هم هست.

به هر حال حضرت سؤال مي‌كنند كه در اموال شخصى، شما اينجور هستيد كه مثلاً قبايتان را آنجا آويزان كرده‌ايد، رفيقتان مى‌آيد دست مي‌كند توى جيب قباى شما و يك مقدار پولى كه لازم دارد، برمي‌دارد و بقيه‌اش را آنجا مي‌گذارد و بعد راه مى‌افتد مي‌رود، به شما هم اصلاً برنخورد و ناراحت نشويد؟ چنين وضعى بين شما هست؟ «فقيل ما اعرف ذلك فينا». آن راوى گفت كه در بين خودمان اينجور، وضعى نيست. «فقال فلا شى‌ء اذاً»؛ فرمود: پس هنوز خبرى نيست، هنوز چيزى نيست.

من اينجا اين حاشيه را اضافه كنم كه اين مربوط به زمان امام باقر(عليه الصّلاة و السّلام) است. در آن زمان، شيعه تدريجاً داشت شكل مي‌گرفت. بعد از حادثه‌ى عاشورا، در ظرف اين 33 سال، 34 سالى كه دوران امام سجاد(عليه الصّلاة و السّلام) بود، تدريجاً و يواش‌يواش مردم جمع مي‌شدند؛ چون بعد از حادثه‌ى عاشورا، آن شدت عملى كه به خرج داده شده بود، شيعه را متفرق كرد؛ بعضى‌ها برگشتند، بعضى‌ها منصرف شدند، بعضى‌ها از ولايت اهل بيت پشيمان شدند؛ هر كسى به يك طرفى رفت. در اين 34 سال، يواش‌يواش مردم جمع شدند.

در زمان امام باقر(عليه الصّلاة و السّلام) مردم بيشتر جمع شدند. مردم تدريجاً در شهرها، در نقاط مختلف، نزديك و دور، جمع مي‌شدند. اين مربوط به آن وقت است كه حضرت مي‌خواهند بگويند، اين كانونهاى تشيع را بايد در سرتاسر دنياى اسلام اينجورى تشكيل دهيد، اينجور با هم باصفا باشيد.

حضرت وقتى فرمودند «فلا شى‌ء» - هنوز هيچ خبرى نيست؛ آنى كه بايد بشود، نشده است - آن طرف ترسيد؛ «قيل فالهلاك اذاً؟». «هلاك» در اينجا و در خيلى جاهاى ديگر به معناى مردن نيست؛ به معناى بدبخت شدن است: يعنى پس ديگر بدبخت شديم آقا؟ ديگر هيچى نيست؟ «فقال انّ القوم لم‌يعطوا احلامهم بعد». «احلام» در اينجا جمع «حلم» است. ماده‌ى «حَلُمَ يَحلُمُ» به معناى حلم ورزيدن است؛ با «حَلَمَ يَحلُمُ» كه به معناى رؤيا و اضغاث احلامى كه در قرآن هست، تفاوت دارد؛ آن از باب نَصَرَ يَنصُرُ است، حَلَمَ يَحلُمُ است؛ اين از باب شَرُفَ يَشرُفُ است؛ حَلُمَ يَحلُمُ. اينجا احلام جمع حلم است. پس هنوز به آن بردبارى و آن ظرفيت لازم نرسيده‌ايد.

بنابراين به معناى هلاك نيست كه بگوئيم نابود شديد، عذاب خدا گريبان شما را گرفت؛نه، به معناى اين است كه هنوز آن ظرفيت لازم را پيدا نكرده‌ايد.  

رونمایی خاتمی از بخشی از سناریوی خود برای بازگشت به حاکمیت
سید محمد خاتمی  از رئوس فتنه که این روزها با هدایت و هماهنگی یکی از حامیان پشت پرده فتنه گران به طراحی بازگشت خود به عرصه سیاسی و حاکمیت مشغول است در اظهاراتی که در جمع برخی از یارانش داشته بخشی از سناریوی خود را در این زمینه طرح و بیان کرده است.

خاتمی در محفلی که اساسا برای موضوعی دیگر ومرتبط با برنامه ریزی اصلاحط لبان رادیکال برای التهاب آفرینی نیمه دوم خرداد و روزشمار تحرکات تیرماه فراهم شده بود گفته است :ما باید تلاش کنیم مناسبات خودمان را با حکومت، به قبل ازبرگزاری انتخابات سال 88 برگردانیم.باید بکوشیم پایه های بی اعتمادی را از اطراف خودمان دور کنیم.اگر این اتفاق بیفتد،این امتیاز را خواهیم داشت تا بار دیگر شانس مشارکت در فضای سیاسی کشور را بدست آوریم .

وی همچنین بر ایجاد فضایی برای فراموش کردن اتفاقات فتنه 88 تاکید کرده است: دوران تنش را بایستی فراموش کرد و به جامعه استراحت داد ، من معتقد به آرامش وتفاهم هستم ، می توانیم با حفظ بعضی اصول روی نقاط مشرک همچون قانون اساسی ، امام و.... به تفاهم رسید.

گفتنی است اظهارات خاتمی در حالی صورت می گیرد که وی و جریان متبوعش ضمن حمایت از قانون شکنی و براندازی های فتنه گران هیچ اقدامی در محکومیت حوادثی همچون اهانت به تمثال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران،شعارهای ساختارشکنانه و در تضاد با اندیشه امام همچون نه غزه نه لبنان؛جانم فدای ایران،آشوب اسرائیلی 25 بهمن 89 و ...صورت نداده و همنوا با فتنه گران موفقیت آنان را آرزو می کردند.



+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 20:37  توسط   | 

رهبر معظم انقلاب هدايت كننده كشور به سوي كمال است

رهبر معظم انقلاب هدايت كننده كشور به سوي كمال است
 
 
نماينده ولي فقيه در استان چهارمحال بختياري با بيان اينكه بعد از امام، خداوند نعمت وجود آيت‌الله خامنه‌اي را نصيب ما كرد، گفت: ايشان امروز بخوبي اين كشور را به سوي كمال هدايت مي‌كنند..


 آيت الله محمدرضا ناصري كه 15 سال در نجف و پاريس همراه امام (ره) بوده است به عنوان سخنران پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه امروز تهران، با اشاره به روايتي از پيامبر گرامي اسلام به تشريح ابعاد شخصيتي امام خميني (ره) پرداخت.


وي با تاكيد بر اينكه دراين فرصت‌هاي كوتاه نمي‌توان ابعاد شخصي امام(ره) را تشريح كرد، اظهار داشت: امروز مردم جهان و ايران، امام خود را به خوبي مي‌شناسند، اما بايد هر چه بيشتر شخصيت والاي امام را براي نسل‌هاي جديد تبيين كرد.

نماينده ولي فقيه در استان چهارمحال بختياري گفت: در مسير دنيا و حركت استكباري آن اينطور تلقين كرده‌اند كه براي پيشرفت و ترقي بايد متكي به يك قدرت بود، امروز حتي برخي كشورها در اين توهم هستند كه بايد به آمريكا متكي باشند و حتي نهضت‌هاي اسلامي را هم به اين باور رسانده بودند. در نجف با اعضاي برخي از گروه‌هاي مسلمان كه كمابيش يك حركت‌هاي اسلامي را شروع كرده بودند مباحثه و مناظره مي‌كرديم، آنها مي‌گفتند بايد متكي به يكي از قدرت‌ غرب و شرق باشيم.

آيت الله ناصري ادامه داد: امام در برنامه‌هاي نهضت اسلامي و در مسير حق خود، خداوند را تكيه گاه قرار داد و پايه‌هاي تفكر اتكا به شرق و غرب را فرو ريخت. امام هيمنه ابرقدرت‌هاي را شكست، و اتكا به خداوند را جايگزين كرد.

وي ادامه داد: يكي از ويژگي‌هاي امام اين است كه مبدا تمام حركات، مي‌انديشه ها و اعمال خود را از جانب خدا مي دانستند.

امام جمعه شهركرد با بيان اينكه شاقول و ترازو در اعمال امام "خداوند " بود، گفت: امام خوديت و منيت خود را از بين برده بود، به برخي از مبارزان زندان رفته و برخي از مبارزان مي‌گفتند اگر به خاطر من حركت كرده‌ايد، من پاداشي براي شما ندارم، ولي اگر براي خدا حركت كرده‌ايد خداوند شما را اجر و پاداش خواهد داد، همه چيز بايد براي رضاي خدا باشد.

آيت الله ناصري افزود: همه هم و غم‌ امام در نجف اين بود كه نهضت به پيش برود و به پيروزي برسد، امام(ره) به برخي از بزرگان گفتند اگر شما حركت كنيد من دنباله رو شما خواهم بود، چراكه امام دنبال خوديت و منيت و مرجعيت خود نبود، اما چون آنها حركت نكردند، خود امام بر اساس تكليف وارد ميدان شد اما هيچگاه دنبال نام و نشان و مرجعيت نبود.

وي يادآور شد: امام در شهادت حاج آقا مصطفي اجازه نداد درباره او صحبتي شود، اما وقتي اتفاقي براي يكي از مبارزان در جريان نهضت مي‌افتاد، تاكيد داشتند كه حتما به خانواده او رسيدگي و كار او پيگيري شود.

نماينده ولي فقيه در استان چهارمحال بختياري افزود: امام اجازه نمي‌دادند به دليل اينكه مردم ايران در سختي هستند، كولر در گرماي نجف برايشان نصب شود، بنابراين رهبر وقتي حركت خدايي داشت و مسير او الهي شد، اينگونه رفتار مي‌كند. امام (ره) با همه اين سخن‌ها گفتند من از زحمات اين مردم شرمنده‌ام و با همه ايثاگري‌ها اينگونه مردم داري داشتند، در حالي كه عده‌اي به عنوان ابزار براي پيشرفت كاري خود از مردم استفاده مي‌كنند، امام مردم را به عنوان بندگان خدا مي‌نگريست و لذا به همه آنها عشق مي‌ورزيد. حتي امام در برابر اهانت‌هاي برخي نسبت به خود، براي آنها دعا مي‌كرد.

آيت الله ناصري در پايان تاكيد كرد: بعد از امام خداوند، نعمت وجود آيت‌الله خامنه‌اي را به ما داد و تمام رشته‌هاي دشمنان را از هم پاشيد. امام در باره مقام معظم رهبري گفته‌اند كه ايشان لياقت و شايستگي رهبري را دارند. لذا امروز بعد از امام اين كشور پرتلاطم را به سلامت به سوي كمال هدايت مي‌كنند و اين بركت رهبري آيت‌الله خامنه‌اي است.

سرزنش جريان انحرافي توسط حاميان فتنه «فرار رو به جلو» است
 
رئيس شوراي مركزي قرارگاه عمار گفت: نقد و ملامت فعلي جريان فتنه و حاميان آن نسبت به جريان انحرافي «فرار رو به جلو» است و در واقع عزايي است كه در شكل سرور بيان مي‌شود.


 حجت الاسلام مهدي طائب  در خصوص اظهارات و سرزنش اخير حاميان فتنه نسبت به جريان انحرافي، گفت: بنده جريان انحرافي را با جريان اصلاحات يكي مي‌دانم و در واقع آنها دو لب يك قيچي براي سيستم خارجي هستند و ريشه اصلي اين دو به سازمان سيا بازمي‌گردد.


وي بيان داشت: در جريان فتنه عده‌اي به ابزار بودن خود آگاهي داشته و برخي نيز اين موضوع را نمي‌دانستند؛ كساني كه به اين امر واقف بودند امروز در برابر جريان انحرافي نه تنها خيلي اظهارنظر نمي‌كنند بلكه دچار افسردگي شده‌اند چرا آنها چنين انتظاري نداشتند.

* سرزنش جريان انحرافي توسط حاميان فتنه «فرار رو به جلو» است

حجت‌الاسلام طائب در ادامه افزود: اين افراد انتظار داشتند جريان اصولگرايي و احمدي‌نژاد از درون توسط جريان انحرافي به پوسيدگي، شكست و سقوط دچار شود تا از اين طريق عدم توانمندي اصولگرايان را ثابت كنند.

وي تأكيد كرد: بنابراين نقد و ملامت فعلي اين افراد نسبت به جريان انحرافي «فرار رو به جلو» است و در واقع عزايي است كه در شكل سرور بيان مي‌شود.

* حاميان فتنه انتظار داشتند جريان انحرافي در 6 سال گذشته مقابل رهبري مقاومت كند

اين كارشناس مسائل سياسي اضافه كرد: برخي از اين افراد گفته بودند ما انتظار داشتيم جريان انحرافي در مقابل رهبر انقلاب مقاومت كند اما فكر نمي‌كرديم 6 سال طول بكشد بنابراين بايد از‌ آنها پرسيد شما چرا چنين انتظاري داشتيد؟

وي گفت: حاميان فتنه از اول نسبت به جريان انحرافي آگاهي داشتند لذا انتظار آنها اين بود كه عملكرد فعلي جريان انحرافي ابتداي فعاليت دولت اصولگرا انجام شود و موفق هم باشد اما درايت رهبر معظم انقلاب و بصيرت مردم موجب شد جريان انحرافي 6 سال در زمين زدن رئيس جمهور و منحرف كردن وي ناكام بماند.

حجت‌الاسلام طائب بيان داشت: كساني كه در حال حاضر دست به سرزنش جريان انحرافي زده‌اند گمان مي‌كردند رئيس جمهور از مسير منحرف مي‌شود، استعفا مي‌دهد يا مجلس به عدم كفايت وي رأي مي‌دهد و آنها نيز مي توانند با هياهو به ميدان آمده و كانديدا معرفي كنند و حتي شكست اصولگرايان را اعلام كنند.

وي گفت: اين افراد در كمال تعجب ديدند كه هيچ اتفاقي نيفتاد و رئيس جمهور به فعاليت خود ادامه داد لذا مأيوسانه رو به جلو فرار مي‌كنند تا كسي متوجه نشود آنها يك جريان واحد بوده‌اند از اين‌رو نقدهاي مأيوسانه عليه جريان انحرافي ارائه مي‌دهند.

اين كارشناس مسائل سياسي تأكيد كرد: بنابراين حاميان فتنه كه امروز به سرزنش جريان انحرافي مي‌پردازند هم اين جريان را مي‌شناختند و هم با يكديگر همدست بودند.

* نوع فعاليت جريان انحرافي مانند مدل سيستم‌هاي جاسوسي است

وي گفت: سيستم‌ امنيتي بايد ببيند جريان انحرافي به كجا وابسته است؛ هر چند نوع كارهاي آنها نشان مي‌دهد، مدل جريان انحرافي مانند مدل سيستم‌هاي جاسوسي است.

اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به تكذيب هرگونه ارتباط جريان انحرافي با هاشمي رفسنجاني توسط دفتر وي،‌ اظهار داشت: تكذيب كردن اين ارتباط بسيار خوب است و همين امر نشان مي‌دهد كساني كه متوجه كارها هستند شباهت‌ها را پيدا كرده‌اند و با اينكه ارتباط مستقيمي ندارند، نوع اقدامات و اهداف آنها نشانگر نوعي همسويي بين جريان فتنه و جريان انحرافي است.

وي در خاتمه تأكيد كرد: بنده نمي‌گويم آقاي هاشمي با جريان انحرافي ارتباط داشته است چرا كه خود وي با آنها ارتباط ‌گيري نمي‌كند اما بايد ديد كدام حلقه اصلي به مهدي هاشمي كه در انگليس است و جريان انحرافي پناه داده است.

 

 

سیدمحمدخاتمی  از رئوس فتنه که این روزها با هدایت و هماهنگی یکی از حامیان پشت پرده فتنه گران به طراحی بازگشت خود به عرصه سیاسی و حاکمیت مشغول است در اظهاراتی که در جمع برخی از یارانش داشته بخشی از سناریوی خود را در این زمینه طرح و بیان کرده است.
خاتمی در محفلی که اساسا برای موضوعی دیگر ومرتبط با برنامه ریزی اصلاحط لبان رادیکال برای التهاب آفرینی نیمه دوم خرداد و روزشمار تحرکات تیرماه فراهم شده بود گفته است :ما باید تلاش کنیم مناسبات خودمان را با حکومت، به قبل ازبرگزاری انتخابات سال 88 برگردانیم.باید بکوشیم پایه های بی اعتمادی را از اطراف خودمان دور کنیم.اگر این اتفاق بیفتد،این امتیاز را خواهیم داشت تا بار دیگر شانس مشارکت در فضای سیاسی کشور را بدست آوریم .
وی همچنین بر ایجاد فضایی برای فراموش کردن اتفاقات فتنه 88 تاکید کرده است: دوران تنش را بایستی فراموش کرد و به جامعه استراحت داد ، من معتقد به آرامش وتفاهم هستم ، می توانیم با حفظ بعضی اصول روی نقاط مشرک همچون قانون اساسی ، امام و.... به تفاهم رسید.
گفتنی است اظهارات خاتمی در حالی صورت می گیرد که وی و جریان متبوعش ضمن حمایت از قانون شکنی و براندازی های فتنه گران هیچ اقدامی در محکومیت حوادثی همچون اهانت به تمثال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران،شعارهای ساختارشکنانه و در تضاد با اندیشه امام همچون نه غزه نه لبنان؛جانم فدای ایران،آشوب اسرائیلی 25 بهمن 89 و ...صورت نداده و همنوا با فتنه گران موفقیت آنان را آرزو می کردند.


ادعاهای جالب ضدانقلاب درباره مرگ هاله سحابی

هاله سحابی ساعت هشت و نیم صبح امروز و پیش از تشییع جنازه عزت الله سحابی بر اثر شوک ناشی از درگذشت پدر و سابقه بیماری قند خون، دچار تشنج شد.

وی فوراً به درمانگاه شبانه‌روزی گلندوئک لواسان منتقل شد اما تلاش پزشکان نتیجه نداد و هاله درگذشت.

بنابراین گزارش حضور نیروهای انتظامی در این مراسم کاملاً مشهود بود اما مراسم تشییع با آرامش برگزار شد و به هیچ عنوان شعار سیاسی از سوی تشییع کنندگان شنیده نشد.


با این حال در همان دقایق اولیه، رسانه های ضدانقلاب با انتشار گزارش هایی متفاوت مدعی درگیری و آشوب در این مراسم شدند و به جوسازی درباره درگذشت هاله سحابی پرداختند.

سایت اتاق فکر لندن که با مدیریت محسن کدیور و عطااله مهاجرانی اداره می شود، در خبری جالب از هاله سحابی با عنوان "شهید" یاد کرد و نوشت: "هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش در اثر ضرب و شتم عوامل امنیتی جمهوری اسلامی به شهادت رسید."

جرس همچنین نوشته است که ماموران به او "لگد" زده اند.


این سایت در حالی این ادعا را منتشر کرد که دقایقی پیش تر در ادعای بامزه ای عنوان کرده بود که هاله سحابی با "پنجه بکس لباس شخصی ها به شهادت رسیده است". اما با انتشار اصل واقعه ترجیح داد به مخاطبانش تخفیف بدهد و ادعای پنجه بکس را از خبرش حذف کند.

ارگان اینترنتی وزارت خارجه آمریکا هم در ادعایی مشابه نوشت "هاله سحابی بامداد امروز و به گفته برخی از حاضران در مراسم در پی ضرب و شتم نیروهای امنیتی جان باخت."



رادیو فردا در عین حال به نقل از "منابع نزدیک به فعالان ملی مذهبی"، علت مرگ خانم سحابی را "ایست قلبی پس از انتقال به بیمارستان اعلام کرد".

سایت بالاترین هم که ماه هاست از ناکامی در برنامه های دیکته شده رنج می برد، ادعاهای بامزه ای را درباره علت درگذشت دختر آقا سحابی مطرح کرده است.

این سایت "مضروب کردن وی با پنجه بکس"، "در دست داشتن عکس پدرش"، "ضرب و شتم هاله سحابی توسط ماموران" و ... را به عنوان دلایل مرگ هاله سحابی ده ها بار منتشر کرده است.

ادعاهای جالب رسانه های ضدانقلاب در حالی است که یحیی شامخی، فرزند هاله سحابی در گفت‌وگو با سایت گروهک غیرقانونی نهضت آزادی با اشاره به ایست قلبی مادرش در این مراسم، اعلام کرده این ادعا که مادرم با پنجه بوکس مضروب و کشته شده است، واقعیت ندارد.

رسانه های بیگانه و مخالف نظام در عین حال کوشیده اند که بر پایه این اخبار کذب، مخاطبانشان را برای آشوب طلبی تحریک و ترغیب کنند.

این محافل که در اجرای آشوب های دیکته شده در ماه های بهمن و اسفند سال ۸۹ از جمله آشوب موسوم به "سه شنبه های اعتراضی" و القای توهم مجدد به هواداران خود ناکام بوده اند، مدعی اند که اکنون باید یک آشوب فوری راه انداخت. برخی دیگر هم درباره ناآرامی در روزهای آینده سخن گفته اند.


فریدون سحابی ادعای رسانه های ضد انقلاب را تکذیب کرد

فریدون سحابی، برادر عزت الله و عموی هاله سحابی این ادعای رسانه های بیگانه را که به نقل از او گفته اند : هاله سحابی براثر ضرب و شتم صورت گرفته ، قلبش دچار مشکل شد و از کار افتاد تکذیب کرد و قاطعانه گفت : من هرگز چنین سخنی نگفته ام .
فریدون سحابی ادعای رسانه های ضد انقلاب را تکذیب کرد

فریدون سحابی که در لواسان بسر می برد ،گفت :در روزهای گذشته از رسانه های مختلفی با من تماس گرفته اند اما اینکه من گفته باشم هاله بر اثر ضربه فوت شده باشد ، گفته من نیست.
هاله سحابی روز چهارشنبه و زمانی که در مراسم تشییع پدرش عزت الله سحابی شرکت کرده بود ، بواسطه غلیان احساسات درگذشت .
او به بیماری قلبی و دیابت و نیز فشار خون بالا مبتلا بود. هاله سحابی برای نقشی که در تشنج آفرینی ها و اقدامات غیر قانونی بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر داشت ، بازداشت ، محاکمه و به زندان محکوم شده بود.
در دوران بیماری آقای سحابی مسئولین زندان بارها به هاله اجازه عیادت از پدرش را دادند.
هاله که دچار ایست قلبی شده بود ابتدا توسط پزشک خانوادگی مورد مداوا قرار گرفت و زمانی که او اعلان کرد از دستش کاری بر نمی آید به مرکز فوریتهای پزشکی لواسان منتقل شد که بنا بر پرونده ، نیم ساعت قبل از انتقال ، درگذشته بود.


هدف جريان انحرافي تخريب دولت است
مسئول سپاه پاسداران ناحيه كاشان گفت: هدف جريان انحرافي آن است كه دولتي را كه به عنوان الگو مطرح شده، تخريب كند و ما بايد مراقب باشيم تا برخورد جديد با آنها بشود..

مجتبي جلوداريان در نشست سياسي با اعضاي پايگاه‌هاي بسيج خواهران و برادران دانشگاه علوم پزشكي كاشان تصريح كرد: اين جريان در دوران دولتي كه احيا كننده گفتمان انقلاب و امام زمان(عج) است، ظهور كرده و از اين دولت كه از سوي مقام معظم رهبري به عنوان الگو معرفي شده، تغذيه مي‌كند.

وي با مبرا خواندن دولت اصولگراي فعلي از جريان انحرافي خاطرنشان كرد: همه بايد بدانند مسير اين جريان انحرافي از جريان دولت اصولگرا جداست و حساسيت اين فتنه بالا و رويارويي با آن سخت است.
يك مسئول سپاه پاسداران ناحيه كاشان اظهار داشت: اين جريان علي‌رغم اينكه قدرت بالايي دارند اوضاع آنها آشفته است و فساد اخلاقي و اقتصادي اين جريان بسيار بالاست.
به گفته وي، هر انقلابي پس از وقوع در طول دوره تكاملي حود با سه فتنه كفار، جبهه منافقان و جبهه به ظاهر مؤمن مواجه مي‌شود.
جلوداريان اضافه كرد: در فتنه اول مرز بين كفر و حق مشخص بوده و مبارزه در اين جبهه آسان‌تر از دو جبهه بعدي است و در جبهه دوم يعني رويارويي با منافقان مرزبندي‌ها مشخص نيست و مبارزه در آن نسبت به جبهه اول سخت‌تر است.
به گفته وي هر چه يك انقلاب به تعالي و پيشرفت نزديك مي‌‌شود با افرادي به ظاهر مؤمن در جبهه سوم روبه‌رو مي‌شويم كه هدف اصلي آنها ترور شاخص‌ها و عوض كردن مفاهيم شاخص‌ها به نفع خودشان است و در اين جبهه عليه اصولي مثل انقلاب، ولايت فقيه با استفاده از مفاهيم زيبا و عامه‌پسندي مانند ظهور امام زمان (عج) فعاليت مي‌شود.
وي يادآور شد: به تعبير بسياري از بزرگان از جمله آيت‌الله مصباح يزدي خطرناكترين خطري كه اسلام را تا به حال تهديد كرده، اين نوع فتنه است.
جلوداريان تصريح كرد: گرچه اين جريان فتنه چند ماهي است ظهور كرده اما از سال‌هاي گذشته كليد خورده و طي اين سال‌ها به جمع كردن نيرو آن هم از بين مقام‌هاي رده بالاي مملكت پرداخته‌است.
به گفته وي در اين جريان با استفاده از احاديث متقن القا مي‌كنند كه ظهور نزديك است و امام زمان(عج) به طور مستقيم در بسياري از مديريت‌ها و مسائل جاري جامعه وارد مي‌شود و جامعه را اداره مي‌كند.
وي خاصه اصلي فعالان جريان فتنه را ضربه زدن به ولايت فقيه دانست و افزود: اين جريان با بيان اين بحث قصد دارد شاخص اصل ولايت فقيه را زير سؤال برده و اين منصب را جرياني موازي معرفي كند و بگويد در دوراني كه ظهور نزديك است، نيازي به تمكين امر ولايت فقيه نيست.
جلوداريان وظيفه همه بسيجيان را روشنگري در اين زمينه براي برخورد جدي و چكشي با جريان انحرافي ذكر و خاطرنشان كرد: البته اين جريان به ظاهر ولايتي در طول شش سال اخير روي عناصر اصلي دولت اثرگذاري بسياري داشته و از مديران اجرايي رده بالاي كشور ياران بسياري را گرفته‌است.
وي با تأكيد بر مبرا بودن جريان اصلي دولت و شخص احمدي‌نژاد از جريان انحرافي يادآور شد: هدف اين جريان آن است كه دولتي را كه به عنوان الگو مطرح شده، تخريب كند و ما بايد مراقب باشيم تا برخورد جديد با آنها بشود.
به گفته وي شيريني پايان اين فتنه اين است كه خود رئيس جمهور وارد شود و اين فتنه را به نفع جامعه حذف كند.
نشست سياسي پايگاه‌هاي حضرت حمزه سيدالشهدا (ع)و حضرت زينب (س) دانشگاه علوم پزشكي كاشان با يكي از مسئولان سپاه ناحيه كاشان در محل ستاد مركزي اين دانشگاه برگزار شد.


ناگفته هایی از 15 خرداد 1342
قیام 15 خرداد 1342 سرشار از ناگفته هاست ، از همین رو بود حضرت امام خمینی (ره)  در همان روزهای تبعیدشان در مصرعی از شعری که سروده بودند ، گفتند که " انتظار فرج از نیمه خرداد کشم " ، از همین رو بود که برای همیشه تاریخ، این روز را عزای عمومی اعلام کردند و شاید از همین رو بود که شبی پیش از بیست و پنجمین سالگرد آن، به دیدار حق شتافتند.

 بهاییان نیز مانند اربابان صهیونیست خود همواره در خواب و رویای سرزمین موعود به سربرده اند و همچنان که صهیونیست ها، فلسطین را وعده گاه خویش دانسته اند، بهاییان هم از سرزمین ایران به عنوان ارض موعودشان نام برده اند و در آرزوی تصرف این سرزمین  و نابودی اسلام و شیعه در آن ، تاریخ های بسیار پیش بینی و نوشتند که به فضل الهی هیچکدام محقق نشد.

طبق اسناد موجود و براساس نوشته های سران بهایی ، پیش بینی شده بود که با پایان قرن اول بهاییان ، پیروزی آنان آغاز خواهد شد. لذا �%

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 15:15  توسط   | 

منتظر حضور گرمتان در 14 خرداد هستیم


منتظر حضور گرمتان در 14 خرداد هستیم

http://www.up98.org/images/3dcdj70266zc6s5oayth.jpg

راز قتل و تجاوز به دختر ۹ ساله در فيلم بلوتوثى

راز قتل و تجاوز به دختر ۹ ساله در فيلم بلوتوثى

توزيع فيلم آزار و اذيت دختربچه اى از طريق «بلوتوث» تلفن همراه ، روند رسيدگى به پرونده قتل دختر ۹ ساله كرجى را وارد مرحله جديدى كرد.


پنجشنبه - ۱۹ ارديبهشت- زنى هراسان با مراجعه به اداره آگاهى كرج ، مأموران را در جريان ناپديد شدن مرموز دختر ۹ ساله اش به نام مريم قرار داد.وى در شكايتش گفت: مريم امروز صبح براى رفتن به مدرسه از خانه خارج شد اما ديگر بازنگشت. او هر روز ساعت يك بعدازظهر به خانه مى رسيد. بنابراين با طولانى شدن غيبت دخترم به موضوع مشكوك شدم. مسير خانه تا مدرسه و محل هايى را كه احتمال مى دادم به آنجا رفته باشد به دقت جست وجو كردم اما هيچ اثرى از دخترم نبود. به خانه دوستانش هم مراجعه كردم اما آنها گفتند مريم را در مدرسه نديده اند.در حالى كه هيچ ردى از دختر بچه ناپديد شده در دست نبود صبح ۲۳ ارديبهشت مأموران پليس در جريان كشف پيكر نيمه جان دختر بچه اى قرار گرفتند كه به شدت شكنجه شده بود. آنها پس از حضور در محل مورد نظر با پيكر بى جان دختربچه كه دست و پايش طناب پيچ بود و آثار شكنجه نيز روى بدنش كاملاً مشهود بود مواجه شدند.دقايقى بعد نيز با حضور محمد حسينى رازليقى بازپرس كشيك قتل در محل كشف جسد تحقيقات جنايى براى كشف معماى اين جنايت هولناك آغاز شد.پزشك جنايى نيز پس از معاينه جسد اعلام كرد، دختربچه تحت آزار و اذيت قرار گرفته است و با توجه به دماى بدنش دقايقى از مرگش نمى گذرد . اين در حالى است كه عامل يا عاملان جنايت دست ها و پاهاى قربانى خود را نيز با كارد زخمى كرده بودند. پس از نخستين تحقيقات جسد به پزشكى قانونى منتقل شد.از سوى ديگر نحوه جنايت نشان مى داد، مريم قربانى انتقامى كور شده است. با گذشت ۴ ماه از جنايت، توزيع فيلم صحنه آزار و اذيت دختربچه اى در كرج روند رسيدگى به اين پرونده را وارد مرحله تازه اى كرد. در اين فيلم كه از طريق «بلوتوث» توزيع شده است مرد جوانى به طرز وحشيانه دختربچه اى را مورد آزار و اذيت قرار مى دهد. مأموران در بررسى فيلم متوجه شدند، قربانى اين فيلم شباهت زيادى با مريم دارد. بنابراين با احتمال اين كه مرد متجاوز همان قاتل دختر بچه ۹ ساله است تحقيقات پليسى براى شناسايى هويت مرد جوان آغاز شد تا شايد از اين طريق اسرار قتل فجيع دختر دانش آموز فاش شود.


تنها امید زنان تن‌فروش + تصاویر

تنها امید زنان تن‌فروش + تصاویر


 www.bata.ir 

 

 

«خانه خورشید» تنها امید ده‌ها زنی‌ست که بارها خودکشی
ناموفق داشته‌اند، شب‌ها در پارک‌های سطح شهر سر می‌کنند، در معرض انواع و اقسامی از
وحشتناک‌ترین آزارهای جنسی قرار دارند، زنانی که بارها زندان رفته‌اند و خانه اول و
آخر خود را «خانه خورشید» می‌دانند…! اکثر زنان این مرکز، شناسنامه ندارند؛ ازدواج
مادران معتاد در جایی ثبت نشده؛ و شوهرانشان آن‌ها را با چند کودک قدونیم رها کرده‌اند!

 

 

مادران و کودکان به جا مانده از روابط صیغه‌ای و موقت،
بدون داشتن شناسنامه دست یاری دراز کرده‌اند..! «خانه خورشید» مرکزگذری ترک اعتیاد
زنان، جایی که صد زن معتاد را با متادون سرپا نگه می‌دارد، چارچوب این خانه به روی
زنان معتاد باز است… اما این خانه قانون و مقررات دارد… مقرراتی که با چاشنی محبت
همراه است…

 

 

«متادون» شربتی که ۱۰۰ زن معتاد مثل یک داروی روزانه به
آن نیاز دارند و اصلی‌ترین بهانه‌ی ورودشان به خانه خورشید، نوشیدن این شربت است. خوردن
شربت متادون قانون دارد… جرئه جرئه‌ی آن باید با نظارت پزشک مصرف شود. آخرممکن است
زنی با خودداری از مصرف شربت، آنرا بفروشد و مواد تهیه کند و یا به جای خوردن آن، باز
به سمت مواد مخدر برود…! سوزن و سرنگ، نواربهداشتی، کاندوم، لباس زیر، یک لیوان چای
داغ و یک وعده غذای گرم هم به زنان‌ می‌دهند… لباس‌ گرم برای زنان از نان شب هم واجب‌تر
است…!

 

 

تشویق و ترغیب زنان برای استفاده از قرص‌های ضد بارداری
یکی از ضروریاتی‌ست که مسئولان خانه‌ی خورشید به آن تاکید می‌کنند…! بسیاری از زنان
تمایل دارند که از طریق عمل جراحی و بستن لوله‌های رحمی ، دیگر بچه‌دار نشوند اما یکی
از اصول این جراحی، موافقت کتبی و امضای همسرانشان است، درحالیکه همسران،این زنان را
با چند کودک قدونیم قد رها کرده و مفقود شده‌اند…! با این که تلاش زن بی‌نتیجه می‌ماند،
اما نمی‌تواند به روابط صیغه‌ای و موقت تن ندهد…!

 

 

مادر است یا حداقل پسرش او را «مامان» صدا می‌زند… اغلب
وقتی با این کلمه مواجه می‌شود، دلش می‌خواهد سیلی محکمی نثار پسرش کند تا دیگر مادر
بودنش را به رخش نکشد! «مرضیه» مادر ۳۸ ساله ته جیب‌های مانتوی کثیف و سوخته‌اش حتی
پولی برای خرید یک جوراب بچه‌گانه ندارد… انگشتان پای پسرش یکجا از دمپایی‌هایش بیرون
زده و از سرمای اولین باران پاییزی سیاه وکبود شده…!

 

 

مرضیه می‌گوید:“ پولی بابت خرید شیشه و مواد مخدر نمی‌دهم؛
۱۰ بسته شیشه می‌فروشم و صاحب کارم یک بسته مواد مخدر بابت دستمزدم می‌دهد… اکثر
دوستانم همین طور مواد می‌فروشند؛ در واقع ما را به اسم «ساقی مواد مخدر» می‌شناسند!”

 

 

مرضیه سیگارش را روشن می‌کند و بعد از اینکه آب بینی‌اش
را با صدای بلند تمام و کمال بالا می‌کشد به مدیر مرکز «خانه خورشید» آهسته می‌گوید:
پاهام زخم شدن، لباس زیر دارید…؟!

 

 

سحریکی از زنان سرزمین خورشید است… با دستپاچگی وارد
اتاق مدیر مرکز می‌شود و می‌گوید: پدرم باز می‌خواهد صحبت کند… اجازه می‌دهید؟

 

 

پدرسحر هم معتاد است، وقتی وارد اتاق می‌شود سر به زیر
می‌گوید: «سحر در خانه لب به غذا نمی‌زند، حرف نمی‌زند… بچه‌م ساده‌ست، نذارید با
زنان دیگر مراوده کند…!»مدیر مرکز خانه خورشید به پدر سحر می‌گوید: «سحر این جا هم
غذا می‌خورد و هم با دیگران رابطه دارد؛ خودتان بگویید که در خانه چه بر سر سحر می‌آید…»
پدر سحر سرش را به زیر می‌اندازد و با مکث می‌گوید:چیزی نشده… چیزی نشده…

 

 

مدیر مرکز در برابر کنجکاوی‌های خبرنگار ایلنا در مورد
این موضوع با نارحتی می‌گوید: دخترش را شب‌ها در اختیار دیگران می‌گذارد تا پول موادش
را تامین کند…! اما سحر که مشغول قلاب‌بافی و بافتن لیف بود روایت دیگری از یک اتفاق
تعریف کرد: «یک سال با بابام تریاک می‌کشیدم، با پای خودم اومدم خانه خورشید از خونه
بدم می‌یاد، دلم نمی‌خواد خانه باشم… نا مادری‌ام چشم دیدنم و نداره…هم ازش بد
می‌یاد و هم ازش می‌ترسم… از مادر خودم بی‌خبرم…!»

 

 

سحر در مورد نگرانی پدرش و اتفاقات شب‌های اخیر می‌گوید:
«چند روز پیش یک ماشین من و پدرم و سوار کرد… راننده جوان از پدرم خواست تا یک سیگار
بخرد و وقتی پدرم از ماشین پیاده شد با سرعت حرکت کرد، من و به خونه‌ی یکی از دوستانش
برد و به من تجاوز کرد… حتی یک تومان هم کف دستم نگذاشت…!»

 

 

سحر عرق پیشانی‌اش را پاک می‌کند و به یک زن دیگر که توانایی
حرکت ندارد خیره می‌شود و ادامه می‌دهد: یک بار ازدواج کردم اما زمان ازدواج از معتاد
بودنم حرفی نزدم در خانه بهانه‌گیر بودم و بی‌جهت دعوا می‌کردم… همسرم شک کرد و فهمید
که اعتیاد دارم…! منو مثل یک سگ از خونه بیرون کرد و طلاقم داد!»

 

 

مرکز کاهش آسیب اعتیاد زنان خدمات روانشناسی و مدد کاری
هم به زنان ارایه می‌دهد؛ آموزش افراد دارای رفتارهای پرخطر در رابطه با تزریق ایمن،
رفتار جنسی سالم، نحوه استفاده از کاندوم و راه‌های پیشگیری از ابتلا به ایدز و هپاتیت
را در دستور کار دارد همچنین انجام رایگان مشاوره‌های مددکاری و روان‌شناسی، تست داوطلبانه
(VCT) مددجویان در ارتباط با ویروس HIV و بیماری هپاتیت و واکسیناسیون علیه بیماری‌های
واگیردار از دیگر اقداماتی است که در خانه خورشید ارایه‌ می‌شود.

 

 

مرضیه ۲۹ ساله که سایر زنان مرکز گاهی او را «خوشگل خانم»
صدا می‌زنند، دو شب گذشته یک خودکشی ناموفق داشته…. جای زخم طناب روی گردن از گوشه
روسری‌اش پیداست…!

 

 

خودش می‌گوید که با کمربند مانتو خودش را آویزان کرده اما
بند مانتو پاره شده و به قول خودش هنوز به مرگش در زندگی ادامه می‌دهد…! مرضیه یک
بار از شوهرش که می‌گوید “همه‌ی زندگی‌اش” بوده طلاق گرفته… از روز بعد از طلاق روزگارش
سیاه شده و بارها خودکشی کرده…

 

 

او از اینکه خودکشی‌هایش جواب نمی‌دهد گلایه‌ می‌کند؛ با
اینکه رمقی برای حرف زدن ندارد می‌گوید: «یک روز نزدیک ۲ ساعت اطراف یک پل عابر پیاده
کشیک دادم تا ببینم موقعیت برای خودکشی مساعد است یا نه؛ وقتی آویزان شدم، فقط یک لحظه
فرصت می‌خواستم تا خودم را پرت کنم اما یک باره ده دست از پشت کمرم را گرفتن…! نفرین
به آدم هایی که بی موقع سر می‌رسند.»؛ «قبلا که بچه بودم فکر می‌کردم قرص‌های بزرگ‌تر
آدم و راحت‌تر می‌کشن اما الان دیگر کاملا می‌دونم که کدام قرص‌ها زودتر و راحت‌تر
آدم و خلاص می‌کنند…!»

 

 

حوالی ظهر که می‌شود ۲ نفر که خودشان هم مصرف‌کننده شربت
متادون هستند به مرکز می‌آیند و کیسه‌های خالی خود را از سوزن و سرنگ، کاندوم و وسایل
بهداشتی، دیگر پر می‌کنند و به سراغ سایر پاتوق‌ها و محل تجمع معتادان می‌روند تا شاید
بتوانند با دادن وسایل بهداشتی به آنها، زنان و مردان معتاد و درمعرض خطر دیگر را برای
حضور در این مرکز و استفاده از شربت متادون تشویق کنند.

 

 

خانه خورشید یا همان مرکز کاهش آسیب اعتیاد، بهترین وسیله
برای دسترسی به بیماران دور از دسترس هستند و از این‌رو کلیدی‌ترین وسیله برای کنترل
بیماری‌های عفونی مانند ایدز و هپاتیت به شمار می‌آیند… شناسایی مکان‌های تجمع زنان
کارتن خواب و برقراری ارتباط با آنها از اولویت‌های اصلی این مرکز است.

 

 

خانه خورشید اگرچه از سوی سازمان بهزیستی مجوز قانونی دارد
اما با این وجود همچنان در فقر بودجه‌ای به سر می‌برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 23:39  توسط   | 

سوء استفاده از دختران جوان با احضار روح!

سوء استفاده از دختران جوان با

احضار روح!

فردا نیوز: ماموران با انجام تحقیقات محلی دریافتند این مرد ۳۶ ساله به همراه همسر خود پاتوقی برای سرکیسه کردن خلق خدا فراهم کرده و با عنوان فالگیری با قرآن و دادن دعای گشایش کار و .. مردم را تیغ می زند. کارآگاهان با اعزام چند نفر از ماموران خود در ظاهر مشتری به منزل این مرد به اطلاعات دقیق تری از کسب و کار غیرقانونی بهروز دست پیدا کردند.


ماموران اعزام شده گزارش دادند که متهم و همسرش با عنوان داشتن کرامات روحی و ارتباط با ارواح مقدس و اجنه برای خود معرکه ای راه انداخته و به سوءاستفاه از شهروندان گرفتار و خرافاتی می‌پردازند.


با هماهنگی با مقامات قضایی حکم تفتیش خانه مورد نظر صادر و ضابطین قضایی با کندو کاو منزل به مقداری خرت و پرت از جمله نوشته های عجیب و غریب، جوهر و دوات، قلم موهای مخصوص دعانویسی ، رمل ، اسطرلاب و ... دست پیدا کردند.آنها در گفت وگو با تعدادی از مراجعین به این خانه فهمیدند این زوج با ترفندهایی خاص و به بهانه های مختلف هر بار مبالغ هنگفتی را از مشتریان خود گرفته و با وعده سر‌خرمن حل مشکلات آنها از ایشان کلاهبرداری می‌کرده اند.


یکی از مشتریان گفت: از طریق یکی ازاقوامم با این زن وشوهر آشنا شدم. دختر دم بختی داشتم که هنوز شوهر نکرده و نگران آینده وی بودم. وقتی پیش این زوج آمدم آنها با دادن این قول که طولی نخواهد کشید که بخت دخترم باز خواهد شد یک نوشته نامفهوم به من داده و دستوراتی را هم نیز ضمیمه آن کردند. آنها در قبال این کار چند صد هزار تومان نیز از من دریافت کردند. اما پس از مدتی هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ گرهی از مشکل من باز نشد . حالا آمده ام از آنها بپرسم چرا دعایشان نتیجه ای نداده است؟!


ماموران همچنین در ادامه پرس و جو ها از اقدامات شیطانی بهروز نیز پرده برداشتند. چرا که اطلاعاتی به دست آنها رسید که حاکی از استفاده غیر اخلاقی این مرد از بعضی زنان و دختران مراجعه کننده داشت. طی این سوءاستفاده ها متهم به بهانه احضار ارواح ازبعضی زنان و دختران می خواسته در وضعیتی نامناسب ظاهر شده و سپس با آنها روابط غیر شرعی برقرار می کرده است.


گفتنی است به‌رغم این اطلاعات هنوز این پرونده شاکی خصوصی ندارد و به همین خاطر متهمین با قرار قضایی آزاد هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 0:54  توسط   | 

سوء استفاده از دختران جوان با احضار روح!

سوء استفاده از دختران جوان با

احضار روح!

فردا نیوز: ماموران با انجام تحقیقات محلی دریافتند این مرد ۳۶ ساله به همراه همسر خود پاتوقی برای سرکیسه کردن خلق خدا فراهم کرده و با عنوان فالگیری با قرآن و دادن دعای گشایش کار و .. مردم را تیغ می زند. کارآگاهان با اعزام چند نفر از ماموران خود در ظاهر مشتری به منزل این مرد به اطلاعات دقیق تری از کسب و کار غیرقانونی بهروز دست پیدا کردند.


ماموران اعزام شده گزارش دادند که متهم و همسرش با عنوان داشتن کرامات روحی و ارتباط با ارواح مقدس و اجنه برای خود معرکه ای راه انداخته و به سوءاستفاه از شهروندان گرفتار و خرافاتی می‌پردازند.


با هماهنگی با مقامات قضایی حکم تفتیش خانه مورد نظر صادر و ضابطین قضایی با کندو کاو منزل به مقداری خرت و پرت از جمله نوشته های عجیب و غریب، جوهر و دوات، قلم موهای مخصوص دعانویسی ، رمل ، اسطرلاب و ... دست پیدا کردند.آنها در گفت وگو با تعدادی از مراجعین به این خانه فهمیدند این زوج با ترفندهایی خاص و به بهانه های مختلف هر بار مبالغ هنگفتی را از مشتریان خود گرفته و با وعده سر‌خرمن حل مشکلات آنها از ایشان کلاهبرداری می‌کرده اند.


یکی از مشتریان گفت: از طریق یکی ازاقوامم با این زن وشوهر آشنا شدم. دختر دم بختی داشتم که هنوز شوهر نکرده و نگران آینده وی بودم. وقتی پیش این زوج آمدم آنها با دادن این قول که طولی نخواهد کشید که بخت دخترم باز خواهد شد یک نوشته نامفهوم به من داده و دستوراتی را هم نیز ضمیمه آن کردند. آنها در قبال این کار چند صد هزار تومان نیز از من دریافت کردند. اما پس از مدتی هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ گرهی از مشکل من باز نشد . حالا آمده ام از آنها بپرسم چرا دعایشان نتیجه ای نداده است؟!


ماموران همچنین در ادامه پرس و جو ها از اقدامات شیطانی بهروز نیز پرده برداشتند. چرا که اطلاعاتی به دست آنها رسید که حاکی از استفاده غیر اخلاقی این مرد از بعضی زنان و دختران مراجعه کننده داشت. طی این سوءاستفاده ها متهم به بهانه احضار ارواح ازبعضی زنان و دختران می خواسته در وضعیتی نامناسب ظاهر شده و سپس با آنها روابط غیر شرعی برقرار می کرده است.


گفتنی است به‌رغم این اطلاعات هنوز این پرونده شاکی خصوصی ندارد و به همین خاطر متهمین با قرار قضایی آزاد هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 0:54  توسط   | 

زندگی تلخ دخترانی که بخاطر شهوت آل‌سعود وارد کاخ های آنها می شوند!!

زندگی تلخ دخترانی که بخاطر شهوت

 آل‌سعود وارد کاخ های آنها می

شوند!!

یکی از اسناد منتشر شده در پایگاه خبری ویکی لیکس از رسوایی اخلاقی و قانونی بزرگ سعودی‌ها در بهره جنسی از دختران نوجوان و کودک موریتانی و لیبی خبر داد.
بر اساس سند فوق که به تاریخ آوریل سال 2009 باز می‌گردد، سفارت آمریکا در موریتانی اعلام کرد که ثروتمندان سعودی دختران کم سن و سال موریتانیایی را قربانی شهوت جنسی خود می کنند.
این سند به نقل از امینه بنت مختار رئیس یکی از سازمان‌های مدنی فعال در زمینه حقوق بشر می‌نویسد که واسطه‌هایی از سوی شیوخ سعودی به منازل افراد فقیر در موریتانی می‌روند و دختران این خانواده‌ها که بین 5 تا 12 سال سن دارند را در ازای پول فراوان برای بهره کشی جنسی و ازدواج در عربستان سعودی با شیوخ این کشور به کاخ آنها اعزام می‌کنند.
بنا به گفته بنت المختار تاجران انسان در بازدید از منازل افراد فقیر موریتانی به آنها مبالغ مالی حدود 5 تا 6 میلیون اقیه (واحد پول موریتانی) معادل 20 هزار دلار پیشنهاد می‌کنند و در قبال این مبلغ آنها را وادار می‌کنند که دختران خردسال خود را به عربستان سعودی بفرستند، آنها برای فریب این خانواده‌ها به آنها می‌گویند که فرصت‌های زیادی را در عربستان برای این دختران خردسال فراهم خواهند کرد.
بر اساس این گزارش این واسطه‌ها، نمایندگان آژانس‌های مسافرتی سعودی هستند که عنوان کاری خود را سرپوشی برای اقدامات غیرقانونی خود قرار داده و تجارت انسان را در دستور کار خود قرار می دهند.


این فعال زنان در موریتانی می‌افزاید که این بردگان جنسی بلافاصله بعد از آغاز دوران زنانگی و یا باردار شدن از سوی شوهر سعودی خود نادیده گرفته شده و منزوی می‌شوند، بطوریکه غالبا در خیابان‌ها رها شده و هیچ راهی جز تبدیل شدن به زنان خیابانی ندارند.
گزارش سفارت آمریکا در این مورد همچنین با اظهارات یک دختر موریتانیایی همراه شده که سه سال را در یک اتاق در کاخ یک شیخ سعودی زندانی بوده و تنها این مرد و یک خدمتکار را می‌دیده که به امور مربوط به وی رسیدگی می‌کرده است، داستان چند کودک دیگر که از سوی ثروتمندان سعودی به همین منظور خریداری شده نیز در این گزارش وجود دارد.
امینه بنت مختار می‌افزاید که نوع دیگری از تجارت انسان بین موریتانی و عربستان سعودی رایج است که در جریان آن قاچاقچیان، زنان بالغ را به عنوان زنان خیابانی به عربستان سعودی اعزام می‌کنند، آنها با وعده یافتن شغل برای این زنان در عربستان، هزینه‌های ویزا و سفر آنها به عربستان را تامین می‌کنند و از آنها تعهد می‌گیرند که این مبلغ را به محض ورود به عربستان و یافتن کار بازپس دهند، این زنان البته بعد از ورود به عربستان به بهانه بازپرداخت این مبالغ به فعالیت‌های جنسی نامشروع وادار می‌شوند.


وی با ارائه آماری در این زمینه می‌افزاید که محکوم شدن 30 زن موریتانیایی در عربستان به علت فعالیت‌های نامشروع، تحت پوشش قرار گرفتن 15 دختر خردسال این کشور که قربانی شهوت سعودی‌ها شده‌اند و همچنین ثبت آمار 11 حالت از این موارد در ماههای دسامبر و مارس 2009 از جمله مستندات این واقعیت هستند.
این در حالی است که یک سند دیگر از سفارت آمریکا در یمن نشان می‌دهد که تنها دختران خردسال موریتانی نیستند که قربانی شهوت جنسی شیوخ سعودی قرار می‌گیرند، بلکه صنعت توریسم جنسی میان یمن و عربستان سعودی نیز به شدت فعال است و مردان خلیجی در ضمن سفر به یمن بخشی از اوقات خود را با دختران جوان و کودک یمنی در هتل‌های این کشور می‌گذرانند.
احمد القریشی یکی از فعالان مدافع حقوق کودکان در یمن با اعلام این مطلب می‌افزاید که مردان سعودی برای برقراری روابط جنسی با دختران کم سن و سال یمنی به این کشور سفر کرده و اجیانا در قالب ازدواج موقت با آنها رابطه برقرار می‌کنند.
این در حالی است که بر اساس این گزارش بسیاری از این کودکان بعدها به عنوان زنان خیابانی به همین کار در عربستان سعودی ادامه می‌دهند،‌ گسترش این روند با سهل انگاری مقامات سعودی در زمینه تجارت انسان برای اغراض جنسی همچنان رشد قابل توجهی دارد، و روزانه صدها مهاجر غیرقانونی به این صورت وارد عربستان سعودی می‌شوند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 0:53  توسط   | 

زندگی تلخ دخترانی که بخاطر شهوت آل‌سعود وارد کاخ های آنها می شوند!!

زندگی تلخ دخترانی که بخاطر شهوت

 آل‌سعود وارد کاخ های آنها می

شوند!!

یکی از اسناد منتشر شده در پایگاه خبری ویکی لیکس از رسوایی اخلاقی و قانونی بزرگ سعودی‌ها در بهره جنسی از دختران نوجوان و کودک موریتانی و لیبی خبر داد.
بر اساس سند فوق که به تاریخ آوریل سال 2009 باز می‌گردد، سفارت آمریکا در موریتانی اعلام کرد که ثروتمندان سعودی دختران کم سن و سال موریتانیایی را قربانی شهوت جنسی خود می کنند.
این سند به نقل از امینه بنت مختار رئیس یکی از سازمان‌های مدنی فعال در زمینه حقوق بشر می‌نویسد که واسطه‌هایی از سوی شیوخ سعودی به منازل افراد فقیر در موریتانی می‌روند و دختران این خانواده‌ها که بین 5 تا 12 سال سن دارند را در ازای پول فراوان برای بهره کشی جنسی و ازدواج در عربستان سعودی با شیوخ این کشور به کاخ آنها اعزام می‌کنند.
بنا به گفته بنت المختار تاجران انسان در بازدید از منازل افراد فقیر موریتانی به آنها مبالغ مالی حدود 5 تا 6 میلیون اقیه (واحد پول موریتانی) معادل 20 هزار دلار پیشنهاد می‌کنند و در قبال این مبلغ آنها را وادار می‌کنند که دختران خردسال خود را به عربستان سعودی بفرستند، آنها برای فریب این خانواده‌ها به آنها می‌گویند که فرصت‌های زیادی را در عربستان برای این دختران خردسال فراهم خواهند کرد.
بر اساس این گزارش این واسطه‌ها، نمایندگان آژانس‌های مسافرتی سعودی هستند که عنوان کاری خود را سرپوشی برای اقدامات غیرقانونی خود قرار داده و تجارت انسان را در دستور کار خود قرار می دهند.


این فعال زنان در موریتانی می‌افزاید که این بردگان جنسی بلافاصله بعد از آغاز دوران زنانگی و یا باردار شدن از سوی شوهر سعودی خود نادیده گرفته شده و منزوی می‌شوند، بطوریکه غالبا در خیابان‌ها رها شده و هیچ راهی جز تبدیل شدن به زنان خیابانی ندارند.
گزارش سفارت آمریکا در این مورد همچنین با اظهارات یک دختر موریتانیایی همراه شده که سه سال را در یک اتاق در کاخ یک شیخ سعودی زندانی بوده و تنها این مرد و یک خدمتکار را می‌دیده که به امور مربوط به وی رسیدگی می‌کرده است، داستان چند کودک دیگر که از سوی ثروتمندان سعودی به همین منظور خریداری شده نیز در این گزارش وجود دارد.
امینه بنت مختار می‌افزاید که نوع دیگری از تجارت انسان بین موریتانی و عربستان سعودی رایج است که در جریان آن قاچاقچیان، زنان بالغ را به عنوان زنان خیابانی به عربستان سعودی اعزام می‌کنند، آنها با وعده یافتن شغل برای این زنان در عربستان، هزینه‌های ویزا و سفر آنها به عربستان را تامین می‌کنند و از آنها تعهد می‌گیرند که این مبلغ را به محض ورود به عربستان و یافتن کار بازپس دهند، این زنان البته بعد از ورود به عربستان به بهانه بازپرداخت این مبالغ به فعالیت‌های جنسی نامشروع وادار می‌شوند.


وی با ارائه آماری در این زمینه می‌افزاید که محکوم شدن 30 زن موریتانیایی در عربستان به علت فعالیت‌های نامشروع، تحت پوشش قرار گرفتن 15 دختر خردسال این کشور که قربانی شهوت سعودی‌ها شده‌اند و همچنین ثبت آمار 11 حالت از این موارد در ماههای دسامبر و مارس 2009 از جمله مستندات این واقعیت هستند.
این در حالی است که یک سند دیگر از سفارت آمریکا در یمن نشان می‌دهد که تنها دختران خردسال موریتانی نیستند که قربانی شهوت جنسی شیوخ سعودی قرار می‌گیرند، بلکه صنعت توریسم جنسی میان یمن و عربستان سعودی نیز به شدت فعال است و مردان خلیجی در ضمن سفر به یمن بخشی از اوقات خود را با دختران جوان و کودک یمنی در هتل‌های این کشور می‌گذرانند.
احمد القریشی یکی از فعالان مدافع حقوق کودکان در یمن با اعلام این مطلب می‌افزاید که مردان سعودی برای برقراری روابط جنسی با دختران کم سن و سال یمنی به این کشور سفر کرده و اجیانا در قالب ازدواج موقت با آنها رابطه برقرار می‌کنند.
این در حالی است که بر اساس این گزارش بسیاری از این کودکان بعدها به عنوان زنان خیابانی به همین کار در عربستان سعودی ادامه می‌دهند،‌ گسترش این روند با سهل انگاری مقامات سعودی در زمینه تجارت انسان برای اغراض جنسی همچنان رشد قابل توجهی دارد، و روزانه صدها مهاجر غیرقانونی به این صورت وارد عربستان سعودی می‌شوند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 0:53  توسط   | 

برخی زنان در بی‌بند و باری احساس به روز بودن دارند

برخی زنان در بی‌بند و باری احساس به روز بودن دارند

   
عضو شورایعالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی گفت: این حس باید به وجود آید که حجاب برای افراد افتخار باشد درحالی که الان خانم‌ها در بی بند و باری احساس به روز بودن دارند.

محمدعلی آذرشب، استاد دانشگاه، نویسنده و كارشناس مسائل فرهنگی جهان اسلام در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی برنا درباره علل بدحجابی برخی بانوان اظهار داشت: هرگاه حاکمیت اسلامی در کشورمان در مسئله نظامی، امنیتی و اقتصادی از خود اقتدار نشان داد به چشم خود دیدیم که حجاب رعایت شد. از همین رو بخشی از مسئله بد حجابی به هیبت حاکمیت اسلامی بر می‌گردد. 

عضو شورایعالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی افزود: هرگاه هیبت حاکمیت اسلامی در جامعه محفوظ باشد و در زمینه‌های مختلف ملی، اقتصادی، اجتماعی، فکری و فرهنگی موفقیت‌هایی به دست بیاورد بر هیبت آن در جامعه افزون می شود و ناخودآگاه مردم به ارزش هایی که حاکمیت در جامعه مطرح می کند، پایبند می‌شوند. چنانچه ما به چشم خود شاهد بودیم که در زمان جنگ هرگاه پیروزی‌های چشم گیری اتفاق می‌افتاد حجاب بیشتر رعایت می‌شد.

آذرشب پدیده بدحجابی در جامعه را محدود به قشر خاصی دانست و گفت: در شهرستان‌ها و روستاها این مسئله را نمی‌بینید چون حاکمیت در آن نقاط فعالیت کرده و خدماتی چشم گیر ارائه کرده و توانسته هویت اسلامی را در آن نقاط حفظ کند، اما در تهران این مسئله تحقق پیدا نکرده است.

این استاد دانشگاه عدم تقویت فرهنگ حجاب را عامل دیگر بروز پدیده بدحجابی دانست و تصریح کرد: افرادی پیدا نشدند که فرهنگ حجاب را با زبان روز و با فکر و اندیشه عمیق به جامعه ارائه دهند. در زمان طاقوت شهید مطهری آستین بالا زد و وارد مجلاتی چون زن روز شد تا فرهنگ حجاب را با زبان روز و افکار و اندیشه های عمیق متناسب با نیاز های آن زمان ارائه دهد. این کار کمتر در حال حاضر صورت گرفت و بعد از انقلاب به دلیل مشغله های زیاد بسیاری از زمینه های فرهنگی را به فراموشی سپردیم.

كارشناس مسائل فرهنگی جهان اسلام همچنین با اشاره به نقش رسانه ملی در عادی سازی بی حجابی و اختلاط بین زن و مرد عنوان کرد: وقتی رسانه فیلم ها هالیوودی را با اعمال سانسور نشان و صحنه های روابط بین زن و مرد و اختلاط را به طور کامل طبیعی نشان می دهد، این طور در ذهن ها جا می افتد که این بی حجابی ها و روابط بین زن و مرد مشکل زا نیست و حالتی طبیعی است. 

عضو شورایعالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی افزود: باید حاکمیت اقتدار سیاسی اقتصادی و فکری فرهنگی خود را نشان دهد و دستاوردهای عظیمی که در سایه جمهوری اسلامی به دست آمده است ارائه شود و علاوه بر این افرادی که دلسوز هستند باید به فکر این مسئله باشند و جوانان را به گونه ای تربیت کنند که در مقابل هجمه غرب مقاوم باشند.

وی تصریح کرد: اول انقلاب خانم ها بدون این که کسی به آنها چیزی بگوید وقتی وارد جو تظاهرات شدند پوشش اسلامی را برگزیدند چون جو اسلامی بود.در حال حاضر نیز در کوچه و خیابان باید مظاهر به شکلی باشد که خانمی که می‌خواهد بی بند و بار باشد خجالت بکشد و این حس باید به وجود آید که حجاب برای افراد افتخار باشد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: الان ارزش‌ها به گونه‌ای است که خانم‌ها در بی بند و باری احساس به روز بودن دارند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 0:51  توسط   | 

برخی زنان در بی‌بند و باری احساس به روز بودن دارند

برخی زنان در بی‌بند و باری احساس به روز بودن دارند

   
عضو شورایعالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی گفت: این حس باید به وجود آید که حجاب برای افراد افتخار باشد درحالی که الان خانم‌ها در بی بند و باری احساس به روز بودن دارند.

محمدعلی آذرشب، استاد دانشگاه، نویسنده و كارشناس مسائل فرهنگی جهان اسلام در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی برنا درباره علل بدحجابی برخی بانوان اظهار داشت: هرگاه حاکمیت اسلامی در کشورمان در مسئله نظامی، امنیتی و اقتصادی از خود اقتدار نشان داد به چشم خود دیدیم که حجاب رعایت شد. از همین رو بخشی از مسئله بد حجابی به هیبت حاکمیت اسلامی بر می‌گردد. 

عضو شورایعالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی افزود: هرگاه هیبت حاکمیت اسلامی در جامعه محفوظ باشد و در زمینه‌های مختلف ملی، اقتصادی، اجتماعی، فکری و فرهنگی موفقیت‌هایی به دست بیاورد بر هیبت آن در جامعه افزون می شود و ناخودآگاه مردم به ارزش هایی که حاکمیت در جامعه مطرح می کند، پایبند می‌شوند. چنانچه ما به چشم خود شاهد بودیم که در زمان جنگ هرگاه پیروزی‌های چشم گیری اتفاق می‌افتاد حجاب بیشتر رعایت می‌شد.

آذرشب پدیده بدحجابی در جامعه را محدود به قشر خاصی دانست و گفت: در شهرستان‌ها و روستاها این مسئله را نمی‌بینید چون حاکمیت در آن نقاط فعالیت کرده و خدماتی چشم گیر ارائه کرده و توانسته هویت اسلامی را در آن نقاط حفظ کند، اما در تهران این مسئله تحقق پیدا نکرده است.

این استاد دانشگاه عدم تقویت فرهنگ حجاب را عامل دیگر بروز پدیده بدحجابی دانست و تصریح کرد: افرادی پیدا نشدند که فرهنگ حجاب را با زبان روز و با فکر و اندیشه عمیق به جامعه ارائه دهند. در زمان طاقوت شهید مطهری آستین بالا زد و وارد مجلاتی چون زن روز شد تا فرهنگ حجاب را با زبان روز و افکار و اندیشه های عمیق متناسب با نیاز های آن زمان ارائه دهد. این کار کمتر در حال حاضر صورت گرفت و بعد از انقلاب به دلیل مشغله های زیاد بسیاری از زمینه های فرهنگی را به فراموشی سپردیم.

كارشناس مسائل فرهنگی جهان اسلام همچنین با اشاره به نقش رسانه ملی در عادی سازی بی حجابی و اختلاط بین زن و مرد عنوان کرد: وقتی رسانه فیلم ها هالیوودی را با اعمال سانسور نشان و صحنه های روابط بین زن و مرد و اختلاط را به طور کامل طبیعی نشان می دهد، این طور در ذهن ها جا می افتد که این بی حجابی ها و روابط بین زن و مرد مشکل زا نیست و حالتی طبیعی است. 

عضو شورایعالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی افزود: باید حاکمیت اقتدار سیاسی اقتصادی و فکری فرهنگی خود را نشان دهد و دستاوردهای عظیمی که در سایه جمهوری اسلامی به دست آمده است ارائه شود و علاوه بر این افرادی که دلسوز هستند باید به فکر این مسئله باشند و جوانان را به گونه ای تربیت کنند که در مقابل هجمه غرب مقاوم باشند.

وی تصریح کرد: اول انقلاب خانم ها بدون این که کسی به آنها چیزی بگوید وقتی وارد جو تظاهرات شدند پوشش اسلامی را برگزیدند چون جو اسلامی بود.در حال حاضر نیز در کوچه و خیابان باید مظاهر به شکلی باشد که خانمی که می‌خواهد بی بند و بار باشد خجالت بکشد و این حس باید به وجود آید که حجاب برای افراد افتخار باشد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: الان ارزش‌ها به گونه‌ای است که خانم‌ها در بی بند و باری احساس به روز بودن دارند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 0:51  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر